طنزدرکلام مردم بجنورد
(خلاصه مقاله ای که به دبیرخانه همایش دبیران تاریخ خراسان ارائه شده بودوتکمیل ترازآنچه که درویژه نامه خراسان شمالی چاپ شد)
درايران اين سرزمين پهناوروسربلندروحيه طنزدرميان مردم بعضي شهرهاي ايران بيشترازنقاط ديگرحاكم است مردم شهرهايي چون مشهدواصفهان درطنزمشهورندوهميشه طنزپردازان بزرگي درايران شهره عام وخاص بوده اندافرادي چون عبيدزاكاني ، علي اكبردهخدا، سيداشرف الدين گيلاني (نسيم شمال )،ايرج ميرزاوازكساني كه درسالهاي اخيرقلم توانايشان درطنزنويسي برهمگان اثبات شده مرحوم ابوالقاسم حالت ، مرحوم ميرخديوي، مرحوم حسن توفيق وكيومرث صابري (گل آقا)ميتوان نام برد0
طنزنويسان اكثراافراد«جدّي » هستندوشايدمصداق اين سخن باشندكه «آن كس كه مي گريديك دردداردوآنكه مي خنددهزارويك درد»واين تيپ افرادهدفشان ازطنز، بيان اشاره اي ، كنايه اي وانتقادآميز«مشكلات» و«درد»هاي مردم جامعه است كه اگربگويند«زبانشان » واگرپنهان كنند«مغزاستخوانشان » مي سوزدواين دلسوزي آنان آنگاه زيباجلوه مي كندكه چون مرگ يك طنزنويس فرامي رسدمردم ازشدت غم واندوه وماتم مي خندندچراكه« روح لطيف» و«قلب مهربان» اين طنزنويسان راضي نمي شودكسي درمرگشان ماتم بگيردواندوه رابرچهره هيچ انساني توان ديدن ندارندوچون خبرمرگ يكي ازآنهاانتشارمي يابدمردم به يادلطيفه ها، نكته هاي ظريف وكلام شيرين اومي افتندولبخندبرلب دارندواين انسانهاي طنزپردازبراين باورندكه خنده برلب مردم آوردن سهل است ولي خنداندني كه درآن« درد»نهفته باشدكارساده اي نيست بخصوص كه طنزوسيله اي براي خنداندن است آنهم خنده اي كه «آگاهي » بدهدو«احساس مسئوليت » درانسان ايجادكندواين توجه به وظيفه معطوف كردن مردم ومسئولين بايدبا«ظرافتي خاص »، نوعي «پختگي »و«متانت »همراه باشد0
درخراسان ودربين سخنان مردم هرشهرآن نيزميتوان نكات طنزبسيارظريفي راشنيددركنارصفات خوبي كه درمردم شهرستان بجنوردوجوددارديكي ازويژگيهاي خاص ،طنزپردازي مي باشدودرميان هرقشري ازمردم اين شهرستان كه زندگي كنيدزماني كه باشماكاملاآشناشدندسرطنزوشوخي بازمي شودواگراهل نوشتن ويادداشت كردن باشيدنكات ظريفي دستگيرتان خواهدشد0
تفاوت فكاهي باطنز
بامثالي ساده ميتوان تفاوت كلام جدي ، فكاهي وطنزرابيشتربيان نمودسه ليوان آب راتصوركنيددراولي آب بريزيم كه ليوان كاملاپرشوداين امري است« جدي» وكاري معمولي ، درليوان دومي آنقدرآب بريزيم كه ليوان كاملاپرشودوآب ازآن سرريزگرددكه كاري است «فكاهي» ولي اگردرليوان سوم آن ا ندازه آب بريزيم كه آب ليوان راپركندواضافه آن به شكل ستوني روي ليوان بايستداين امررا«طنز» مي گويندكه كاري است شبيه فكاهي» ولي سوال برانگيزاست000 چرامردم به طنزگرایش نشان می دهند؟
طنز«حرف دل»رابرزبان می آوردبالبخند«حرف دل»رابه گوش همه می رساندبا«ظرافت خاص»،طنز«تیغ دودمی»است که با«دقت صاحب کلام»می تواندحریف راخلع سلاح کندوازاین روگرایش به طنزدربین «دردمندان آگاه »بیشتراست .بااین مقدمه می توان به بررسی طنزدربین مردم «شهرستان بجنورد»پرداخت.
طنزدراحوالپرسی وگفتگوهای روزمره
شایدیکی اززیباترین پاسخهایی طنزی که ازمردم بجنورددرکوچه وبازارمی شنویدزمانی است که ازیکی می پرسید:حال واحوالت چطوراست ؟پاسخ های طنزگونه به اشکال مختلف به شماداده می شود:
یکی می گوید:«زندگی ماروی شمعک است(باقناعت زندگی می کنیم)».دومی می گوید«زندگی ماشیریاخطی است»(بستگی به شانس واقبال ماداردگاهی خوب وگاهی بداست.)
سومی :«بش قارداشنگ چنارلره کمن»(مثل درختهای کهنسال بش قارداش که هیکل داردولی توخالی است.)
چهارمی :«ایشینگ قیرقه کمن»(مثل دم الاغ نه کوتاه می شودنه بلند،عمری است که یک زندگی یک نواخت داریم).
پنجمی :«آه می کشیم ،ناله سرمی دهیم».
زمانی ممکن است ازکسی گلایه کنیدکه سلام دادیم تحویل نگرفتیدیکی ازپاسخ هایی که داده می شوداین است که «انباردارنبودتاتحویل بگیریم»وتابه یکی بگویی «بازنشسته ام»حتماشمارا«باز»نشسته (انسان وارفته)ویابا«زن»نشسته می خوانندآنانکه عنایت بیشتری دارندشماراشبیه عقاب وشاهین و«باز»نشسته می خوانند(بازی که ازپروازمانده).
دومعتادکه باهم درحال خوش وبش هستندرا«همشیره»می خواندکه درتریک وشیره کشیدن هم «شیره»هستند.گاهیدربین شاعران ونکته سنجان باشیدوبپرسیدچه خبر؟باانتقادی ظریف می گویند:«خبرآن است که تاصف نروی ،نان ندهند»بعضی مواقع چنددوست که درکنارهم نشسته اندویکی ازآنهاحرفی می زندکه باعقل جوردرنمی آیدوبرایشان تحمل آن غیرممکن است می گویند:«همین شماقلعه گی ها،آبروی ماروستایی هاراپیش این دهاتی هابردید»ازحرف اوخشمگین است ولی خودش رامثل اومی داندوکسی راکه بایدازاوپاسخ بشنودنیز،همدردوهم ولایتی تلقی می کند.
طنزدرپشت نوشته های وسایل نقلیه
طنزوسیله است درجهت «اصلاح جامعه»وانتقاداتی که مطرح می کندجنبه «غرض ورزی وکینه جویی وستیز»نداردبه خاطرهمین ارزش والایی داردوبرای کسی که نکته سنج باشدگاهی پشت نوشته های وسایل نقلیه نیز«حرفی تیز»برای گفتن دارندیا«پیامی خفته درسینه»که باید«فریاد»شود،جملاتی چون :
حسنی به مکتب نمی رفت باباش گذاشت شوفرشد.
کی به کیه ؟دودوتامی شه هفت تا.
0911ماهم خدایی داریم.
داداش یواش ،امان ازدست گلگیرسازونقاش.
زندگی داگرایستیم دیشم(ترکیبی ازکلمات کردی وترکی به مفهوم زندگی بایست می خواهم پیاده شوم ).
سالهای دورازلاستیک(بااشاره به سریال ژاپنی سالهای دورازخانه)
ونوشتن جمله «سایپای فقرا»پشت یک موتورسه چرخ سخنی دردناک است ودرعین حال زیبا.
البته دربین رانندگان جملات فکاهی نیزگاهی چیزی ازطنزکم نمی آوردپشت کامیونی نوشته بودند:«آسیا،اروپافآفریقا،گاهی وقتهابش قارداش»وروی اتاقک کامیونی دیگربه زبان کردی «ژگپ خلگه»(امان ازحرف مردم)ودیگری نوشته بود:
«یک شبی مجنون به خلوتگاه راز
گفت چپ کردم چورفتم تخته گاز»
ودیگری پشت ماشین تخلیه چاه نوشته بود:«کشتی عشق».(برای خواندن جملات طنزراننده هابه قسمت «خوش رکاب»همین وبلاگ مراجعه کنید.)
طنزوانتقادازمسئولین:
گاهی برخی ازمسئولین هنگامی که پشت میکروفون قرارمی گیرندکنترل زمان رااندارندومجری پس ازسخنرانی طولانی ایشان می گوید:«متشکریم ازاینکه مارامستفیض فرمودید»ولی شنوندگان خسته ،در دل می گویند:«واقعاکه مستطیل شدیم».
زمانی که زلزله ،چندروستارادربجنوردبه ویرانه تبدیل کرداین سوژه طنزساخته شده بودکه برای کمک رسانی به زلزله زدگان مامورین فرمانداری درخانه مردم رامی زدندومی پرسیدند:«هلی کوپترنگزبارده؟»(هلی کوپتردارید؟)شایداین طنزکارسازترین جمله ای بودکه علاوه برتوجه به «مظلومیت مردم»ارگان ونهادموردانتقادرانیزبانگاهی «دلسوزانه وخیرخواهانه »می نگریست نه این که اورایکباره از«اصلاح کارهایش »ناامیدکند.
برخی ازمسئولین گاهی بااتومبیلی اداره درساعت غیراداری درترددهستندممکن است جلسه ای داشته باشندویادنبال کارروزانه خودرابخواهندانجام دهندویابرای امورشخصی ازآن استفاده کنندبه انهابه طنزمی گویند:«وسیله نقلیه تاپایان کاراداری بیت المال است وبعدازظهر«مال البیت».
طنزخشم فروخورده ای است که درذهن نویسنده به قول عکاسها«روتوش »می خوردوبه قول قالی باف ها«پردازش »می شودوبه صورت «نیشی کنایه آمیز»«خوشایند»و«خیرخواهانه»ظهورمی کندکه درشعرزیبای شاعرطنزگوی شهرمان آقای«امین حکیم شفایی »انتقادازاداره پست راادرسالهای قبل این گونه زیبامی خوانیم :
کاکابشنوزوضع پست خانه
نمی دانم خبرداری تویانه
یکی نامه چوازمشهدفرستد
دراین جامدت چچندی بخسبد
زبعدیک ماه وگاه بیش
رسدتازه به دست صاحب خویش
خلاصه وضع پست مادرام است
دیریم رام رام دیریم رام رام درام است
گاهی که مردم برای گرفتن روغن نباتی کوپنی درسرمای زمستان وگرمای تابستان درصف می ایستادند«حاج آقای داراب»شعرخوش قریحه شهرمان برای آن موضوع سروده بود:
«خداوندازن ومردگشته قاطی
برا(ی)400گرام روغن نباتی .»
گرفتن تلفن اداره آموزش وپرورش بااينكه چندين خط دراختيارداردباتوجه به فراواني مراكزآموزشي بسيارمشكل است وگاهي همكاري ازشماره گرفتن خسته مي شودمي پرسندكجاراميگرفتي كه موفق نشدي؟ بااشاره به اشغال هميشگي تلفن مي گويند: فلسطين اشغالي را 0
طنزودانش آموزان
شاید به جرات بتوان گفت یکی ازپایگاههای مهم ساخت سوژه های طنز،مدارس راهنمایی ودبیرستانها ست دانش آموزان درطنزپردازی دست توانایی دارنددانش آموزی که شلوغی می کنددیگری به اواخطارمی دهدشلوغ نکن وگرنه چنان می زنمت که «صدای خط ترمزبدی»واصطلاحات جالبی بین خودشان دارندمانند:
مجیدتکآور – کسی که همیشه نمره تک می آورد.
علی فتوکپی (علی زیراکسی)دانش آموزتنبلی که درامتحان عین ورقه بغل دستی راروی ورقه خودش کپی می کند.
رضاسگ دست ،علی پلنگ،محمدخیکی ،غلام فین فینی ،عباس گربه، عل آچارفرانسه و...
آنهابرای هرچیزدرمدرسه اصطلاح خاصی دارندبه خصوص باتکیه برنام فیلم هاوسریالها:
جلسه امتحان – لیلی بامن است(بااشاره به فیلم لیلی بامن است)
میزآخر – بهشت پنهان
کارنامه تجدیدی – سالهای دورازخانه.
رفتن به پاي تخته – عمليات كركوك 0
نمره ده – پرنده کوچک خوشبختی
مربي پرورشي عزيزي براي دانش آموزاني كه شب امتحان درس نمي خوانندومي خوابندجمله عربي زيبايي ساخته بودكه :
ان الذين يچرتون علي رئوس كتابهم في ليله الامتحان اولئك اصحاب الشهرالمبارك الشهريوروهم فيهاخالدون
دانشجویان وطنز
دربین دانشجویان ،نیزاصطلاحاتی شیرین وجذاب وجودداردکه نشان از«روحیه طنز»و«احساس لطیف»و«روح پاکشان»داردآنهانیزماننددانش آموزان دبیرستانی باتکیه برسریال هاوفیلم های سینمایی اصطلاحات خاصی دارند:
انتظامات ورودی – خشم اژدها
شب امتحان – امشب اشکی می ریزد
خانواده دانشجویان – بینوایان
غذای سلف – آب ، باد،خاک
نمرات پایان ترم – دیدنی ها
دانشجویان اخراجی - مردی که موش شد
تنبلی که نمره می آورد- رابطه پنهانی
دانشجویی که ازدرسی نمره تک گرفته – ماپانزده نفربودیم
خوابگاه دانشگاه- جنگجویان کوهستان
ثبت نام اول ترم – عبورازمیدان مین
تقلب- چشمهایم برای تو
روزهای آخرترم – خانه دوست کجاست؟
(به خصوص برای غایبین کلاس که دربه دردنبال جزوه دوستان می گردند)
طنزوانتخابات مجلس
روزهاي تبليغات براي انتخابات اوج شايعه سازي وطنزگويي است وبراي بسياري ازكانديداهامضمون هاي زيبايي كوك مي شودوجوك ساخته مي شودوبازارحكايت هاي گوناگون گرم است 0
جالب ترين نكته اي كه ميشودبيان كرداينجاست كه بسياري ازنامزدهاي انتخاباتي متاسفانه متوجه معني كلمه«كانديد» نيستندوآنرابا«كانديدا»هم معني گرفته اندوچون دركناراسمشان قرارمي گيردطنزگونه اي زيبامي سازندزيراكلمه «كانديدا» به معني نامزدانتخاباتي است ولي«كانديد» به معني «احمق وكودن »مي باشدحال تصوركنيدكه روي ديواري ، پوستري ياتراكتي نوشته شده باشد«فلاني كانديداصلح » (احمق درجه يك )، «فلاني كانديدمجلس » (ديوانه مجلس )و«به فلاني كانديدشهرراي» ميدهيم 0
برخي ازكانديداهاباتهيه فتوكپي هاي كم رنگ ورو،به جاي پوستر،قصدصرفه جويي دارندكه مي بينيم برخي زيرپوسترآنهانوشته اند«فلاني كه داراي اختلال حواس مي باشدمدتي است ناپديدشده ازيابنده تقاضامي شودبه تلفن 000زنگ بزندوخانواده اي راازنگراني برهاندومژدگاني دريافت كند»0وگاهي اين پوسترهاراآگهي ترحيم مي پندارندوباديدن عكس كانديداباجمله «خدارحمتش كنه آدم خوبي بود» مضموني طنزراكوك مي كنند0
زماني كه براي چسباندن پوستربه شيشه مغازه هااقدام مي شودوصاحب مغازه گاه به رومانده ومي چسباندمي پرسند:فلاني چراعكس اينوچسباندي؟ ميگه «چسبوندم كه موشهافراركنند»يا«چسباندم كه آفتاب جنسهاراخراب نكند»0
سوال مي كنيدبه چه كساني براي مجلس راي ميدهيدازتركيب نام دوكانديدااسامي جالبي درست مي كنندمانند: ازتركيب نامهاي آقاي قلي زاده وآقاي باقرزاه ، نام «باقلي زاده» وازتركيب نامهاي خانم شاكري وآقاي حسيني نام «شاه حسيني » و..
مرحوم دكتر شريعتي فرموده بودند:«آنان كه رفتندكاري« حسيني» كردندوآنانكه ماندندبايدكاري «زينبي كنند»وگرنه «يزيدي» اند0زماني كه آقاي حسيني ورضايي جزوكانديداهاي مجلس بودندروي ديوارستادي باتوجه به جمله دكتر نوشته بودند:آنانكه به كانديداي ماراي دادندكاري« حسيني»كردندآنانكه ماندندبايدكاري «رضايي » كنندوگرنه يزيدي اند0
كانديدايي درتراكت تبليغاتي خودنوشته بود«اولين كاري كه ميكنم اين است كه قيمت هارا«پايين» مي آورم ورندي زيرتراكت نوشته بود«تواول دماغ خودت رابالابكش ،پايين آوردن قيمتهاپيشكش 0
كانديداهارانيزبنابرتيپ وشغل وانديشه آنهانيزتقسيم مي كنندعده اي راكه براي اولي بارنامزدمجلس وياشوراشده اند«كاندي آماتور» مي نامندوبرخي راكه سفره اي گسترده اندوهرروزبرنامه شصت وچهار(اصطلاح لقمه زدن)دارند«كاندي ناهاراتور»ومهندسين عمران را»كاندي آرماتور»وديگري كه اهل دودودم است «كاندي وافوراتور»خوانند0
براي جناب مهندس وحيدي كه متخصص بهره برداري ازانرژي خورشيدي است علاوه برمضامين گوناگوني كه برسرزبانهاانداخته بودنداين نكته نيزمطرح شده بودكه مهندس قول داده اندبه محض انتخاب شدن براي معتادين جامعه نيزفكري بكنندو« سيخ خورشيدي » بسازندتااهل وافوركيفشان كوك باشد0
براي خانمي كه آرايشگاه داشتندوكانديداي مجلس بودندنيزسوژه اي اينگونه ساخته بودندكه«مابه خانم فلاني راي ميدهيم زيرابه زيباسازي شهركمك مي كند0»
طنزودفاع مقدس
-----------
درسالهاي دفاع مقدس نيزمضامين زيبايي دربين كلام مردم به گوش مي خورددانش آموزي وقتي ميديدپدرش بابه جبهه رفتن اومخالفت ميكنددرپاسخ دوستانش كه چرااهل جبهه نيست؟ مي گفت:«من جبهه نميرم چون اگربرم شهيدبشم بابام منوميكشه »0
ازاصطلاحات زيبايي كه دربين رزمندگان مطرح بودكلام طنزشان رابعضي مواقع راحت ميشددريافت مانند:
واحدنداركات (واحدتداركات بودكه بعضي مواقع رزمنده اي چيزي ميخواست ميگفتندنداريم)
ادكلن سنگرياضدرتيل (جوراب نشسته وكثيف)
پاسدارروزوكومله شب (منافقي كه روزدركناربچه هابودوشب ازهرموقعيتي براي كمك به دشمن استفاده ميكرد)
پرچم (شامي كه شامل خياروپنيروگوجه باشد)
دائم الوضو(كنايه به كساني كه هميشه آستين كوتاه مي پوشيدند،نوعي نهي ازمنكر)
النگاه سنتي (باطعنه به كساني گفته ميشدكه چشم ازنامحرم برنمي داشتند)
ويكي اززيباترين سوژه هايي كه بيان شدوحاكي ازعلاقه جوانان كردبه موسيقي كردي واشاره اي به زيبايي اين هنردارداين بودكه ازآزاده كردي پرسيدندسخت ترين روزاسارت تودرعراق چه روزي بود؟گفت :«آن روزي بودكه دست وپاي مرابسته بودندوآهنگ كردي راگذاشته بودندونمي توانستم برقصم» 0
شاعران وطنز
---------
يكي اززيباترين كارهايي كه شاعران طنزگوي انجام مي دهندساخت مصرع دوم براي بعضي ابيات است مثلاشعرزيباي :
ديشب صــداي تيشه ازبيستــون نيامد شايدبه خواب شيــرين، فرهادرفتـه باشد
به اين شكل تغييرماهيت ميدهدكه
ديشب صداي تيشـــه ازبيستون نيامد شيرين به مادرش گفت فرهادجون نيومد
ياشعر:
اي كه ازكوچه معشوقــه ماميگذري باخبرباش كه ســرمي شكنـــــــدديوارش
تبديل ميشودبه :
اي كه ازكوچه معشوقه ماميگذري منم ازكوچــه معشوقـــه تومي گذرم 0
ويا
اي كه ازكوچه معشوقه ماميگذري به جهنــم بگذركوچـــــه محل گذراست 0
واوج هنرشاعران درفي البداهه گويي است آنهم به طنزوكنايه 0درشب شعري باوجودهواي گرم خبري ازپذيرايي نبودوحاج آقاي داراب سرودندكه :
حيف وصدحيف كه ماتشنه ودرمحفل ما سخن ازآب يخ وصحبتي ازچايي نيست 0
وآقاي قاسم مهرنياهم باطولاني شدن سخنراني سرودندكه:
بجاي بستـــــني ماآب گشتيـــــم ازاين گفتــــارواهي خواب گشتيـــــم 0
وزماني هنرمندان شهررابراي جلسه اي دعوت كرده بودندواهل شعرراازقلم انداخته بودندوتوجيه كرده بودندكه شعــــراجزوهنرمنـــدان نيستندولي پس ازمدتي ازسوي خانه فرهنــگ شهرداري دعوت نامه اي براي شعراآمدكه مي تواننددرجلسه اي كه باحضورهنرمندان تشكيل مي شودحضوريابندكه حاج آقاي داراب سرودند:
صدشكربه سوي شعـرابازنظــــــرشد ازقافله شعربسي رفـع خطــــــرشد
درگردهمايي كه شددرخانــه فرهنــگ تصويب نمودندكه شعـــرجزوهنــرشد
ديوارنوشته هاوطنز
-------------
گاهي ازكنارخيابان ياداخل كوچه اي كه ميگذريدروي ديواركلمه ياجمله اي عجيب نظرتان راجذب كندبراي مثال باخط درشتي روي ديواربسيارزيبانوشته اند«كفش كرايه اي »گاهي رهگذران ازكنارش مي گذرندودقت نمي كنندولي وقتي خوب به آن توجه كنيدمتوجه ميشويدكه اصل عبارت «كفكش كرايه اي »بوده كه باپاك كردن حرف «ك» به اين روزافتاده و«چاي احمد» به «جاي احمد» تبديل شده وروزنامه فروشي به «وزنامه فروشي » وگاهي ازتركيب دوپيام تبليغاتي ، عبارت جالبي درست شده مثلايك آژانس ، روي ديواري نوشته «تاكسي تلفني احسان » ، كسي كه ماشين «تخليه چاه »دارد هم زيراين تبليغ تاكسي تلفني، نوشته «تخليه چاه تلفن 2222222»رندي نام تاكسي تلفني راپاك كرده تابلوي جديدچنين است «تاكسي تلفني تخليه چاه »0 البته بعضي مواقع افتادن بعضي ازحروف تابلوهاخودحكايتي ديگرداردمانند«رستوران »كه باافتادن حرف «ر» تبديل شده به «ستوران »،«گل فروشي » باافتادن سركش مبدل به «كل فروشي » شده 0
وگاهي تابلويي رابه گونه اي ديگرمي خوانندماننداين جمله كه شنونده فكرمي كندجمله عربي است :
«كلو/پ/ويد/ئو/واس /تخ/رش /نا»كه جمله اصلي «كلوپ ويدئوواستخرشنا» بوده0 11
روزهاي انقلاب اسلامي وطنز
-------------------
طنزپردازاني كه «احساس تعهد» دربرابرمردم مي كنندو«رضاي خداوند»رابرهرچه ترجيح مي دهندوبراي«مصالح مردم»مي نويسندهرگزدربرابرغم واندوه ودردانسانها،بي تفاوت نيستندوهدف آنهاهميشه ايجاد«لبخند» برلبان انسانهاست امااين به معناي «بي دردي »و«غفلت » از«مصائب ورنج وماتم» مردم نيست درروزهاي انقلاب شعارهاواشعارطنزرامي ساختندگاهي روي زباله داني هاي شهرداري درسطح شهرمي نوشتند:«ازفرمايشات شاهنشاه عاري ازمهر: لطفازباله هايتان رابه من بسپاريد»0 يابه جاي زباله داني مي نوشتند«شاه داني » وروي توالت هاي عمومي :«به كاخ پهلوي خوش آمديد0»واشعاركودكانه طنزدركودكستانهاودبستانهافراوان بودمانند:
شاه رفته به مصـــــرعربي برقصه تنبك بزنـــه شهبانـــوبرقصـــــــــه0
اتل متل توتوله ،شاه داره چارتاتوله 0
شهبانوميگـــــه شاه پيره دوسال ديگه مي ميـــــــره كارترمنــــــــوميگيره 0
رفتم به باغ پستـــــه ديدم فرح نشستــه گفتم فرح شاه مرده گفت اگرشاه بميره كارترمنوميگيره 0
پسررضاكچل بدجوري افتادتوهچل 0
درهرراهپيمايي ضدرژيم شعارطنزي نيزداده ميشدمانند:
اين است شعـــــــارملت اسهال گرفتــــــــه دولت 0
جاويدشــــــــاه، جاويدشـــــــــاه ، كدام شاه ؟شاه نجف خمينــــــي0
ياپس ازحمله چماقداران :چوب وچمــــــاق آورديم آبروي شـــــــاه رابرديم 0
زندانيان وطنز
---------
دربين زندانيان نيزاصطلاحات خاصي ردوبدل ميشودكه كمترمي شودبه مفهوم آنهاپي بردمگراينكه كالبدشكافي اصطلاح صورت گيردتاشخصيت طرف شناخته شوداصطلاحاتي مانند:
چارلزغلامحسين – جوان ساده روستايي كه اداي فرنگي هارادرمي آورد0
شب بخيرزن بابا- درجواب كسي كه ادعاي بزرگي ميكندومي خواهدبه جاي ديگران تصميم بگيرد0
سكينه B.B.C- كسي كه هرخبري راپخش ميكند0 12
غلام اينترنت – فردي كه ازهمه چيزخبردارد0
تعبيراتي مانند:
كاربيست – آدم درست وحسابي0
ساقي- قاچاق فروش حرفه اي كه گاهي منزلش پاتوق معتادان ميشود0
چمنتيم (مخفف چاكرتيم ، مخلصتيم ، نوكرتيم )0
بزن به 3- يعني تندبروازدنده سنگين استفاده نكن به زن به دنده هاي سبك ، ردشو، كوتاه بيا0
تبليغات تلويزيوني وطنز
----------------
باتبليغ هركالايي ازتلويزيون بايدشاهدبه اصطلاح تكه پراني ياطنزگويي بودمثلابراي يخچال فريزرامرسان كه باحركات موزون خودش رامعرفي ميكردنام «رقاص فريزرامرسان »انتخاب مي شودواتومبيل «ماتيز» به «اسمارتيز»تغييرنام ميدهدو«پيكان R.D » رامخصوص نانواهاكه باآردسروكاردارندمي دانندازتركيب موتورپژوواتاق پيكان ،درصنايع خودروسازي ، اصطلاح پژكان » به اين اتومبيل اصلاح نژادشده مي دهندوچون درتلويزيون بيان ميشدكه «فارسي راپاس بداريم »جمله تكميل مي شودكه «فارسي راپاس بداريم وتركي رازاپاس »0
ضرب المثل وطنز
-----------
گاهي بادستكاري ضرب المثلها، حرف تازه اي مطرح مي شودمانندكسي كه دائم زندگي سختي داردممكن است يكي ازاين سه جمله رابگويد:
«گهي زين به پشت وبازم زين به پشت »
«خرماازكره گي كره خربود»
يا«پولدارموز، بي پول پايش روي پوست موز»0
وايجادضرب المثلهاي جديدهم روحيه طنزي رامي طلبدمانند:
«آب دركوزه وماپپسي كولامي نوشيم »0
درضرب المثلهاي كردي وتركي اوج ظرافتهاي طنزرامي توان ديدمثلاكسي كه ميخواهدكاري غيرممكن راانجام دهديادست به كاري عجيب وخطرناك بزندباجمله اي تركي ازكارش انتقادمي كنندكه :
«دله لرن آدنه كم يازيه ؟) (تركي ) (اسم ديوانه هاراكي مي نويسدكه اسم توراهم به ليست اضافه كند0»
گلن تااون گينه بادام ييه اون گيندن سوره آدم ييه (تركي ) (عروس تاده روزبادام مي خوردولي پس ازده روزآدم مي خورد)
آته مينن آتسنه تانميه (تركي ) (كسي كه سواراسب ميشه پدرش رانميشناسه )
كيزه سندرن وكيزه دولدرن بيرده (تركي ) (كسي كه كوزه رامي شكندوكسي كه پرميكندبرابراست )
بگانه ،اگربوپر،ژ،سر،رد،مو(كردي) (بيگانه اگرپل بشود،ردنشو)
دارله زمين خلك چاندي ،تق تقان ، دبي(كردي ) (درخت درزمين ديگران كاشتي، صداي تبرخواهي شنيد0)
خلاصه ونتيجه گيري
---------------
باتوجه به تعريف طنز، كلمه ا ي ، جمله اي، عبارتي ،« طنز»ناميده ميشودكه باكلامي ظريف به دورازمستهجن بودن وتحقيرشخصيت ديگران به بيان درد، كمبود، ناملايمات بپردازد0
ازآنجايي كه تعريف مشخص ودرستي براي فكاهي وطنزدرنظرگرفته شده بسياري ازسخنان ، عبارتهاي انتقادي ممكن است «فكاهي » باشدولي «طنز» نباشد0
نويسنده اي كه روبه طنزمي آوردجداي ازدردوكمبودهاي مردم نيست اوهدفش ازطنزدرپي راه چاره بودن است 0انساني كه به اشكال گوناگون دست به طنزمي زنددرواقع انتقادي به جوّجامعه ومحيط اطرافش داردبراي مثال دانش آموزي كه به دوست خودنام «علي فتوكپي »ميدهددرحقيقت هشداري است به اينكه دركلاس بايدبراي سلامت امتحان وآبروي كلاس مواظب اين تيپ انسانهابود0 اگردانشجويي رئيس دانشگاه راباتكيه بر«سريالهاوفيلمهاي سينمايي»بانام «مردنامرئي » خطاب ميكندهدفش نفرت ازرئيس نيست بلكه اودوست دارددرمواقعي كه نيازبه رفع مشكل داردراحت بتواندبه اودسترسي پيداكند0
هرگزنميتوان گفت اين عبارت طنز(جداي ازضرب المثلهاي كردي وتركي )مخصوص بجنورداست، باارتباطات گسترده امروزي ، حضوردانشجويان متعدد، كارمندان گوناگون دراين شهريك كلام طنزممكن است درسراسركشورپراكنده شود0 طنزبراي كارمندان موفق ، خودوسيله اي است تابه رفع مشكلات مردم بپردازدوازاين روميتوان طنزرابه دونوع «طنزموفق»و«طنزناموفق » تقسيم كردازاين جهت مصلحان اجتماعي،آنانكه به نوعي دست به قلم گرفته تابراي مردم بنويسنددرنوشتن طنزموفق به اهداف انساني خودرسيده اند0
باتوجه به نكات فوق مديران مسئول درنشريات محلي واستاني ،ميتوانندستوني رادرنشريه خودبه نويسندگان اختصاص دهندتاميداني باشدكه اين عزيزان بتوانندمعضلات جامعه راباقلم شيرين خودمطرح سازندوازسويي مسئولين شهرنيزبه جاي عصبانيت وخشم ، باپيگيري اين نكات ظريف انتقادي درصددرفع مشكل برآيند0 ترتيب دادن يك شب شعرباعنوان «مشكلات مردم بجنوردازنگاه طنز»ميتوان باجذب بيشترمردم به شركت دريك كارفرهنگي ،مسئولان ومديران شهرنيزباحضورخودبه مشكلات شيرين مطرح شده پاسخگوباشندوياازتوان مردمي براي حل مشكلات خودبهره گيرند0
البته همانگونه که همشهریان عزیزمی دانندبسیاری ازکلمات زشت ونازیبادربین این طنزپردازی هاباشدکه نمی توان نوشت وبیان کردوگرنه چی می شد؟
+ نوشته شده توسط احسان در جمعه 1 اردیبهشت1385 و ساعت
6:48 |