هنرایران ازلطیف ترین هنرهای دنیاست

 

به مناسبت برگزاری اولین نمایشگاه تصویرسازی درخراسان شمالی مصاحبه ای بابرگزارکننده این نمایشگاه انجام شد

آیدابدیعی دانشجوی کارشناسی گرافیک دانشگاه فردوسی مشهد(واحدنیشابور)درموردتصویرسازی گفت :تصویرسازی یعنی مصورکردن یک داستان ,یک ذهنیت ویایک شخصیت باتوجه به تفاوت های فردی ,به طوری که بدون خواندن داستان یاشناخت ازموضوع ،تصویرتاحدودی بیانگرموضوع باشدیعنی بایدتکنیک ونوع اجراهماهنگی کامل باموضوع داشته باشند.

وی افزود:یک تصویرسازبایدموادمختلف راامتحان کندوباکاربردهرموادآشناباشدوازآن هابه تناسب داستان استفاده کند.وی بااشاره به این نکته که تصوراغلب مردم این است که تصویرسازی یعنی نقاشی رنگارنگ .وی تصریح کرد:تصویرسازی یعنی تفکردربه کارگیری ابزارمناسب که حتی ممکن است برای مثال دریک داستان خشن وخشک فقط ازخطوط خشن استفاده شودوآن راازنقاشی جداکندوی خاطرنشان کرد:آن تصویرسازی ،قوی است که کتداعی کننده داستان باشدوبیننده رابه فضای داستان نزدیک کند.

بدیعی افزود:تصویرسازی به نوعی پایه ای برای طراحی آرم ،پوستر،صفحه آرایی ،طراحی وب ,طراحی حروف ،حتی عکاسی است وهرکدام ازاین هابیانگرپیامی هستند.

وی که اززمان ورودبه دانشکده ،کارتصویرسازی رابه طورجدی شروع کرده است گفت :اولین کارم تصویرسازی کتاب «کارکودک»برای سنین پیش دبستانی بودکه این کاررابه سفارش سازمان آموزش وپرورش خراسان شمالی انجام دادم ودرحال حاضرتصویرسازی داستان «طوطی وبقال»و«مریض خیالی»راازکتاب مثنوی مولوی برای چاپ آماده کرده ام.

بدیعی که درعکاسی نیزمهارت داردافزود:سال قبل توانستم درجشنواره «عکس آسمان»که دردانشگاه فردوسی مشهدبرگزارشده بودشرکت کنم که عکی من بین 5هزارعکس شرکت داده شده درردیف 10عکس برترقرارگرفت .

وی انگیزه خودراازبرپایی نمایشگاه تصویرسازی این گونه بیان کرد:چون اغلب مردم برای تصویرسازی کتاب هاازتکنیک های خیلی ساده کامپیوتری استفاده می شودخواستم باارائه تکنیک های مختلف تنوع وزیبایی وسادگی کاربادست رانشان دهم .

بدیعی افزود:هرتصویرسازمی تواندباتوجه به تناسب داستان ،نقش های موجوددرتکنیک هاراتجربه کندبرای مثال می توان درداستان غم انگیزازتک رنگ ودریک داستان شاداززرنگ های مختلف استفاده کرد.

وی درپاسخ به این سئوال که ازکدام تصویرسازی که انجام داده ایدبیشترلذت بردید؟گفت :تصویرسازی «پر»باموضوع عقاب پروژه ای بودکه بارنگ های سیاه وسفیدانجام شدترکیب بندی وفضا،مهم بودوهربیننده رابه تفکروامی داشت .وی درباره نقش تصویردرانتقال مفاهیم به کودکان اظهارداشت:تصویرسازی اگرازتکنیک خوب برخوردارباشدزمانی که کودکی به آن نگاه می کندمی تواندموضوع آن داستان راتاحدودی درک کندکه متاسفانه دربیشترکتاب های داستان ویژه کودکان این موضوع رعایت نشده است .

بدیعی بااشاره به این نکته که تصویرسازی هزینه چندانی دربرنداردگفت :بیشترافرادفکرمی کنندکه تصویرسازی هزینه زیادی دربرداردوبه خاطرهمین کسی ازهنرمندگرافیک نمی خواهدچنین کاری راانجام دهدواین کاررابه کسانی محول می کنندکه قدری بافتوشاپ مسلط هستنددرصورتی که یک هنرمندگرافیست می توانداین کارراخیلی بهتروحتی به جرئت می توانم بگویم درحدرقابت باگرافیست های جهانی ارائه دهد.

وی رنگ موردعلاقه اش درتصویرسازی راآبی فیروزه ای عنوان کردوگفت :ُرنگی است که ازدوران بچگی به آن علاقه داشتم وفکرمی کنم به انسان آرامش می بخشد.

بدیعی استقبال مردم راازنمایشگاه به رغم این که با 2روزتعطیلی هم برخوردکرده بودخوب توصیف کردودرموردمشکلاتی که درحین برپایی نمایشگاه باآنهابرخوردکرده بودگفت :سال های قبل ,هرنمایشگاهی که برپامی شدمراسم افتتاحیه هم داشت حتی گاهی ازطریق صداوسیمااطلاع رسانی می شدوبودجه ای به این امراختصاص می دادندکه متاسفانه این حرکت ازسوی اداره کل فرهنگ وارشاداسلامی انجام نشدوحتای کارت دعوت راباچاپگرشخصی ام پرینت گرفته وبین دوستان وآشنایان توزیع کردم که فکرنمی کنم این هاجزووظایفم باشد.

این دانشجوی گرافیک خاطره شیرین خودرامربوط به کلاس های استادجوادپویان می داندوبیان می کند:استادپویان که ازاستادان مطرح کشورندکلاس های پرمحتوای علمی داشتندودرس راباشیوه عالی تدریس می کردند.ایشان ازمامی خواستندکه همیشه تکنیک های به کارگرفته درکارهارابه صورت ساده وگویااستفاده کنیم که درتدریس هم آرامش وهم علم رابه ماهدیه می دادند.

وی درموردمشکلات سرراه این هنرراچنین بیان کرد:

مهارت گرافیکی تخصص می خواهدکه به خاطرنبودرشداقتصادی ، یک طراح سعی دربه دست آوردن یک تخصص خاص نمی کندوهرنوع سفارشی راقبول وطراحی کرده که به خاطرهمین درایران چارچوب های تخصصی که درکیفیت کارموثرندتعریف واجرانشده است ومتاسفانه درایران سفارش دهنده گاهی ازطراحی گرفته تاچاپ دخالت کرده وطراح ازترس ازدست دادن کارپافشاری نمی کندوکیفیت کارپائین می آید.

بدیعی تاکیدکرد:هنرایران ازلطیف ترین هنرهای دنیاست زمانی که غربی هاباهنرگرافیک سعی دارندمردم جهان سوم رادورازتمدن معرفی کنندچراماباروح لطیف حاکم برفرهنگ خودمان اندوخته های علمی وهنری خودراازطریق هنربیان نسازیم ؟ 

[ شنبه 27 مرداد1386 ] [ 3:14 بعد از ظهر ] [ احسان ] [ ]
اين جمعه هم گذشت ونيامدي

 تومثل شكوفايي هرچشمه ي بي تاب

فريادشدي درشريان غزلي ناب

تومثل سبكبال ترين زمزمه رود

طوفنده ترازشوق پريشان شده بي تاب

تومثل شب خاطره شرم نخستين

شوريده تراززمزمه كوچه مهتاب(1)

درشرم تغزل زده چشم توپيداست

احساس تماشاي توچون اينه وآب

دل درطپش موج غزل هاي رهايت

شب درعطش جرعه اي ازچشمه مهتاب

ازدورترين فاصله هم زمزمه توست

مارابه خدابازدراين فاصله درياب

1-       بي تومهتاب شبي بازازآن كوچه گذشتم (فريدون مشيري )

 

 

 

ردشدكسي آن طرف راه ، نبودي

من ماندم ويك شهرپرازچاه نبودي

تورفتي وازنم نم پروازگذشتي

من ماندم ويك قاتل همراه نبودي

شب بودودلم درعطش وشوررهايي

درظلمت طغيانيم اي ماه نبودي

وقتي كه زمين پرشوداززخم برادر

اين قدرهم اي چاه توبيراه نبودي

درفاصله آبي يك زمزمه ردشد

يك سايه ازآن فاصله ناگاه نبودي

مي گفت كسي مي رسداوجمعه اي ازراه

من ماندم واين جمعه تودرراه نبودي

 

قربان عاملي 

[ شنبه 27 مرداد1386 ] [ 3:12 بعد از ظهر ] [ احسان ] [ ]
گفتم گفت

 

 

گفتم :مدارس غيرانتفاعي شهريه اضافي راپس مي دهند

گفت :به بخش كمك هاي مردمي.

 

گفتم :نرخ توم 8/14درصد

گفت : مميزاضافه نيست؟

 

گفتم :فوتبال مابايدلبخندبزند

گفت : به ريش كي ؟

 

گفتم :نيمي ازمشكلات پايتخت منشا فرهنگي دارد

گفت : نيمي هم منشا بي فرهنگي

 

گفتم :قيمت زعفران سربالايي مي رود

گفت : آب سربالامي رفت قورباغه ابوعطامي خوندزعفران بالابره قورباغه هوارهوارياهوارمي خونه

 

گفتم :سريال چارخونه درصدرسيمانشست

گفت : شده شاگراول تنبل ها

 

گفتم :مصرف روغن مايع برا كاهش بيماري هارواج مي يابد

گفت : كاهش قيمت موثرتره.

 

گفتم :پاك ترين سوخت ها،برق توليدمي كنند

گفت : برق ازكله مون بپرونيم .

 

گفتم :ماهانه 1500نفرتقاضاي بازنشستگي پيش ازموعودمي كنند

گفت : براي رفتن به دنبال كارنون وآب دارتر.

 

 

 

گفتم :كمبودسيمان مشكل سازاست

گفت :كمبودايمان ياسيمان؟

 

آواي اترك:

 

اعتمادسازي بايدازسوي مديران صورت بگيرد.

صداي اين سازكي درمياد؟

 

كمك هاي مفيدترجايگزين يارانه كاغذمي شود.

كه آن هم صرف كاغذبازي ميشه تاكاغذبگيري.

 

كانون بازنشستگان اموزش وپرورش اسفراين ازمشكلات مي گويد.

بااين حقوق كه مي گيريم درماه چهارهفته داريم هفته فراغت ،هفته قناعت ،هفته فلاكت ،هفته هلاكت .

 

بيمارستان هاي خراسان شمالي به تخت هاي پيشرفته زايماني مجهزشد.

بزايي بااين تخت هاي پيشرفته.

 

طرح شش خطه مسيرباباامان – بجنوردتاپايان امسال پايان مي يابد.

خداكنداجراي طرح شش خط دست آدم هاي هفت خط نيفته.

 

 

نسيم بجنورد:

فرمانداربجنوردازگراني مسكن استيجاري دراين شهرانتقادكرد.

خداراشكركسي براي مسكن يك كاري كرد.

 

چگونه ميدان نادر(دربجنورد)،ميدان مادرشد؟

وقتي قراركوه «باباموسي» كوتاه بشه وبشه« ني ني موسي» ،«نادر»هم «مادر»ميشه.

جام جم

 

تخلف ميلياردي درشركت ملي گاز

عجب بگازبه گازي بوده

 

تدارك گسترده تلويزيون براي تابستان

فيلم هاي «يخ» براي تابستان« داغ»

 

شفاف سازي دارايي مسئولان نظام

كاش براي علت فقرماهم شفاف  سازي مي كردند

 

آواي بجنورد

 

قرارگرفتن زالودرماني درسرفصل هاي درسي دانشگاه ...

قابل توجه زالوصفتان

 

بودآياكه درميكده هابگشايند؟

اين حرفارونزن .خطرناكه «حسن».

 

 

 

[ شنبه 27 مرداد1386 ] [ 3:10 بعد از ظهر ] [ احسان ] [ ]
پيامك .sms

 

 

ازمهرحسين اعتباري داريم

باسيدسجادقراري داريم

تانام ابوالفضل به پيشاني ماست

باهرسه بزرگواركاري داريم

 

شعبان شدوپيك عشق ازراه آمد

عطرنفس بقيه الله آمد

باجلوه سجاد،ابوافضل وحسين

يك ماه وسه خورشيددراين ماه آمد

 

 

To see light :look at sun

    

To see love :look at moon

 

To see beauty :look at future

 

But tosee all of this look at mirror

 

آبروي حسين به كهكشان مي ارزد

يك موي حسين بردوجهان مي ارزد

گفتم كه بگوبهشت راقيمت چيست

گفتاكه حسين به بيش ازآن مي ارزد

 

بني آدم اعضاي يكديگرند

يعني

توقلب مني .

 

زيباترين عكس هادراتاق تاريك ظاهرمي شودپس هروقت توقسمت تاريك زندگيت قرارگرفتي

مطمئن باش كه خداوندمي خواهديك تصويرزيباازتوبه نمايش بگذارد

 

 

سعي كن درزندگي اميدوارباشي هرگزحسرت اون چيزهايي راكه نداري نخوري مثل عقل ،شعور،انسانيت و...من كه داشتم چكاركردم؟

 

اگردراين جهان كسي هست كه باديدنش رنگ ازرخساره ات مي پردوضربان قلبت رابه تاراج مي بردمهم اين نيست كه صاحبش باشي يانه مهم اين است كه باشد،زندگي كند<بخنددولذت ببرد.

 

گفتمش دل مي خري پرسيدچند؟گفتمش دل مامال توتنهابخند،خنده كردودل زدستانم ربودتابه خودبازامدم اورفته بوددل زدستش روي خاك افتاده بودجاي پايش روي دل جامانده بود

 

مست عشقم مست شوقم مست دوست  

مست آن دلبركه عالم مست اوست .

 

يادمان باشدازامروزخطايي بكنيم

گركه درخويش شكستيم صدايي نكنيم

پرپروانه شكستن هنرانسان نيست

گرشكستم زغفلت من ومايي نكنيم

يادمان باشداگرشاخ گلي راچيديم

وقت پرپرشدنش سازونوايي نكنيم

يادمان باشداگرخاطرمان تنهاماند

طلب عشق زهربي سروپايي نكنيم

 

نشنوازني ني حصيري بي نواست

بشنوازدل خانه امن خداست

ني چوسوزدخاك وخاكسترشود

دل چوسوزدعالمي ويران شود

 

ازجنس فرشته هاي پاك امده است

درياست دلي كه سينه چاك آمدست

لولاك لماخلقت الاالفلاك بگو

خورشيدبه ميهماني خاك امده است

 

ارامش درزندگي بهترين چيزه بيابه زندگي فكركنيم به عشق به زيبايي به بهشت به جهنم به درك به توچه به من چه من اعصاب ندارم ...

 

در4جاچهارچيزرادوست دارم درآسمان خدارا،درزمين خودم رادرخودم قلبم رادرقلبم تورا.

 

عشقوaddكن

براي غرورoffكن

بذاردروغ روbackكن

ازانسانيت copyبگير

حالاواسه عزيزترينا sendكن

 

زندگي مال تو مرگ مال من

خوشي مال توغم مال من

سختي مال من آسوني مال من

اصلاهمه چيزمال توفقط تومال من

 

ميدوني اين چيه ؟

()...(  )...(      )....(         )

اين قلب منه كه ازدوريت روزبه روزتنگ ترشده.

 

روزي بودروزگاري بودجنگلي بودكه درختي نداشت اين جنگل بي درخت شكارچي داشت كه تفنگ نداشت تفنگي داشت كه فشنگ نداشت آهويي شكاركردكه سرنداشت دركيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعرشاعري است كه اسم نداشت كرچه اين شعرسروته نداشت ولي ارزش سركارگذاشتن راكه داشت .

 

آبي ترازآنيم كه بي رنگ بميريم

 ازشيشه نبوديم كه باسنگ بميريم

تقصيركسي نيست كه اينگونه غريبيم

شايدكه خداخواست كه دلتنگ بميريم.

 

 

خر

خر

 خر

 خر

 خر

 خر

خرابتيم .

 

    

 

لحظه رامي گذرانيم كه به شادي برسيم  غافل ازآن كه لحظه هاهمان خوشبختي بودند.

 

اگريادت كنم ديوانه ميشم

 فراموشت كنم بيگانه ميشم

 اگرتركت كنم ميميرم ازغم

  فراموشت كنم مي پاشم ازهم 

 

جوك

به ياروميگن چرادرس مي خوني ميگه ميخوام ديپلم بگيرم برم دانشگاه رشته پزشكي بخونم دكتركه شدم پول جمع كنم نيسان آبي بخرم

 

[ شنبه 27 مرداد1386 ] [ 3:6 بعد از ظهر ] [ احسان ] [ ]
تپه هاي تاريخي وباستاني بجنورد(قسمت دوم)

 

«تپه اجاق »

درنزديكي نظرگاه اجاق ،واقع دردره«سوله زو»ي دهكده «دهگاه »تپه كوچكي وجودداردكه درسطح آن سفالهايي بصورت پراكنده ديده مي شود.

  «تپه هاي اسدلي »

درجنوب شرقي دهكده اسدلي ،سه تپه باستاني وجودداردكه يكي ازآنهامربوط به اوايل هزاره اول قبل ازميلادودوتپه ديگرمتعلق به دوره اسلامي است.

«تپه امام قلي »

تپه اي است بازمانده ازدوره اسلامي كه درشرق روستاي گريوان قراردارد.

«تپه انجير»

درشمال روستاي علي آباد،واقع درسه كيلومتري شمال شهربجنورد،تپه باستاني متعلق به دوره اسلامي وجوددارد.آثاري ازسفالهاي رنگي نقشداروآجرهايي به اضلاع 35*26*6سانتيمتروهمچنين بقاياي ديوارهاي سنگي برروي تپه نمايان است .به سبب وجوددرختان انجير،اين تپه «انجيرلو»ناميده شده وقناتي ازدامنه سرچشمه گرفته ،به سوي «علي آباد»جاري مي گردد.

«تپه بلبل»

درنزديكي ده حصارگرمخان،تپه باستاني وجودداردكه تحت شماره 707به ثبت تاريخي رسيده است .قدمت اين تپه به هزاره اول قبل ازميلادودوره اسلامي مي رسد.

«تپه پولادزنجير»

اين تپه كه متمعلق به دوره اسلامي است ،درشمال پارك باباامان قراردارد.

«تپه تخت گزر»

درمركزدهكده «قره خان بندي »،واقع درشمال شرقي بجنورد،تپه باستاني به نام «تخت گزر»وجودداردكه اين تپه متعلق به دوران اشكاني واسلامي است .

«تپه چغورباغ »

در4كيلومتري جنوب شهربجنورد،برسرراه بجنورد-اسفراين وبين روستاي الله ورديخان وبش قارداش ،تپه اي باآثاري ازقله هاي ويران شده ديده مي شود.اين تپه كه دركناردره اي سرسبزدرمجاورت رودچرمغان واقع شده ،به تپه «چغورباغ»،(باغ گود)معروف است .درشرق تپه كه قدمت آن به قرن پنجم تاهشتم هجري مي رسد،بقاياي ديوارسنگي وجوددارد.احتمالااين آبادي درحمله تيموروراواخرقرن هشتـم هجري ويران شده است .درسال 1322كه مالك اين محل، قصدساختن قلعه اي رابرروي تپه داشته ،درهنگام پي كني ،تكه هاي ظروف سنگي بسيارظريف ،سفالينه هاي رنگي وشيشه هايي راديده وهمچنين خانه هايي باديوارهاي گچي رادرعمق خاك مشاهده كرده است .درزيرتپه نقبي وجودداردكه طول ومسيرآن نامعلوم است .درحال حاضرآثاري ازقلعه اي مخروبه ،ساخته شده ازخشت وگل برروي تپه وجوددارد.اين قلعه كه درسال 1322بناشده،براثرخورده شدن تيرهاي سقف آن توسط موريانه،تخليه گرديده است .چغورباغ در57درجه و18دقيقه طول جغرافيايي و37درجه و25دقيقه عرض جغرافيايي واقع گرديده وارتفاع آن ازسطح دريا1155مترمي باشد(1)

1-دكترمحمدحسين پاپلي يزدي ،فرهنگ آباديهاومكانهاي مذهبي كشور،ص184

 

«تپه حصارگرمخان »

تپه اي است مربوط به هزاره اول پيش ازميلادكه تحت شماره 707درسازمان ملي حفاظت آثارباستاني ايران به ثبت رسيده است.

«تپه خزينه قزلقان »

 درشمال روستاي قزلقان ،تپـه اي باستاني متعلق به هزاره اول پيش ازميلادقرارداردكه به تپه «خزينـه»مشهوراست .اين تپه درتاريخ 16/3/1355ميله گذاري وثبت تاريخي شده است.

«تپه درويش آباد»

در5/2كيلومتري شرق بجنوردودرمجاورت روستاي «برج»(1)،تپه اي باستاني متعلق به هزاره اول قبل ازميلادودوره اسلامي وجودداردكه تحت شماره 1586باعنوان«تپه سرخرمن»ثبت تاريخي شده است .برروي اين تپه ،سفالهاي ساده ومنقوش به رنگهاي آبي ،سبزوسفيدبه چشم مي خورد.

«ازاين تپه ،ظروف سنگي وشيشه اي وگلدانهاي سفالي وپيسوزهايي به دست آمده است 0(2)

«تپه هاي رختيان »   

دردامنه كوه «قرمزده »،درسه كيلومتري شرقي رختيان ،دره اي است معروف به «سل دره ».دربين زمينهاي مزروعي دره ،دوتپه به نامهاي «شورله »و«مرز»نمايان است .«درسطح تپه هاآثارسفالهاي ساده ورنگي،كاشي وشيشه ،به صورت پراكنده ديده مي شود.همچنين كاشيهاي بزرگ آبي رنگ درمحل يافت شده است»(3)دوچشمه به نامهاي «غلام »و«قربان »درنزديكي تپه هاجريان دارد.

«تپه ريزه سنگ»

اين تپه درجنوب روستاي كوه كمرواقع شده ومربوط به دوره اسلامي است.

«تپه سرخان »

در5/1كيلومتري شمال روستاي برج ،تپه باستاني قرارداردكه به «تپه سرخان »مشهوراست .

«تپه سفيد»

اين تپه كه قدمت آن به دوره اشكاني مي رسد،درشمال شرقي روستاي قشلاق عبدل آبادواقع شده است.

«تپه سورك محمود»

دربين روستاي «سورك »و«عبدل آباد»واقع در30كيلومتري شمال شرقي بجنورد،تپه اي است باستاني به نام «تپه سورك محمود».«وسعت اين تپه درحدودنيم هكتاربوده وآثارسفال رنگي وكاشي هاي شكسته ،برسطح آن ديده مي شود.»(4)رودخانه اترك ازغرب تپه مي گذرد.

 

1-برج در57درجه و21دقيقه طول جغرافيايي و37درجه و26دقيقه عرض جغرافيايي واقع شده است وارتفاع آن ازسطح دريا120مترمي باشد. (دكترمحمدحسين پاپلي يزدي ،فرهنگ آباديهاومكانهاي مذهبي كشور،ص95)

2-نقل قول ازآقاي حاج علي اصغروحيدي.

3-براساس مشاهدات آقاي صفدررختياني ،30ساله

4-به استنادگفته آقاي عزيزجهاني ،60ساله

 

[ شنبه 27 مرداد1386 ] [ 3:3 بعد از ظهر ] [ احسان ] [ ]
عشقولانه
درگلستان خيالم ندهدهيچ گلي بوي تورا

توگل نازمني ازدورمي بوسم تورا

[ شنبه 27 مرداد1386 ] [ 8:50 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
عکسی به یادگار
عکسی ازدفترویژه نامه خراسان شمالی که به مناسبت روزخبرنگارگرفته شدالبته باتاخیر.خبرسوخته نیست ولی عکس بدی نیست درضمن این عکس رااقای امیدشکری گرفته اندوبیشترعکس های وبلاگ کارآقایان حمیدجمشیدی. مجیدپورخیاط وآقای شکری است

 

[ جمعه 26 مرداد1386 ] [ 4:21 بعد از ظهر ] [ احسان ] [ ]
قدسی ازخراسان می گوید

 

 

 

 

رئيس خبرگزاري ايرنادرتركمنستان :

روزنامه خراسان گامي براي پيشرفت درعرصه خبري ام بود

حسين قدسي يكي ازفعالان درعرصه خبرنگاري متولدشهرستان اسفراين است .وي ازسال 1370واردعرصه خبري درسازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي شد.اوكه حرفه خبرنگاري جمهوري اسلامي شد.اوكه حرفه خبرنگاري راازمشهدبه عنوان مسئول خبرگزاري شمال خراسان دربجنوردفعاليت خبري راادامه دادم وپس از13سال فعاليت دربجنوردبه عنوان مسئول خبرگزاري حساس ترين منطقه خبري كشوريعني استان قم انتخاب شدم وحدود2سال به عنوان مسئول خبرگزاري استان قم فعاليت كردم .

وي ادامه مي دهد:مدتي دراستان سمنان به اين حرفه پرداختم وپس ازحدوديك سال فعاليت ازمهرماه سال گذشته به عنوان رئيس خبرگزاري جمهوري اسلامي كشورددوست ومسلمان تركمنستان انتخاب شدم.

وي كسب موفقيت خبري خودرادرخراسان مي داندومي گويد:خراسان استاني بودكه من رابراي قبول تصدي مسئوليت هاي خبري سنگين نظيراستان قم ،سمنان وتركمنستان اماده كردتعامل خبريم باخبرنگاران سايررسانه هابه ويژه روزنامه وزين خراسان ودرحقيقت چاپ خبرهاي ارسالي من ازسوي روزنامه خراسان كمك شاياني درموفقيتم داشت .

وي عنوان مي كنددفترخبرگزاري جمهوري اسلامي دربجنوردباهمكاري وتعامل ديگررسانه هابه ويژه روزنامه خراسان كه مخاطب زيادي دربين شهرستان هاي استان خراسان شمالي داردمسئولان استاني وشهرستاني راواداربه پاسخگويي يابه عبارت ديگرانجام گرفتن طرح تكريم ارباب رجوع مي كند.

وي غني سازي شعلي رايكي ازراهكارهاي مهم براي اموزش ،ايجادتخصص ومهارت درزمينه خرفه خبرنكاري براي نيروهاي مشغول به كاردرشهرستان هامي داند.  

[ یکشنبه 21 مرداد1386 ] [ 9:9 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
10خبرنگار برتر خراسان شمالی از نگاه بجنورد نیوز

 

وبلاگ بجنورد نیوز از میان بیش از 60 خبرنگار خراسان شمالی 10 خبرنگار برتر و تاثیرگذار را انتخاب  کرد.

این خبرنگاران علاوه بر فعالیت های موثر مطبوعاتی توانسته اند به عنوان خبرنگار تاثیر بیشتری در جامعه و افکار عمومی داشته باشند.

بر همین اساس خبرنگاران منتخب بجنورد نیوز به شرح ذیل می باشند.

1-      اکرم اسعدی

اکرم اسعدی فرزند رجبعلی اسعدی خبرنگار پیشکسوت روزنامه خراسان است . وی از بدو تاسیس ویژه نامه خراسان شمالی در سل 83 به عنوان مسئول صفحه خبر هم خود به تهیه اخبار مشغول بود و هم اخبار موثر و گزارش های خواندنی را دیده بانی می کرد.

اکثر مصاحبه ها و گزارش های خواندنی ویژه نامه خراسان شمالی که به روز است  دستونشته های این خبرنگار خراسان است.

2-      علی اصغر خسروی

علی اصغر خسروی خبرنگار پیشین روزنامه خراسان در گرگان بود که از سال 84 به بجنورد آمد و مسئولیت اخبار را بر عهده گرفت. تجربه و شناخت وی بر مسائل استان به رغم غیر بومی بودن و سن کمش قابل تقدیر است.بر همین اساس گزارش هایش بی نصیب از یادداشت های او نیست.

3-      حسین فلاحتی

حسین فلاحتی اهل مازندران است ولی 2 یا 3 سالی که به بجنورد آمده نشان می دهد کارش رو خوب بلد است

.تسلط بالایش در مصاحبه زبانزد است و گزارش هایش نیز اگر چه عمیق نیست ولی به سرعت آماده می شود.

 

4- علی اصغر ایزدی

علی اصغر ایزدی مدیر خبرگزاری ایرنا در خراسان شمالی است اهل سبزوار است .تسلط او بر ادبیات اخبار و گزارش هایش را بی نصیب نگذاشته.

حرفه ای بودن گاه کار دستش می دهد ولی به هر حال ناچار است با توجه به فضای به وجود آمده انتقاد را ببوسد و کنار بگذارد .شاید علت این که هر از چند گاهی انتقادی می نویسد این است که می ترسد انتقاد یادش برود.

 

5- علی محمد جهانی

علی محمد جهانی فوق لیسانس ادبیات است و مدیر مسوول ارمغان خراسان شمالی ، شاید یک تنه گی اش در این نشریه موجب شده جولان بیشتری داشته باشد و بیشتر به چشم آید.

 

6- سید احسان سیدی زاده

سید احسان سیدی زاده هنوز هم برای بسیاری که او را می شناسند استاد است.اگر چه از تاثیرش در ویژه نامه خراسان شمالی کاسته شده است ولی همچنان نوشته های آرام و اندوخته های خواندنی اش  مخاطبان خاص خود را داراست.

 

7- علی خادمی

علی خادمی نداشتن وقت کافی مهم ترین مانع تاثیر گذاری اوست.فعالیت یک تنه او در نسیم بجنورد او را خسته جلوه می دهد ولی او همچنان می تازد.مدیریت سایت گروه 8 یکی دیگر از عملکردهای این خبرنگار محلی است.

 

8-  زهرا عبدی

زهرا عبدی کارش را از ایسنا شروع کرد برای همین با قدرت بیشتری در خراسان ظاهر شد.بسیاری از تیترهای خوب خراسان شمالی اخبار و گزارش های خبری این خبرنگار است.

شاید یکی دیگر از عوامل شهرتش سی دی معروف شهردار بود که نا خواسته از طرف وی منتشر شد.

 

9- احسان عباسی

احسان عباسی مدرس خوبی در امر خبرنویسی است.اگر بخواهد توان بالایی دارد ولی مشغله های اداری موجب شده از فعالیت های خبری اش کاسته شود .

اخبار گزارش های و مصاحبه های او محکم بی عیب است.آخرین گزارش او دفاعیه اش از پتروشیمی در مقابل ثروتی بود.

 

10- اکبر منصوری

اکبر منصوری خبرنگاری را از روزنامه های کشوری آغاز کرد ولی اکنون مدیریت خبرگزاری فارس را بر عهده دارد.از ابتدا عاشق کارهای قضایی بود و درحال حاضر بیشترین اخبار قضایی را او کار می کند.


 

[ شنبه 20 مرداد1386 ] [ 10:9 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
پيام كوتاه،پيامك ،sms

 

آه بي خوابي مرارنجوركرد،من عاشقم ياحقيقت عشق نيرمنداست ممكن است خسته باشم اماهرگزنمي ميرم من عاشقم .

وقتي خدابهت ميگه« باشه» چيزي روكه مي خواي بهت ميده وقتي ميگه «صبركن»چيزي بهت ميده وقتي ميگه نه ،داره بهترين روبرات آماده مي كنه.

قلب محمدامروزازطنين صداي جبرئيل مي لرزدونورالهي برسرزمين حجازنازل مي شودوزمين وزمينيان ازپرتوش درخشش مي يابدمببعت پيامبرمبارك باد.

ببخشيدمن فكرمي كنم اين smsرااشتباهي براي شمافرستادم

:دخترم چراتوحامله نميشي؟

دختر:حمييييييييييييييييييد؟

(تبليغ كاندوم تبرك)

نخستين حرف دل دردفترعشق

رسول عاشقان پيغمبرعشق

دل من درهوايت مي زندپر

هوايت آسمان ودل كبوتر

اين سيم خارداررابپيچ دورت تاكسي دستش به گل من نرسه ##########

دودليل پيشرفت نكردن فوتبال زنان

چون امكان نداره11تاخانم لباس يك جوربپوشند درثاني اگربپوشندواسه بازي بعدي امكان نداره همين لباس رابپوشند.

دوست دارم روي سنگ بنويسم كه دلم برات تنگ شده بعداون روبكوبونم توسرت تابدوني چقدردلم برات تنگ شده.

يه روزيك گل به خداميگه چراهمه گل هاي زيباخاردارندخداگفت نه گلي زيباهم هست كه خارنداره ولي صداش نكن چون الان داره اينsmsرومي خونه .

باتوجه به كاحتمال سهيمه بندي smsپيشاپيش سال 87راتبريك عرض مي كنيم .

كوچوموچوتموتومو كوجوحو...اينsmsمعني ومفهومي نداره فقط لب هاي شمارومانندماتحت مرغ مي كنه .

 

توتابه حال يه آدم واقعاباكلاس

خوش تيپ

فهميده

بافرهنگ

مهربون

باحال

خوشگل

دوست داشتني

ناز

طلا

جيگر

مثل من ديده بودي؟  

كسي كه يك باربره مشهدودوباربره قم بهش ميگن مش قمقمه

نابيناگفت :دوستت دارم

ماه :توكه چشم نداري

نابينا:اگرمي ديدمت عاشق زيبايي تومي شدم اماحالاكه نمي بينمت عاشق خودت هستم.

عاشقاني كه مثل شمع مي سوزندتاپايان سال گازسوزمي شوند

باخيال توسربردن اگرهست گناه

باخبرباش كه من غرق گناهم همه شب

يكي ميگه من حافظ كل قرآنم يارومي پرسه ازاين قران كوچيك ياازاون قران بزرگ ها؟

يه روزعشق وديوانگي وفضولي داشتندقائم موشك بازي مي كردندعشق پشت بوته گل سرخ قائم شده بودكه فضولي جاي عشق روبه ديوونگي لودادديوونگي يه شاخه فروكردبه بوته گل سرخ وعشق كورشدوااون روزديوانگي شدعصاي دست عشق .

هيچ وقت نذاريه ديونه بوست كنه بذاريه بوس ديونه ات كنه .

اگر2ساعت برق آمريكا بره ژاپن درصنعت ازامريكاجلو مي افته اگردوساعت برق  يكي ازكشورهاي جهان سوم بره جمعيتش ازچين بيشترميشه.

تو+عشق = زندگي

زندگي +تو= آرامش

من -تو= ديوانگي   

زندگي – تو= مرگ

[ شنبه 20 مرداد1386 ] [ 10:8 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
جوك

 يارورفته بودحج نه نمازمي خوندنه طواف مي كردنه مناسك رابه جا مي آوردپرسيدندچرااين كارهاراانجام نميدي ؟گفت :به من گفتندهمه كارهابه عهده سركاروانه .

يارورفت دستشويي زلزله اومدمرد

درتشييع جنازه اش مي گفتند:

اين گل پرپرشده شكلش زشته

رفته بشاشه ديگه برنگشته

[ شنبه 20 مرداد1386 ] [ 10:7 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
تپه هاومحوطه هاي باستاني بجنورد(قسمت اول )

 

 

«آق تپه »

درشرق مسيرراه «آق تپه »به «قشلاق »وبه فاصله يك كيلومتري رودخانه اترك،سه تپه متوسط سفيدرنگ نمايان است.برروي اين تپه هاكه به «تپه سفيد»يا«سه تپه »معروفند،آثارسفالهاي رنگ شكسته ،پراكنده است .

«آق مشهد»

درچهاركيلومتري شمال شرقي دهكده درصوفيان ودرمحوطه مسطح وسيعي واقع دركوه آق مشهد،آثارآبادي قديمي موسوم به «آق مشهد»موجوداست .

درجنوب اين محوطه ،كوههاي «جده»و«ادو»قرارداردوچشمه وقناتي به نام «آق كاريز»درآن جاري است .

آق مشهدسه ارگ داشته وازبقاياي ساختمانهاي مخروبه آن پيداست كه مصالح به كاررفته دربناهاي آن سنگ وساروج مي باشد.

سفالهاي رنگي درسطح محوطه پراكنده است وآثارقبرهايي نيزدرآبادي مشاهده مي شود.مردم درصوفيان به نقل ازنياكان خودمي گويند:«اين شهربراثرريزش برف فراوان،ويران وخالي ازسكنه شده است .»(1)درحال حاضرآق مشهدمحل ييلاق روستاي درصوفيان محسوب مي گردد.

«ارگ قلعه جق »

درغرب روستاي قلعه جق بزرگ ،تپه اي به شكل مخروطي سربرآورده كه آثارحفاريهاي زيادي برروي آن نمايان است .اين تپه معروف به «ارگ »مي باشد.

«ايلان تپه »

تپه اي است واقع درحصارگرمخان ،كه قدمت آن به عصراشكانيان مي رسد.

«بلندقلعه درتوم»

درشمال غربي ده درتوم ،آثارقلعه كهنه اي نمايان است كه به «بلندقلعه »موسوم مي باشد.اين قلعه درفاصله 4كيلومتري روستاوبرروي دامنه كوههاي شمـالي قرارداردوازآثارباقي مانده چنين برمي آيدكه خانه هاي آبادي ،سنگي بوده وبه گفته سالخوردگان درتومي ،مزارهايي دربلندقلعه وجودداشته است.

«تاتارتپه »

درروستاي تاتار،تپه اي باستاني قرارداردكه تحت شماره 711به ثبت سازمان ميراث فرهنگي رسيده است.

«تاتارتپه پايين »

اين تپه كه ازهزاره اول قبل ازميلادبه يادگارمانده وتحت شماره 710به ثبت سازمان ميراث فرهنگي رسيده ،درروستاي «تاتارپايين »واقع گرديده است .

«تاش قلعه اسفيدان»

درغرب روستاي اسفيدان ،ديوارصخره اي نمايان است كه به «تاش قلعه»معروف مي باشد.اهالي روستامعتقدند،درروزگارگذشته دراين مكان ،روستايي به نام «اسفيدان»وجودداشته است .

موقعيت تاش قلعه يا«قلعه سنگي »،به گونه اي است كه دره اسفيدان درسه سوي آن قرارگرفته وشمال آن متصل به كوه مي باشد.تاش قلعـه به تمامي دره هاوكوههـاي اطراف تسلط دارد.قسمت جنوبي محوطه كه مسطح است ،اكنون به زيركشت رفته وخانه هاي مسكوني درشرق قلعه ساخته شده است .

   برروي تاش قلعه ،بقاياي ديوارهاي سنگي وسفال ساده نخــودي وقرمــزوسفالهــاي منقوش به رنگهاي آبي ،بنفش،سفيدوسياه ،مشاهده مي شود.رودخانه اسفيدان درزيرپاي قلعه وداخل دره سرسبزوباصفايي كه پوشيده ازدرختان گردووانواع ميوه مي باشد،به شكل مارپيچ جاري است

«تپه آسياب احمدبيگ »

در12كيلومتري شمال شرقي بجنوردويك كيلومتري شمال غرب روستاي قارلق ،دردامنه كوههاي شمال روستا،تپه اي موسوم به«آسياب احمدبيگ»قراردارد.اين تپه،متعلق به دوره اسلامي است .

 

 

 

1-به استنادگفته آقاي رمضانعلي عليپور،ساكن دهكده درصوفيان .

 

[ شنبه 20 مرداد1386 ] [ 10:6 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
گفتم گفت

 

گفتم :پوست مصنوعي دردانشگاه اميركبيرساخته شد

گفت :گرانفروشان مي توانندباخيال راحت پوست مردم رابكنند.

گفتم :بزرگترين سايت پرورش شترمرغ دنيادرسيستان راه اندازي مي شود

گفت :آدرس سايت don.don.don.lof lof.com

گفتم :استفاده ازظرفيت شعردرسالم سازي جامعه

گفت :اگر«هرچندزديم زورنشدقافيه اش جور» چه بايدكرد؟

گفتم :امريكاعربستان راعامل بي ثباتي عراق خواند

گفت :ديگ به ديگ ميگه روت سياهه.

گفتم :نان امسال گران نمي شود

گفت :حتما وزنش كم ميشه.

گفتم :83قانون زايددرقوانين شهرداري

گفت :به عبارتي 83بي قانوني درقوانين شهرداري اعمال مي شده .

گفتم :سيم كارت هايي كه خودبه خودمي سوزددريافت وجه تعويض غيرقانوني است 

گفت:خداراشكريك كارغيرقانوني ديديم انجام شد.

گفتم :ساماندهي متكديان درچهارراه بلاتكليفي

گفت:به من بي سروسامان بلاتكليف كمك كنيد.

گفتم :اختصاص سهيمه بنزين سفرپيشنهادشده است

گفت :تازه پيشنهادشده بعدبررسي بشه بعد...تاپايان فصل سفربزك نميربنزين مياد.

[ شنبه 13 مرداد1386 ] [ 8:13 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
كوي ايرانيان دردهكده جهاني

 

 

دكتركزازي محقق ،فردوسي شناس واستاددانشگاه مهمان ويژه نامه خراسان شمالي بودندكه به سئوالات ما دررابطه باتازش فرهنگي ونيازنسل امروزبه شاهنامه پاسخ دادند:

مي خواهيم ايراني بمانيم چاره كارچيست ؟ چراشاهنامه؟

پرسمان خوبي است شاهكارهاي ادبي درفرهنگ ماپرشماراست مارازنامه اي سترگ مانندمثنوي مولاناداريم ديواني ستبرهمچون ديوان شمس درفرهنگ ماآفريده شده است كه خم خانه مستي ها،نامه شوروشيفتگي وسرمستي است، بوستان سعدي داريم كه اندرزنامه اي است درگونه خودبي همانندغزل هاي سعدي ،غزل هاي حافظ ،چامه هاي خاقاني چارانه هاي خيام،پنج گنج گنجورگنجه سخن نظامي وسخنوران ديگري هماننداوداريم.

مامي توانيم براين شاهكارهابنيان كنيم يابرهرهنجارروپديده اي ديگرفرهنگي ،اما،امايي بزرگ ،آنچه شاهنامه راازاين شاهكارهاجدامي داردياازهردستاوردي ديگرفرهنگي اجتماعي براي ايراني ماندن بايدبدآن چنگ درزنيم اين است كه درهمه آن شاهكارهاوديگرويژگي ونمودهاي فرهنگ ايراني، مابازتاب هايي، پاره هايي ازفرهنگ ومنش ايراني رامي بينيم تنهاشاهكاري كه اين منش وفرهنگ درآن به يكبارگي بازتافته است ،درهمه هستي وچيستي ،آن شاهنامه است. شاهنامه، نامه سرگذشت تيره هاي ايراني است هرمردمي كه چونان ايراني دراين سرزمين زيسته اند، نشاني، نمودي درشاهنامه دارند.شاهنامه نامه هزاره هاست .هزاره هاي تاريخ وفرهنگ ايراني دراين درياي بيكرانه خيزابه واربريكديگرمي  غلتندآنچه مادرآن شاهكارها مي بينيم اگرفراخ بنگريم ازسويي وازسويي ديگرژرف وگوهرگرايانه وپديدارشناختي ،به راستي ازشاهنامه مايه گرفته است وستانده شده است آنچه درآن شاهكارهاست گزارش وگسترشي است ازآنچه  به گونه اي نهادين ونهاني درشاهنامه ازآن پيش به دست داده شده است .

آن سالاران سترگ سخن ازخوان فردوسي توشه برگرفته اند؟

آري فردوسي اوستادان استاد سخن فارسي است هركدام ازآن سالاران سترگ سخن راشمابنگريد برخواني نشسته است كه فرزانه توس، دربرابراوگسترده است .شاهنامه 100مولاناست كسي كه به 100مي رسدخواه وناخواه 70،80،90وهرشماري ديگررادردسترس خواهدداشت .

 

دربرابربمباران فرهنگ ها ودرياي آگاهي امروزچه اختياري داريم؟

ما،دردرياي آگاهي بدون آن كه بخواهيم وبدانيم فروافتاده ا يم ورهاشده ايم كسي كه دردرياست بناچاردرآن شناوراست لغزان است دستخوش خيزابه هاست. آگاهي مارافروگرفته است اين آن آزموني است كه ماهرگزازاين پيش نداشته ايم آن پرسماني است كه دراين روزگارباآن روبروشديم آن نازشي است كه درپيشينه وتاريخ وفرهنگ نمودونشاني ازآن نمي توانيم ديد.آگاهي مي تواندخجسته، سودمند،افزاينده باشدبه همان سان مي تواندگجسته ،زيان بار،كاهنده باشد.ماآگاهي رابرنمي گزينيم ،همان داستان آشناست.

جايگاه مادراين دهكده جهاني ،كجاخواهدبود؟

 مادردهكده جهاني به سرمي بريم ده نشينان خواه ناخواه، يكديگررامي شناسندازهرآنچه درسراي آن ديگري مي گذردآگاهنددركوي وبرزن يكديگررامي بيننداين ويژگي دهكده است چون جايي خرداست.

بايددرآن دهكده يكي ازده نشينان بشويم ؟فرهنگ آن دهكده رابپذيريم ؟يادرآن دهكده باهمه تنگي وخردي كه يافته است كويي ويژه براي خويش بسازيم ؟

 درگذشته، درشهرهاي بزرگ دست كم ،كوي هاوبرزن هاداراي هستي وچيستي فرهنگي بودنديعني كويي درشهرباكويي درشهري ديگريكسان نبودحتي اين دگرگوني درهنجارهاي بروني هم بازمي تافت چگونگي مهرآذري يامعماري اين كوهي هايكسان نبود.كوي نشينان جامه هايي ديگرسان دربرمي داشتندخوان و خوراكشان  با كوي ديگريكسره همانندنبوداماامروزشهرهاي ما،نه تنهاآن گونه گونه اي  ورنگارنگي راازدست داده اندباشهرهاي ديگر يكسانندبسياري ازشهرهاآن چنان است كه اگرشمابدان شهردرآئيد،نام شهرراندانيدمي انگاريدكه هرشهرديگرمي تواندبود.آيابايدآنچه بركوي هاي شهرهاي مارفته است وبرشهرهاي كشورمان، برايران ماهم برود؟درآن دهكده جهاني ماهم مانندديگراني بشويم ياآن كه كويي درآن دهكده، دربهترين وزيباترين بخش ،ازآن ما ايرانيان باشد به گونه اي كه ديگرده نشينان، برمارشك ببرند.بيايندآن كوي راكه ازآن ايرانيان است بنگرندازآن نمونه بسازندمامي توانيم بي گمان درآن دهكده چنين كويي داشته باشيم .

اگربخواهيم درآن درياي آگاهي روي پاي خودبايستيم وخيزابه هارابه ريشخندبگيريم بايدپايگاهي بجوئيم كه بتوانيم برآن بايستيم وبالابرافرازيم وسرازميانه درياوخيزابه هابه درآوريم آن پايگاه شاهنامه است .داستان پسندونوجويي وگزينش و ازاين گونه نيست .داستان ماندن ورفتن است .

برسردوراهي قرارگرفته ايم ؟

من سخن پهلواني رادوست مي دارم شاهنامه مي خوانم آن ديگري سروده هاي رامشي رادوست داردغزل هاي سعدي وحافظ رامي خواندآن سه ديگردل بسته بزم نامه است يكي ازگنج هاي پنج گانه نظامي رامي خواندداستان ازاين گونه نيست مابرنمي گزينيم زماني مي توان برگزيدكه دست كم دوگزينه داشته باشيم مايك گزينه بيش فراپيش خويش نداريم .اگرمي خواهيم چيستي وهستي فرهنگي ومنش خودراپاس بداريم بايدبه جهان شاهنامه بازگرديم چاره اي ديگرنداريم

برخي مي پرسندمادراين روزگارچه نيازي به شاهنامه داريم ؟آياشاهنامه مي تواندپرسش ها ي امروزينه ماراپاسخ دهد.گره ازدشواري هايي كه دراين زمان باآنهاروبروهستيم بگشايد؟

پاسخ كوتاه ما به ويژه دراين روزگاركه روزگاري پرآشوب، بي فرياد،روزگارگسستن هاوازخودبيگانگي هاست بيش ازهرزماني ديگربه شاهنامه نيازداريم مادرروزگاري مي زي ايم كه هردم درآن برسردوراهه اي خواه ناخواه مي ايستيم آن دوراهه اين است آيادرچنين روزگاري مي بايدايراني بمانيم يانه ؟اين  بنيادي ترين پرسمان ماايرانيان است درروزگاري چنين ،آينده مابازبسته است به پاسخي كه بدين پرسش مي دهيم زيرامي دانيم كه سرنوشت ما،سرگذشت ماست كه شالوده مي ريزدورقم ي زنددرست است كه گاهي مي انگاريم خودمازمينه رابراي آنچه آن راسرنوشت مي ناميم فراهم مي آوريم امابه راستي سرنوشت ماچه فردي چه جمعي برسرگذشتگمان استواراست پاسخي كه مابه اين پرسش مي دهيم به اين نكته بازمي گرددزيراسرگذشت ما،درشاهنامه ،درنمودوپيكره راستين ويك باره خودآورده شده است ماامروزباتندبادهاوتازش هاي فرهنگي روياروئيم. نبرددرروزگارما،نبردفرهنگ هاوانديشه هاست فرهنگ بيگانه وتازشگررسانه اي، به هرسوي دامان مي گستردهيچ بندي ،هيچ بازدارنده اي هيچ بارويي هرچندستبروستوارنمي توانددربرابراين تازش تاب بياوردزيراتازش فرهنگي به ياري فن آوري نوبردوش موج هابه هرسوي راه مي بردحتي تاگوشه گوشه خانه هاي ماراه مي تواندجست يا  مادربرابراين تازش كه تازشي است نوآئين، بي پيشينه، فرومي ريزيم درهم مي شكنيم وامي دهيم به دنباله اي وابسته اي براي اين فرهنگ بيگانه تازنده ،دگرگون مي شويم ياآن كه به همان سان كه دردرازناي تاريخ خودهمواره دربرابرهرتازشي ايستاده ايم دربرابراين تازش هم به هرپايه اي نيرومندونوآئين باشدخواهيم ايستاد.

باانتخاب هريك ازاين دوراه چه سرنوشتي خواهيم داشت ؟

آن گزينه نخستين مارابه همان سرنوشت وسرانجامي خواهدرسانيدودچارخواهدآوردكه بسيارسرزمين ها،مردمان، بدان دچارشدندسرزمين هاومردماني كه پيشينه اي ديريازدرتاريخ داشته اندآن مردم امروزآن پيشينه رابايددركتاب هابخوانندودرديرين كده هاوگنج خانه هاي فرهنگي وموزه هابجويندبه سخن ديگر،اگرماآن راه رابرگزينيم فرزندانمان، نوادگانمان ،پسينيان مابدان نخواهندنازيدكه ايراني اند، دراين سرزمين سپنداهورايي زاده اندوزيسته  اندوبخت آن رايافته اند كه دراين خاك پاك تابناك سربربالين خا ك مي نهندمردماني خواهندبوددروا،رهاشده درجهان، بي ريشه مانندكسي كه دستخوش تندباداست من بي گمانم كه هيچ ايراني اين گزينه رانمي پسنددمي خواهدازراهي ديگركه پيش روي ماگشاده است برود.

قهوه خانه ها ازمراكزي بودندكه دررويكردمردم به شاهنامه نقش داشتندچقدرآن هارااثرگذارمي دانيد؟

 درگذشته كودك ونوجوان ايراني همراه باپدربه قهوه خانه مي رفت قهوه خانه ،جايي بودكه مردم درآن گردمي آمدندداستان گوي،داستان هاي شاهنامه رامي گفت كودك مي شنيدبه شورمي آمدبدان داستان دركشيده مي شد ، به پيرامون خودمي نگريست نگاره هايي رامي ديدكه نگار گرازرخدادهاي داستان شاهنامه كشيده بودوبرديوارهاي قهوه خانه آنهارامي آويختندازپدرمي پرسيدداستان چيست چراآنجاكه داستان گوي مي خواست ازمرگ فلان پهلوان يادكندگلريزان كردنداورابازداشتندكه داستان راپي بگيردآنجوان برومندرخشان روي كه آن مردژنده ي تهم ، باخنجر بران جگرگاه اورامي شكافدكيست ؟پدرپاسخ مي گفت: اوسهراب است آن مردهم پدراورستم است جوان بدين  شيوه راه به جهان شاهنامه مي بردجهان شاهنامه، جهان ايراني است جوان خودرامي شناخت.

آياامروزهم قهوه خانه ها مي توانند دربرابرتازش امواج رسانه اي كارايي داشته باشند؟

امروزقهوه خانه هاآن كارايي راندارند.رسانه ها، جاي قهوه خانه وهرانجمن ديگر ازآن گونه راگرفته اندچگونه شاهنامه رادوباره به ميان مردم ببريم ؟چاره اي نيست ازهمين رسانه هابايدبهره جست .رسانه ،تيغ دودم است هم زهراست هم پادزهر،هم كاهنده است هم افزاينده .بسته به اين كه چگونه ازآن بهره مي بريم.‹‹ چاره گژدم زده كشته كژدم بود››اين داستان پارسي كه ازسروده اي منوچهري ستانده شده است رازي شگرف درفنون گفتگوداردهميشه پادزهرازگونه زهراست شمااگرنمي توانيدپادزهري راازچيزي جزآن زهربسازيد اگررسانه هازهراگين اندكه هستندپادزهرشان رابايدازخودآنهاستاند.ماامروزنمي توانيم به شيوه هاي كهن ،جهان ايراني راكه همان جهان شاهنامه است بگسترانيم بشناسانيم داستان گويي ونقالي راماارج مي نهيم اماچونان پديده فرهنگي ،مانندبشقابي از چندين سده پيش، كه چون كمياب است ماآن رادربهترين جاي خانه خودمي نهيم به هرشيوه اي آن راپاس مي داريم كه مباداخراشي به آن بيفتدماازآن بشقاب بهره نمي بريم كاركردي نداردپديده اي فرهنگي است ازاين روي گرامي است. داستان گويي يانقالي به آن بشقاب مي ماندشمانمي توانيدامروزبه ياري نقالي شاهنامه رادردامان ذهن ايرانيان به ويژه جوانان بيفكنيدبايدازابزاري نوبهره برد.

چه بايدكرد؟

چاره اي نيست برپايه داستان هاي شاهنامه مي بايد«پويانموده» ساخت. هنرپويانمايي راآنجابه كارگرفت  .فيلم هاي بلندساخت اين داستان هارابه نمايش درآوردبه شيوه داستان هاي نگارين، آنهارافراپيش ديدگان نوجوانان ايراني نهاداين راه وروشي است كه مي بايدامروزدرپيش بگيريم اگرچنين شد بيم وباكمان ازهيچ تندبادي ازهيچ تازشي فرهنگي نيست آن زمان آن بازدارنده دردرون ماپديدخواهدآمدوآسيب ناپذيرخواهيم شدچون خودرامي شناسيم چون مي دانيم كه بزرگترين گنجينه ما،ايراني بودن وايراني ماندن است ماامروزبيش ازهرروزگاري ديگرنيازداريم دست دردامان شاهنامه بزنيم.

بسياري شاهنامه رانامه شاهان مي دانندآياچنين است؟

 ازشاهنامه بارهاگفته اندونوشته اندونوشته ايم كه نامه شاهان نيست يكي ازازآن اندك نامه ها،شاهكارهاي ادبي كه شاهي درآن ارزش نيست، شاهنامه است فريفته نام نبايدشد.هرگزفردوسي كسي راتنهاازآن ديدكه شاه است نمي ستايدشاهي درشاهنامه ارزش نيست هم ازاين روست كه استاد،هرزمان شايسته بداندشاهي كم خرد،سبكسار،مانندكيكاوس راكه همواره براي ايرانيان رنج ودشواري پديدمي آوردكوبنده ،ويرانگرمي نكوهد. داستان رستم وسهراب رابي گمان بسياري خوانده اندآنجا گفته مي شود:

«به نزديك اين شاه ديوانه رو»

اين لخت، درادب فارسي بي ماننداست هنگامي كه كتايون ازنافرماني اسفنديارخشمگين است هرچه اورااندرزمي كندكه به «مرگ جاي زابلستان» نردواونمي پذيردمي گويد:

«كه نفرين براين تخت واين تاج باد    براين شوروبيدادوتاراج باد »

فردوسي همه خشم خويش رادربيت هايي ازاين دست برخودكامان سياه نامه، برشاهان دروغگوي دژم فروريخت چگونه شاهنامه ، نامه شاهان است؟ اين بيت هاروزگاري سروده شده است كه براي ديگرسخنوران شاهي ارزش بوده است.مودود،مسعوديامحمود باشد،براي آن سخنوران يكسان است هركس شاه است، ارزشمنداست براي همين بود200بنده زرين كمردرپي فرخي سيستان مي رفتند.چامه سرايي گمنام ازري به نام «غزايري» كه چامه اي درستايش محمودسروده بودازدهش هاي اوبه فغان آمدبس ،بس كردكه نفرست كه بااين ارمغان هاوپاداش هانمي دانم چه كنم .

خاقاني چندسده ازان پس برعنصري رشك مي بردمي گويد:

شنيدم كه ازنقره زدديگدان                ززرساخت آلات خوان عنصري

نه تحقيق گفت ونه زهدونه پند           كه حرفي ندانست ازآن عنصري

افاضل شناسندچون من نبود               بزرگ آيت وخرده دان عنصري

شمامي نگاريداستادنمي توانست ازدهش محمودي برخوردارشود؟اوكه ده هابارتواناترازاين سخنوران درشاعري بود.شاهي براي فردوسي ارزش نيست چون فردوسي ايراني آرماني است نمونه برترين درايراني بودن است .

بنابراين منش فردوسي به عنوان يك ايراني آرماني درشاهنامه نموددارد؟

درست سخني است ، تنهاشاهنامه نيست كه نامه فرهنگ ومنش ايراني است بلكه فردوسي هم نمونه برترين اين منش وفرهنگ است فردوسي وشاهنامه درهم تنيده اندبه دوروي سكه مي ماننداگريكي نباشدسكه ازسكه گي خواهدافتاد.

آياكسي ديگرتوان آن رانداشت كه شاهنامه رابسرايد؟

هرسخنوري جزفردوسي شاهنامه رامي سرودشاهنامه آنچه هست ،نمي توانست بوداگرفردوسي هم جزشاهنامه رامي سرود،فردوسي نمي شد براي همين است كه رستم، هنگامي كه به پايمردي ،گودرزكه پيري بشكوه بوده است خشم خودرافرومي نهدوبه بارگاه كاووس بازمي گرددمي گويد:كه من ازتو،به شرط ،فرمان مي برم اگردادگربودي مزداپرست ،آزادمنش ،راست كردارازتوفرمان خواهم برد وگرنه دربرابرتوخواهم ايستاد.شاهنامه، نامه شاهان نيست نامه پهلوانان است نامه داد،مردمي ،آزادگي ،خداپرستي وهمه ارزش هاي والاي انساني است اگرفردوسي كيخسرورا مي ستايدنه براي آن است كه شاه است ازآنجاست كه ستودني است فردوسي شهريارآرماني ايران است انسان كامل است آن گونه كه نهان گرايان روزگاران پسين مي نامندپاك مي زايدپاك مي زيداماپاك نمي ميردزنده به مينومي رود.

شاهنامه ،نامه شاهان نيست، نامه پهلوانان است چون نامه پهلوانان است بنابراين نامه مردم است. داستان درروزگارماازديدمن اين است بيهوده نيست كه ايرانيان فردوسي رابر كشيده اندواورادربرابرخودكامه اي چون محمودغزنوي ايستادانيده اند.

شمابارهافردوسي رارستم سخن ناميده ايدچرا؟

درتاريخ سيستان داستان راخوانده ايدهنگامي كه شاهنامه رابرمحمودخوانده اندگفت:« شاهنامه خودچيزي نيست مگرحديث رستم ،اندرسپاه من صدچون رستم هست».

 فردوسي گفت: ندانم كه درسپاه خداوند(سلطان)چندچون رستم هست امااين دانم كه  تاجهان آفرين، جهان آفريد،سواري چورستم نيافريد.اين بگفت وازبارگاه به درشد.چندي پس ازآن بودكه محمودپاسخي سخت ودندان شكن بدوداده است گفت: اين مردك به تعريض مرادروغ زن خواندببايدكشت.اگرگفته شده  رستم دربرابرمحمودغزنوي ايستاده است آگاهانه گفته شده است.

فردوسي رستم سخن است . درروزگاري كه به گفته پيرهژيربيهيق ،كه خراساني است محمودانگشت درجهان دركرده بودرافضي وقرمطي مي جست هنگامي كه مي يافت بردارمي كردفردوسي درديباچه شاهنامه بي هيچ پرده وپروا،بي هيچ بيم وباك مي گويد:

براين زادم وهم براين بگذرم                   چنان دان كه خاك پي حيدرم

فردوسي همه خشم خودرادربيت هايي ازاين دست برخودكامان سياه نامه وشاهان دروغين دژم فرومي ريزدچگونه شاهنامه، نامه شاهان است اين بيت هاروزگاري سروده مي شده است كه براي ديگرسخنوران شاهي، ارزش بوده است.

نظرشماراجع به خاورشناسان كه درموردايران مطالعه داشته اندچيست؟

خاورشناسان ،ساليان سال زندگي خودرادركارشناختن وشناسانيدن ايران كرده انديك نمونه برجسته وهم روزگار،دانشمندنامدارفرانسوي «هانري كربن» است كه چندين دهه اززندگاني خودرابدان ويژه داشت كه سرگذشت انديشه جهان شناختي ايراني رابنويسددر4جلدستبرشاهكاري نوشت جهان بيني فرزانگان ايراني شيعي رانوشت نام كتاب او‹‹اسلام ايراني›› است. بخشي ازفرهنگ ما را،همان نيرانيان ايران دوست برماآشكارداشته اندكه جاي سپاس دارد.

نيرانيان فيلم 300راهم ساختندنظرتان راجع به اين فيلم چيست ؟

بگذاريدفيلم هايي مانند300بسازندمگرخورشيدرامي توان به گل اندود؟آن كم انديش كه گل به سوي خورشيدمي افشاندنه تنهاكمترين تيرگي برخورشيدنخواهد نشاند. گل برسروروي اونشانده مي شود.

دروغ ها رابه ياري فن آوري رسانه اي به سخني  روزانه وپيش افتاده دگرگون كرده اند. هرچندكه پايدارنخواهدبودامابه هرروي اثري خواهدنهاد،آشوبي برخواهدانگيخت،دلي راتيره خواهدكرد.ماماننددگرمردمان نيازنداريم بزرگان ديگرسرزمين هارابه خودبازبنديم مادرهرزمينه اي ازانديشه ودانش به بسندگي نامداراني داريم كه درجهان  كه مي درخشندامابايداين نامداران رادربرابرچشم جهانيان بنهيم بايدنخست  خودباوركنيم كه چنين نامداراني درفرهنگ وتاريخ وادب ايران زمين مي درخشندهنگامي كه، ازدرخشندگي آنان به خيرگي دچارشديم ديگران رابه خيرگي خواهيم كشانيد.مانيازي نداريم كه به دروغ خودراوالاوگرانمايه وسرافرازوبرترازديگران بنمائيم كه به راستي هستيم پايگاه مابراي رسيدن به اين شناخت چيست براي رسيدن به  آن بيداردلي وخودآگاهي  تاريخي كه ناگزيرروزگاراست شاهنامه است 100مولاناست كه فرمود:

نام احمدنام جمله انبياست               چون كه 100آمدنودهم پيش ماست

برپايي نشست هايي براي بزرگداشت بزرگان ادب ايراني چقدرمفيداست؟

برپايي بزم هايي ازاين گونه هرچندتلاشي است بسيارخرددربرابرسترگي كاري كه مي بايدكردمايه اميدواري است اگرآغازي بشودبراي پويه اي فرهنگي. آن خودآگاهي پديدآمده است مي ژكندمي نالندكه جوانان امروزايراني ازگذشته خودگسيخته اند.شايدچنين بوده است امانشانه هايي ازاين خودآگاهي درجامعه كنوني ماديده مي شودهركدام ازبزرگان ونامداران ايران درسال شمار،ماروزي دارندروزي كه بهانه اي براي انديشيدن براي آنهاست .

باتوجه به اين كه دربزرگداشت مشاهير فراواني به عنوان سخنران ياميهمان حضورداشتيددركدام آئين شوروشوق جوانان رابيشترشاهدبوديد؟

درهيچ روزديگر،روزسعدي،روزعطار،روزخيام،روزمولانا،آن هنگامه وشوروشراروتب وتابي فرهنگي  راكه درروزهاي فردوسي درپهنه ايران مي بينيدنمي توانيدديد. ادب ايراني برفروتني وخودشكني استوارشده است سال 84به خواست كسي آمارگرفتم ازسخنراني هايي كه درآن سال انجام داده بودم اين رابرهاني مي كنم براي آنچه گفته ام .  آماري كه درآن سال  گرفتم ،نخست مايه شگفتي خودمن شدكه 42سخنراني ايرادكرده بودم 2سخنراني دركشورهاي ديگر4تا5سخنراني درتهران آن ديگر،درشهرهاي ديگركه نودوچنددرصددرباره شاهنامه بودكه بيشينه آن راهم جوانان سامان داده بودند.

جوان ايراني امروزمي داندچاره اي نداردجزاين كه برخويشتن بازگردد. شاهنامه رابشناسدكسي كه جهان شاهنامه رامي شناسدجهان ايراني رامي شناسدوآنچنان به آن دل مي بنددكه ايراني رامي شناسدفسون زده آن مي شودكه نمي تواندآن رافروبگذارد.

بنابراين پيروزي ايرانيان  برتازش فرهنگي رانويدمي دهيد؟

كارباهمه دشواري آسان است چاره ماچيست يك سخن بيش نيست باشناختن جهان  شاهنامه كه جهان ايراني است خودرابشناسيم.رازماندگاري ايران اين نازش هاست اين تازش هاتوان هاي خفته مارابه كرداردرآورده است روايي وپويايي به وجودآورده باهرتازشي فرهنگ خودرانوكرده ايم .هرتازشي گونه اي نوزايي فرهنگي رادرايران پديدآورده است دربرابراين تازش سهمگين رسانه اي هم ماايرانيان به نوزايي فرهنگ دست خواهيم يازيدخداي ايران هم باماهمراه است آنچنان كه هميشه بوده است.

[ شنبه 13 مرداد1386 ] [ 7:35 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
عشقولانه

 

کجای این جنگل شب پنهان شدی ؟ خورشیدکم !

پشت کدوم سد سکوت پر میکشی؟ چکاوکم !

چرا به من شک میکنی ؟ من که منم برای تو !

لب ریزم از عشق تو و سر شارم از هوای تو !

دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو ؟

پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو ؟

گریه نمی کنم !نرو ! بغض نمی کنم ! بشین !

حرف نمیزنم ! بمون ! آه نمی کشم !ببین !

سفر نکن خورشیدکم ! ترک نکن منو ! نرو!

نبودنت مرگ منه ! راهی این سفر مشو !

نذار که عشق من و تو ، اینجا به آخر برسه !

بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه!

نوازشم کن و ببین ، عشق میریزه از صدام !

صدام کن و ببین که باز ، غنچه میدن ترانه هام !

اگر چه من به چشم تو ، کمم ! قدیمی ام ! گمم !

آتش فشان عشقم و دریای پر تلاطمم!

گریه نمی کنم !نرو ! بغض نمی کنم ! بشین !

حرف نمیزنم ! بمون ! آه نمی کشم !ببین !

ترانه از : استاد ایرج جنتی عطائی   ازوبلاگ آقاي مهران رحماني
[ شنبه 13 مرداد1386 ] [ 7:9 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
آشنايي باشهرستان بجنورد

 

 

بجنوردازديربازيگانه دروازه شمالي استان خراسان به مازندران به شمارمي رودوهمه ساله ميليونهازائرازاين گذرگاه روبه سوي بارگاه ملكوتي هشتمين امام شيعيان ره مي سپارند.درحقيقت ،مسافران «سرزمين آرزوي مشتاقان اهل ايمان »نخستين وآخرين گام رادراين شهرستان ب به خاك زرخيزوباعظمت خراسان گذارده وازآن برمي دارند.

بجنوردسرزمين آبادوباروري است درشمال غربي استان ،بامراتع سرسبز،جنگلهاي پراكنده ،كوههاي برف پوش،دشتهاي گسترده وهوايي لطيف ودل انگيزكه دردرون ،معادن غني بيشماروميراث تمدن هاي كهن بسيارراداردوبرگستره خاكش رودهاي روان وچشمه ساران زلال ازميان دره هاي ژرف وجلگه هاي حاصل خيزوبيابان هاي رنگارنگ درگذرند.

وسعت اين شهرستان 17245كيلومترمربع است .دراين مساحت كه 5/5درصدخاك خراسان ويك نودوششم پهنه ميهن اسلامي راتشكيل مي دهد،مراكزتمدني همچون بجنورد،آشخانه ،جاجرم ،گرمه ورازدرآن قرارگرفته اند.

زندگي مردمان بجنوردكه اقوام تات ،كرد،ترك وتركمن راشامل مي شود،باصلح وصفا،خونگرمي وميهمان نوازي ،زودآشنايي وتساهل عجين گرديده است .

 

وجه تسميه بجنورد

بجنورددراصل (بيژن گرد)به معني ساخته شده، وسيله بيژن بوده است (1).اين اسم بسيارقديمي مي نمايدزيرا«گردبه معني شهروآبادي است وبنابراين بجنوردشهربيژن معني مي دهد.»(2)

دكترناويادرموردوجه تسميه بجنوردبراين باوراست كه گردازمشتقات KRT  است كه به صورتهاي گراد،جرددردستجرد،كددردهكده ،كنددركهنه كند،كددرزبان آذري وكاردوCUTانگليسي ديده شده است.لذابجنورداگرمعادل بيژن گردباشدبه مفهوم ساخته شده به وسيله بيژن خواهدبود(3).

بعدهابيژن گرد،بيزن جردناميده شده و«درتواريخ بزنجردثبت گرديده است» (4).وبراثرتحولات آوايي به بيجن يورت يابيجن يوردتبديل شده وسرانجام به شكل «بجنورد»تغييرپيداكرده است .«يورت »يا«يورد»به معني چراگاه ايلات وعشاير،محل خيمه وخرگاه ،مسكن ومنزل بوده (5)وبيژن يورديا«بزن يورد»به عبارتي معني «محل ومسكن ما»مي باشد0

لسترنج دركتاب «سرزمينهاي خلافت شرقي »اين شهررا«بزهان »ناميده است 0(6)وكلنل ييت بااشاره به ويرانه هاي شهركهن بجنوردموسوم به «كهنه كند»مي نويسد:«درشمال غربي اين شهرخرابه هاي يك شهرقديمي ديگربه چشم مي خوردكه به آن بيزهان مي گفتند.»(7)

الف .سيماي طبيعي

موقعيت جغرافيايي

بجنوردازشمال باتركمنستان وازشمال شرقي تاجنوب شرقي باشهرهاي شيروان ،قوچان ،اسفراين وسبزوارهمسايه است وازشمال غربي تاجنوب غربي به استان مازندران واستان سمنان محدودشده است .

شهرستان بجنورددر37درجه و28دقيقه عرض شمالي و57درجه و20دقيقه طول شرقي قرارگرفته واين شهرستان درارتفاع بين1000تا2500متربالاترازسطح درياواقع شده استارتفاع بجنوردازسطح در1010متراست .

اين شهرستان داراي طولاني ترين مرزمشترك دربين شهرهاي شمالي خراسان (1/197كيلومتر) باتركمنسان مي باشد.

بجنوردازنقاط كوهستاني خراسان است كه درميان رشته كوه آلاداغ()امتدادالبرز)واقع گرديده است .

اين رشته كوه درجنوب شهربجنوردقرارگرفته ،مجموعه اي اززيباترين پديده هايطبيعت درشمال خراسان رابوجودآورده است .

 

 

 

اكثربلنديهاي آلاداغ پوشيده ازدرختان سردسيري وجنگل زاراست وجنگل هاي پراكنده دشت واقع دردامنه هاي غربي آلاداغ به طول تقريبي 70كيلومترازهمه وسيع ترومشهورترمي باشد.درزيرپاي اين ارتفاعات ،جلگه هاي حاصل خيزبجنورد،گرمخان ،شقان ومانه گسترده است .

 

«كوههاي بجنورد»

دربجنوردارتفاعات وقله هاي بيشماري وجوددارد:

1-رشته كوه آلاداغ .بلندترين قله آن (آلاداغ)باارتفاع 3100متراست وقله بهارياسروباپوششي ازدرختان سرو،درارتفاعات وچمن كالپوش دردامنه آن 2980مترارتفاع داردوقله سالوك ياصعلوك (3050متر)باپوشش گياهان متنوع وچشمه سارهاي بيشمارازديگركوههاي آلاداغ مي باشد.اين رشته كوه داراي جنگلهاي زيبا،دره هاي باصفاوچشم اندازهاي بديع است

2-رشته كوه قورخود.باارتفاع 2950متردرفاصله 95كيلومتري غرب بجنوردباانبوه درختان سرودردامنه جنوبي ومراتع ومناظرزيبادردامنه شمالي ازديدني ترين رشته كوههاي غرب بجنوردمي باشد0

3-رشته كوه بزداغي(1692متر)در9كيلومتري شمال روستاي كوشكي تركمن واقع دربخش مانه وسملقان قرارگرفته است0

4-رشته كوه مي سي نو(2496متر)درشمال دهستان گيفان قرارداردوخط الراس آن مرزايران وجمهوري تركمنستان راتشكيل مي دهد0

5-رشته كوه دوچنگ ،در49كيلومتري شمال غربي بجنوردقراردارد.بلندترين قله آن دنقوزداغي به ارتفاع 1650متردر11كيلومتري روستاي دشتك بخش مانه سملقان واقع شده است 0

6-رشته كوه آغ چيل (1460متر)كوه پارلان ياگرم داغي (2000متر)واقع درمرزايران وتركمنستان «پيغمبر»،«داش قلعه» وكوه «زو»نيزازديگررشته كوههاي شهرستان بجنورداست .همچنين درنواحي غربي بخش جاجرم چندرشته كوه ديگروجودداردكه چهره نيمه كويري به ناحيه منطقه داده اندوحدفاصل رشته كوههاي البرزوكوههاي خراسان بشمارمي روند.بلندترين اين كوهها«اوزون» ميباشد0

«رودهاي بجنورد»

                                             

 

روداترك مهمترين رودخانه اي است كه درمنطقه بجنوردجاري است .اين رودازارتفاعات لاله رويان واقع در40كيلومتري شرق قوچان سرچشمه گرفته وپس ازگذرازشهرهاي قوچان وشيروان (ازروستاي رضاآبادشيروان)واردشهرستان بجنوردمي شودوبعدازدريافت شعباتي تاروستاي «قازان قاپه »امتدادمي يابد.اين رودخانه به طول تقريبي 90كيلومترخط مرزي بين ايران وروسيه راتشكيل مي دهدوپس ازپيوستن رود«سومبار»درخاك روسيه به آن ،درانتهابه درياي خزرواردمي گردد.حدود130كيلومترازبخش پرآب اترك درحوزه شهرستان بجنوردجاري است 0اسامي رودهايي كه به اترك مي ريزندعبارتنداز:باباامان،بازخانه،سملقان ،بدرانلو،فيروزه ،چرمغان ،شيرين دره ،امام چاي ،چناران ،گرماب ،خرتوت ،گوگول ،شيرين چاي،حميد،مهنان،قزلقان ،چيلاق ،شيرآباد،مهمانك ودركش .رودخانه ديگربجنورد«كال شور»مي باشدكه داراي آب شوربوده وازكوهها ي آلاداغ سرچشمه گرفته ،پس ازعبورازجاجرم به نمكزار«زو» مي ريزد0

 

                                                   

«آب وهوا»

آب وهواي بجنوردبه علت وجودكوهستانهادراطراف آن، معتدل ومرطوب بوده،حداقل وحداكثردرجه حرارت  آن بين 6/14و3/37درجه سانتيگراداست وميانگين آن 13درجه سانتيگرادمي باشد.

رطوبت نسبي بجنورد75-45مي باشد.

هرچه ازشرق به سوي غرب مي رويم رطوبت هواوميزان بارندگي افزايش مي يابد.متوسط بارندگي بجنورددردهه 60،280ميليمتربوده است .

«پوشش گياهي »

اين شهرستان داراي مراتع وبيشه زارهاي سرسبزوانواع علوفه جهت چراي دام است .درختان ارس وارغوان وگياهاني كه كاربرددارويي وصنعتي دارند،ازجمله :گل  ختمي ،گل گاوزبان،شاتره ،كاسني ،خاكشير،آنغوزه وكاكوتي دراكثرنقاط آن مي رويد.

«حيات حيواني»

       جنگل غرب شهرستا ن بجنوردمتصل به جنگلهاي انبوه مازندران است ومنطقه حفاظت شده آن بامساحت اوليه 91890هكتاربخشي ازپارك ملي گلستان راتشكيل مي دندكه شهرتي بين المللي دارد.جنگلهاي بجنوردباداشتن چشم اندازهاي زيباازنمودهاي چشمگيرطبيعي ،نظيركوهسار،دره ها،رودها،آبشارهاوچشمه سارها،مامني براي گونه هاي گياهي وجانوري كمياب است 0

    انواع گوزن ،مرال ،قوچ ،ميش كوهي ،آهو،اوريال ،ارگالي ،بزكوهي ،روباه،شغال ،گرگ ،خوك ،گراز،ببر،خرس ،پلنگ ،قرقاول ،كبك وتيهو،ازجمله جانوران وپرندگان اين ناحيه محسوب مي شوند0

ب گردشگاههاوجاهاي ديدني

بجنوردبه خاطر آب وهواي خوش ودارابودن گردشگاههاي مصفاومناظرزيباازمعروفترين شهرهاي خراسان است.دردورونزديك اين شهرستان صدهاگردشگاه طبيعي درجلگه هاودره هاودامنه هاي دره چناران ،اسپيدان،پيغو،حميد،فيروزه ،سرچشمه گريوان،دامنه آخرداغ ،پلنگ دره ،بازخانه ،دره رئين ،شيرآباد،دره مهمانك ،دركش ،كنگره زو،دره هاور،حلقه زو،شقان ،سولگردودامنه كوههاي سالوك ،آلاداغ ،قرخودوكوه آخر،وجوددارد.

 

ازجمله تفريحگاههاي معروف بجنوردبعنوان نمونه مي توان ازگردشگاههاي زيرنام برد:

1- جنگل گلستان ،واقع درغرب بجنورد.

2-آبشاربيار،در52كيلومتري غرب بجنورد.

3-پارك باباامان ،در10كيلومتري شمال شرقي بجنورددركنارجاده بجنورد- مشهد.

                                                                                                                                         باباامان

 

4- گردشگاه آب معدني بش قارداش ،درشش كيلومتري جنوب بجنوردبرسرراه جاده بجنورد-اسفراين .

5- آبشارحميد،در20كيلومتري شمال شرقي بجنورد.

6- چشمه پيغو،در20كيلومتري شرق بجنورد،

7-آب معدني ايوب پيغمبر،دردهستان گيفان واقع درشمال شهرستان بجنوردكه همه ساله پذيراي مسافران بسياري است .ازآب گرم ايوب براي ترموتراپي (گرمادرماني )ومعالجه بيماريهاي پوستي استفاده مي شود.

 

1-بيژن پهلوان ايراني ،پسرگيوكه داستان دلاوريهاي اودرشاهنامه فردوسي وبيژن نامه عطاءبن يعقوب در1900بيت آمده است 0دكترمحمدمعين ،فرهنگ فارسي معين ،ج5،ص 310

2-راهنماي خراسان .دكترشريعتي .ص186

3-دكترناويااستادزبان شناسي دانشگاه آزاداسلامي واحدبجنورد.

4-روزنامه سفرخراسان .علينقي حكيم الممالك .ص347.

5-دكترمعين .فرهنگ فارسي معين .ج4ص5272.

6-لسترنج ،سرزمينهاي خلافت شرقي ،ص420

7-كلنل ييت .سفرنامه سيستان وخراسان .ص179.

 

[ شنبه 13 مرداد1386 ] [ 7:6 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
پيامك ، پيام كوتاه ،sms

 

درروزميلادمولاعلي (ع)يك نفس يادخدا،يك سبدخاطراسوده وشاديك بغل شبنم آرامش صبح باهزارآينه ازجنس دعاتقديم شما

 

درآن لحظه كه به شدت احساس تنهايي مي كني مطمئن باش كه كسي براي ديدنت لحظه شماري مي كند.

 

درمقدم سيزده رجب ،رنگين كماني ازگيسوان باران خورده درياتاصحن مه آلودنگاه هاي عاشق ،پل مي بنددزمينيان براهالي آسمان فخرمي فروشندكه نجيب هستي مولاعلي مي آيد.

 

اگرگفتي اون چيه كه وقتي آدم يه جاشوفشارميده يه جاي ديگه اش ميره بالاياپائين ميره ؟

جواب : آسانسور

 

Hehe haha hehhhha hehehaha

Hehe haha hehhhha hehehaha

hehehaha hehehaha

Hehe haha hehhhha hehehaha

Hehe haha hehhhha hehehaha

hehehaha hehehaha

قسمتي ازتصنيف جديدشجريان

 

 

گنجي انباشته ازعشق نهان دفتري پرشده ازعشوه وناز دسته اي گل همه ازرنگ نياز بغلي ازگل ياس  طبقي ازاحساس همه دراين عيدتقديم توباد

 

زندگي سه ايستگاه داردعشق ، جدايي ،مرگ .قربونت برم ايستگاه اول پياده مي شم.

 

 

عبادت بي تولاي علي هيچ   نواي عشق بي ناي علي هيچ

اگرعمردوصدساله ببخشند   تمام عمرمنهاي علي هيچ

 

 

 

اگركسي رودوست داري نه براش ستاره باشن نه خورشيدچون هردوشون زودگذرندپس براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي.

 

خورشيدچراغكي زرخسارعلي است    مه نقطه كوچكي زپرگارعلي است

هركس كه فرستدبه محمدصلوات    همسايه ديواربه ديوارعلي است

 

عشق راباتمام وجودفريادكن تابه همه جهانيان ثابت كني كه تمام مسيرهابه سمت مشترك موردنظراشغال مي باشد.

 

فرق روزپدرباروزمادر؟

روزمادرجواهرفروشي هاشلوغه روزپدرجوراب فروشي ها

تشابه اين دوروز؟

پول ازجيب يك نفرميادبيرون.

 

زن خوب مثل دايناسورهركه نسلش منقرض شده ومردم خوب هم مثل پري دريايي است كه مال افسانه هاست.

 

نگاهت چون عقاب ،دلت چون دريا،دستات چون اتش گرم ،قدت چون سرو،صدات چون آوازپرنده ،هيچ چيزت به آدم شبيه نيست .

 

 

همين روزاميان دستگيرت مي كنندديروزودداره سوخت وسوزنداره جزئيات مشخص نيست ولي اثرانگشتت روقلب شكسته ام مونده.

 

سبدي ازپرطاوس سپيد،يك بغل ازگل ياس طبقي ازاحساس همه تقديم توباد.  

 

 

عجب دنياي نامردي .دخترك نابينايي باپسري دوست شدبه اوگفت اگرچشم داشتم باتوازدواج مي كردم كسي پيداشدچشمهايش رابه اودادپس ازخوب شدن چشمانش پسرك راديدمتوجه شدكه اوكوراست به پسرك گفت من نمي توانم باتوازدواج كنم .پسرك موقع خداحافظي گفت :مواظب چشمانم باش.

عزيزم ديگه نه به اين شماره زن گ بزن نه smsبزن شوخي هم ندارم جدي جدي ميگم ميخوام خطم رابفروشم نازنگاهت روبخرم.

همزمان باسهيمه بندي بنزين يك كمپاني توليدخودرويش فروش خردر2مدل سواري (ماده)ووانت(نر)راباامكانات زيرآغازكرد

1 – دوگانه سوز(كاه ويونجه)

2- يك سال معاينه رايگان

3- تجهيزات اضافه شامل پالان ،يونجه ،نعل

4- سيستم ترمزصوتي (هش)

5- بي نيازازگواهينامه

ميگن آدماهركي رودوست دارن واسه رسيدن بهش ازتمام دنيامي گذرندولي توكه تمام دنياي مني من چطورازتوبگذرم؟

ميدوني وقتي خداداشت بدرقه ات مي كردبهت چي گفت ؟

گفت :جايي كه ميري مردمي داره كه دلت رامي شكنندنكنه غصه بخوري من همه جاباهاتم توتنهانيستي تووجودت عشق روميذازم كه بگذري قلب ميذارم كه جابدي اشك ميدم كه همراهيت كنه ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم.

 5 راه ادم شدن

1 ---

2---

3---

4---

5 ---

توآدم بشونيستي

كاش دردنياسه چيزوجودنداشت

1 – غرور زيراانسان باغرورمي تازد

2 – دروغ انسان بادروغ مي بازد

3 – عشق  انسان باعشق مي ميرد.              دكترشريعتي

سرتوبذارروشونه ام خوابت بگيره جاخالي ميدم بخوري زمين حالت بگيره.

 هردم به گوشم مي رسداواي زنگ قافله

اين قافله تاكربلاديگرنداردفاصله

يك زن ميان محملي اندرغم وتاب وتب است

اين زن صدايش آشناست

اي واي من اين زينب است

الهي رجب ازنيمه گذشت وماازخودنگذشتيم توازمابگذر

به فضولي گفتندنيم دنيارابه توبدهيم دست ازفضولي برميداري ؟

گفت نيم ديگررابه كي ميدين؟

تويه روزسردوقتي به دنبال جايي براي پنهان شدن مي گشتم نتونستم جايي گرم ترازقلبت پيداكنم فراموش نكن بيرون خيلي سرده.

يكي بوديكي نبودزيراين سقف كبوديه غريبه اشنادل وجونموربوداين جوري نيگام نكن گل ياس مهربون اون غريبه خودتي پس هميشه باهام بمون

فردايكي ازعكساتوبرداربيارمي خوام ورق بازي كنيم آخه دلمون گم شده

پنج راه عزيزشدن

1-

2-

3-

4-

5-

توخودت عزيزتريني دنبال چي مي گردي؟ 

 

  چقدرعجيبه تامريض نشي كسي برات گل نمياره تاگريه نكني كسي نوازشت نمي كنه تافريادنزني كسي به سويت نميادتاقصدرفتن نكني كسي به ديدنت نميادوتاوقتي نميري كسي تورونمي بخشه.  

 

ببخشيدازمعاملات عشقي مزاحمتون مي شم مي خواستم ببينم شماواسه قلبتون مستاجرنمي خواهيد.

 

[ شنبه 13 مرداد1386 ] [ 7:4 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
اصطلاحات بجنوردي

 

دول = بيوه

دول كيشي،دول خاتن = مردوزني كه بعدازدواج تنهامانده اند(براثرطلاق يافوت همسر)

ليوه = levaعلف تازه اي كه اوايل بهاراززمين مي رويدحيوان وقتي اين علف هاي تازه ونرم رامي خوردميلي به علف هاي معمولي نداردوبه اصطلاح دهانش به ليوه خورده.

شرتي = shertiشلخته

[ شنبه 6 مرداد1386 ] [ 7:35 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
گفتم ،گفت

 

 

 

گفتم:سوادآموزي استان 5/17درصدازبرنامه چهارم توسعه عقب است

 گفت: به اين ميگن فروتني ،تواضع ،پشت سربزرگترا راه رفتن.

 

گفتم:آسيب هاومعضلات اجتماعي استان شناسايي نشده است

 گفت: اين خودش بزرگترين معضل است.

 

گفتم:ازاين پس به اس مس بگوئيد«پيامك»

 گفت:به مس مس كردن دراجراي طرح ها چي بگيم؟

 

گفتم:معلمان مناطق مرزي مسكن مناسب ندارند

 گفت:خداراشكركه بقيه معلمان مسكن دارند

 

گفتم:ديه زن بايدكامل پرداخت شود

 گفت: بازهم به نفع مردهاست چون حق ديه رازني كه مرده نمي گيره.

 

گفتم:اراذل واوباش شناسنامه دارمي شوند

 گفت: اي كاش شناسنامه شان باطل مي شد

 

گفتم:شواهدي تازه ازآثارحيات درمريخ

 گفت: دراين وانفساي گراني مسكن خبرپيداكردن حياط بيشترخوشحالمان مي كردتاحيات .     

 

گفتم:وزيرآموزش وپرورش گفته :اعتباربن 50هزارتوماني معلمان تامين نشده است

 گفت: اگرآقاي وزيروقت ندارنديك معلم براي پيگيري بفرستيم .

 

گفتم:طرح پزشك خانواده نيازمناطق محروم به پزشك رابرطرف نكرد

 گفت:نيازپزشكان وارائه آمارراكه برطرف كرد.

 

گفتم:عشايرتمايلي به بيمه كردن دام هاندارند

 گفت: بع بعي ميگه بع بع              بيمه شدي نع نع

 

طنزيم «عحصان»

[ شنبه 6 مرداد1386 ] [ 7:34 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
Sms پيام كوتاه پيامك

 

مي تونم يه چيزي بهت بگم؟
مطمين باش که از ته قلبم ميگم...
هميشه از خدا ميخواستم که تو زندگيم يه همراه خوب بهم بده...
همراهي که هميشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم...
خدا يکيشو به من داد....
مال من نوکياست... مال تو

 

 

عشق آن نيست كه هردم طلب ياركني

عشق آن است كه دل راحرم ياركني

 

بنزين نگاهت رابراي باك قلبم سهميه بندي نكن

 

روززن برزن ؛پدرزن ،مادرزن ،خواهرزن ،برادرزن، سوزن زن ،جرزن ،راهزن ،تيغ زن ،جيغ زن ،جيب زن ،بي زن وبازن مبارك باد.

 

پروانه من درتاري افتادكه كه عنكبوتش سيراست نه مي تواندپروازكندنه بميرد.

 

بي smsنموني صلوات بفرست.

 

فرق توباروزميدني چيه ؟روزبايدسي تاش جمع بشه تابشه يك ماه ولي توهمين جوري ،ماهي.

 

 گرچه باساعت من ثانيه اي بيش نبود

ساعتي راكه كنارت گذراندم خوش بود

 

 

 

 

 

 

 

هروقت تنهاشدي ستاره هاي آسمون رابشماراگركم اومدقطره هاي بارونوبشماراگربنداومدرورفاقت من حساب كن چون نه كم ميادنه بندمياد.

 

عجب رسميه ،رسم زمونه ،smsكارشبونه ميرن مسيج هاازاونافقط هزينه اش به جامي مونه 

 

اي كه پاگذاشتي روي عشق من

 اي كه درروبستي به روي من

دروبازكن دستم مونده لاي در

[ شنبه 6 مرداد1386 ] [ 7:32 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
جوك

 

 

3آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم. همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است. بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط لطفا

 

 

به معتاده ميگن فرق تو با ورزشکارها چيه؟ ميگه اونا تکنيکي کار ميکنن ما پيک نيکي.

 

چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار

اين جوك نيست يك حقيقت است

ضرب وشتم نتيجه زبان برره اي

صحبت كردن يك مسافر زن به زبان برره‌اي با راننده تاكسي موجب ضرب و شتم راننده شد.

به گزارش ايسنا، ماجراي اين شكايت به اين ترتيب است كه زني در ياسوج حين پياده شدن از خودرو تاكسي به زبان برره‌اي از راننده پرسيد: «چقد كرايه ودم؟»

راننده خودرو تاكسي نيز در پاسخ به سؤال اين مسافر گفت: «هر چه دوست داري جيگر

[ شنبه 6 مرداد1386 ] [ 7:31 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
عشقولانه

 

به یاد روزهای تنهایی خودم

و به یاد روزهایی که تو از کنارم می گذشتی

و من به امید نگاه تو ...

ای ماه شبهای تاریکم

گم کرده ام تو را...

سپیده گفت با طلوع آفتاب نگاهت را در انتظار باشم

اما افسوس که در واژنامه زندگی ام

 طلوع غریبی می کند

گفت به دیروزت بنگر

دیروزم را غروب بی کسی به یغما برد

و تنهایم گذاشت

امروزم را که جستجو می کنم

جز گریه های دلتنگی و دلواپسی فردا

و خاک سردی که در آغوشم می گیرد

و دستان لرزانی که بر سنگ

 سردی گلهای نرگسی را پرپر می کند

چیزی نمی یابم

 

من مانده ام و دنیایی حرف نگفته

ان روزها گذشتند روزهای پیاپی شور زندگی

روزهایی که بوی امید می داد

لحظه هایی که مرا تا اوج خوشبختی می رساند

اما...

حالا من مانده ام و دلتنگی

من مانده ام و دنیایی حرف نگفته

حالا من هستم و خستگی از

 رکود لحظه های کبود خاطره

انگار گم شده ام در هجوم سکوتی تلخ

انگار از ذهن زمان پاک شده ام

و در سیاهی سمج روزهای بی پایان گم

کاش می توانستم

از دیار غریبانه دلتنگی هجرت کنم

کاش توان این را داشتم

تا مرز رویای سبز با هم بودن پرواز کنم

و در بهشت جانی تازه بیابم

اما زندگی عوض نمی شود

و روی لحظه ها پا می گذارد

سلامم را می نویسم

تا زحمت گشودن لبهایت را برای پاسخش نبینم

نکند لبهای نازنینت برای پاسخ گفتن

به سلامم رنجيده شوند.
[ شنبه 6 مرداد1386 ] [ 7:29 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]
لطف کن این مطلب رانخون

 

(اين مطلب براي صفحه جوان ويژه نامه خراسان شمالي تهيه شده بود)

مطلب این قسمت رانخون ,چه اصراری داری که بخونی باتوجه به این که باکلمه «لطف کن»ازتوخواهش هم کردم که نخونی .بازکه داری می خونی ؟حیف نیست وقت شریف وباارزشتوبذاری برای خوندن این نوشته ها.فکرمی کنی چراتیترزدم که لطف کن این مطلب رانخون؟خواستم تحریک بشی که بخونی؟خب اگرتیترش می شدکه «این مطلب خوندنی است بخون»تونمی خوندی ؟حالاانتظارداری وفکرمی کنی چی ممکنه نوشته باشم که اینجوری دوتاچشم قشنگ وذهن کنجکاوتودوختی به این خطوط ؟حالامااومدیم یه خواهش کوچولوکردیم که این مطلب رانخون بایدمارواینجوری سنگ روی یخ بکنی ؟

انتظارداشتی چی بنویسم ؟ ازگرونی ها,ازبیکاری 3یا4خواهروبرادرلیسانس که  دریک خونه به انتظارکارنشسته اند,ازاعتیادکه مثل باد خزون جوونای ماروپرپرمی کنه …خب تصورکن حالااینارومی نوشتم تونمی دونستی که این مشکلات هست ؟

بابانخون ,برادرمن نخون ,عزیزدل نخون چه اصراری داری این نوشته هارابخونی؟ آخ …آخ …آخ…ببخشیدممکنه شماکه این مطلب رامی خونیدیکی ازمسئولین باشیدببخشیدکه خیلی خودمونی باشماصحبت کردم .اجازه بدهیدلحن سخنم راتغییربدهم.

بنابراین مسئول محترم خواهش می کنم این مطلب رانخونیدالبته مطمئن هستم که آن قدردرمیان بخشنامه هایابه عبارتی «پخش نامه ها»غرق هستیدکه جزتتیردرشت روزنامه هارانمی خوانیدولی خب ممکن است اتفاقی این صفحه زیردست شماقرارگرفته وداریدمی خونیدبه هرحال ادامه مطلب رانخوانیدوازآن جایی که شمامسئولین بیشترحرف گوش کن هستیدتقاضامی کنم ازخواندن ادامه مطلب خودداری کنیدبه جای این که 20دقیقه وقت صرف خواندن این نوشته هابکنیدکه درآخرهم پشیمان بشيد،بنابراین خواهش می کنم الآن خواندن راقطع کنیدبرای جواب دادن به چندنامه مردم وقت بگذاریدکه ممکن است بسیاری ازآدم هامعطل امضای شماباشند.

مدیرمحترم، مسئول گرامی که هردقیقه کارکردن شمامی تواندبه خیلی هاکمک کندهمین جاختم خواندن کنیدوبه کارمردم برسید.بابامردم کاردارندعزیزدل برادر،مردم درددارند.

روزنامه راکناربگذاریدبه نامه هاجواب بدهید.امایک سئوال ،نکنه شماازاون دسته مسئولینی هستیدکه تحمل انتقادنداریدوهر«انتقاد»ی را«انتقام»تلقی می کنیدوحالادوست داریداین مطلب رابخوانیدکه درلابلای نوشته های خبرنگاری که باحقوق ماهی حداکثر100هزارتومن قلم مي زند جمله ای پیداکنیدوگیربدهیدوحوابیه صادرکنیدوبعدشکایت وشکایت بازی و…درضمن خودتان هم می دانیدکه دنبال شکایت رانگیریدراحت تریددادخواست نوشتن،وکیل گرفتن ،حضوردردادگاه و…عمراکه شماوقت چنین کاری راداشته باشید.ازآن جایی که بسیاری مواقع شماوقت خواندن مطالب رانداریدوگاهی دوستی،زیردستی ،همكاري مطلب راباخط قرمزمشخص می کنه میاره جلوی شماکه ای داد...ای بیداد...آبروی مارفت ...خبرنگارتلاش ماروزیرسئوال برده و…شمارامجبوركندکه این مطلب رابخوانید...

خواندن این مطلب توسط مدیرویامسئول رابی خیال می شم وبه قول گزارشگرهای ورزشی که میگن :«حالابرمی گردیم به بازی» برمی گردیم به سوی شماخوانندگان همیشگی صفحه خودمون .

آخیش ،راحت شدم، چقدراین کتابی نوشتن وحرف زدن سخت بود.بازم دم شماگرم ...

ای باباهنوزتوداری می خونی خب این همه خوندی چی گیرت اومد؟باباول کن نخون به جون هرکی دوست داری مطلب خوندنی نخواهی خوند.شایدهم فکرکردی سرکاریه واگرتاحالاته مطلب رانخوندي الان میری آخرمطلب رابخونی بعددیدی چیزی نیست بذاری کنارولی نه ماهم آی کیویی کمترازاکیوسان نداریم که لوبریم .

ولي نصيحت مي كنم سنگین تراینه که مطلب روهمین جارهاکنی ونخونی بروسری به کارهای عقب مونده بزن اگرخانم متاهلی وبيكاري  زنگ به خاله وعمه ومادرشوهر(ببخشید)مادرت بزن ویک 20دقیقه ای  درددل کن مثل :«واه واه این ثریاخانم چه فیس وافاده ای بوددخترگامبوش کلاس دوم راهنمایی شده هنوزسلام دادن یادنداره .راستی ... مامان صغری خانم اینا,خاک برسرا,اومدن خونه ماتادیدن یک دست مبل جدیدخریدم رفتندعین اونوخریدن و...»نه شایداهل غیبت ودروغ، چشم وهم چشمی نباشی بروبه بچه هابرس. فکری برای نهاروشام کن .دستی به گردوخاک روی تلویزیون بکش .اگرخانم کارمندهستی وسرکارهستی این مطلب رانخون چون سرکارخواهی بودچه اصراری داری که مطلب روتاآخربخونی بعدآخرش بگی حیف ازاین همه وقت که گذاشتم وچی خوندم؟صفحه روببندبقیه مطالب صفحه روبخون ازماگفتن وازشمانشنفتن .نمیدونم شایدهم آقای محترمی هستی،دانشجو، کارمند،کاسب ،کارگرو... شایدهم یک خواننده خوب همیشگی این صفحه.

 توروبه جون هرکی دوست داری چراگیردادی به این مطلب که بخونی؟ دوست داری قلم ازنیام برکشم وازهمه انتقادکنم دلت خنک بشه حرفای تندبنویسم وبعدگیربدن وبرم دادگاه مطبوعات و...بعدخودت نمي گی حقش بودمیخواست تندننویسه و...؟ دوست داری تواین صفحه ازگرونی اجاره خونه ،مرغ ،لبنیات ونرخ تاکسی و...بنویسم که مسئولان توجه ندارندکاری نمی کنندوحرفایی تواین مایه ؟این قدرگفتیم ،این قدرنوشتیم توهمین ویژه نامه خراسان شمالی ستون «حرف مردم»رابخون تاببینی که مردم چطوربرای مشکلات به همه جامتوسل شدندوقتي ديدندکاری براشون انجام نشده اومدن حرفشونوتواین ستون زدندکه شایدمسئولی بلندپایه چشمش به این نوشته هابیفته ودستوربده «مسئول محترم اداره .... دراین موردرسیدگی ونتیجه اعلام شود»وگاه رسیگی واعلام نتیجه آن قدرطول می کشه که هر2مسئول عوض میشن ولی مشکل همچنان باقی است همین ستون حرف مردم رابخون همش انتقاده چندتاصاحب گوش شنواسراغ داری که کاری کرده باشند؟پس بی خیال انتقادباش .

اي بابا،هنوزداری می خونی؟ بابانخون ،عمرمن ،عزیزمن ،نخون اینقدرخوندی خسته نشدی ؟برویک چایی ،یک آب میوه ،یک لیوان آب سردبخورحال کن چی می خوای بخونی؟ انتظارداری باقلم زدن صدتایک غازمن مشکل حل بشه؟ خیلی هامعتقدندکه «اهل قلم»می تونندخیلی کارهابکنندولی بشنووباورنكن .مرحوم مادربزرگ بنده یک عمراهل قلم بودقلم گاورامی جوشوندسوپ درست می کردکجاراگرفت ؟چکارکرد؟آخرش جان عزیزش راسرمکتب رماتیسم ازدست دادیادآش های شله قلمکارش به خیر.

                  یا،علی ،علی دایی ،علی پروین ؟نه همین علی آقا،فوتبالیست همشهری خودمون ،کم توفوتبال توکارقلم کردن ساق پای فوتبالیست هابودآخرهم قلم پای خودش،شکست .اینم یک اهل قلم،چکارتونست بکنه.این قدرلوازم آرایش ,روانه بازارشدخانم ها7قلم آرایش کردندوهمه شدندبه نوعی اهل قلم ,چی شد؟این همه خوشنویس داریم که همه با«قلم»سروکاردارندچقدرآدم هاخوشنویس شدند؟پس ازخیراهل قلم بگذر.


هنوزداری مطلبومی خونی؟...  باباول کن خیلی بیکاری ؟بشین کنترل تلویزیون روتودستت بگیرازاین کانال به اون کانال سربزن برویک کانالي که شایدچیزدیدنی داشته باشه نگاه کن .بابامصب توشکر,بابامعرفت ،بابامرام ومردونگیت کو؟ازت خواهش کردم نخون خوندی وسط


نوشته ها،هی گفتم بی


خودی داری وقت خودتوهدرمیدی باورنکردی نکنه فکرکردی درموردتغییراستاندارونامزدهای جدیدمجلس که به کوب دارندمی کوبندتوطبل تبلیغات پنهانی و...می خوام بنویسم .باباتوروچکاربه سیاست ؟اصلاماروچی به این حرفا؟من وتوی جوون تابه حال کدوم پست اداری روبه من وتوی جوون دادندکه بچرخونیم . بهت گفتم نخون، خوندی وماروآدم حساب نکردی حالابازبون خوش میگم نخون والامجبورم ازت خواهش کنم که نخونی حالا که به حرفم گوش نکردی وتااینجاروخوندی منم دیگه هیچی نمی نویسم نمی نویسم نمی نویسم .

حالازیاددلخورنشو یک خبربی ربط میذارم که اگروقت داری بخون وراستش رابخواهي اين خبرراگذاشتم اونايي كه خيلي زرنگ تشريف داشتندومي خواستنداول آخرمطلب رابخونندكه ماروسنگ روي يخ بكنندحساب دستشون بيادكه مازرنگ تريم بازم ميگم خبرسوخته است يك هفته قبل اين خبرراچاپ كرديم فقط يادت باشه كه دفعه بعدگفتممطلب را نخون ،نخون .

  رئيس بازرسي ويژه رئيس جمهورفردابه بجنوردمي آيد.داوداحمدي نژادپنج شنبه به خراسان شمالي سفرمي كند.بازرس رئيس جمهوري درخراسان شمالي ازسفرداوداحمدي نژاددرپنج شنبه هفته جاري به استان خبرداد...البته بايداضافه كنم كه اين سفرمتاسفانه انجام نشد.

[ شنبه 6 مرداد1386 ] [ 7:28 قبل از ظهر ] [ احسان ] [ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،