تبليغاتX
بجنورد1400
Click for Full Size View
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 29 دی1386 و ساعت 8:13 |

 

ياروسرچهارراه باماشين قراضه اش محكم ميزنه پشت يك ماشين بنزوسپررامي شكنه راننده ميادپايين ودعوامي كنه كه چرامواظب نيستي و....مردم ميان واسطه ميشن وصاحب ماشين قراضه رانجات ميدن ازكتك خوردن وخسارت ديدن .دوتاچهارراه بعدي بازراننده همين ماشين قراضه مي كوبه به پشت همون بنزه تاراننده ميادپايين مقصره ميگه :برو،منم كه الان باهم آشتي كرديم.  

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 29 دی1386 و ساعت 7:38 |

ضدحال يعني لباس نوپوشيدي بري مهموني سركوچه تون يك ماشين ردشه هرچي آب توكوچه جمع شده روبپاشه رولباست

ضدحال يعني توسرماويخبندون زنجيرچرخ بستي وسط سربالايي زنجيرچرخ پاره بشه

ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي!
ضدحال يعنی روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري!
ضدحال يعنی سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه !
 ضدحال يعنی درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه

ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
 ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
 ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد 40000 تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی بانمره۹.۷۵ازدرسي افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتوي  ياشلوار خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
 ضدحال يعنی بعد اين که کلی افه زبان اومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
 ضدحال يعنی
history
پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
 ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه!
 ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!

ضدحال يعني براي خواستگارچايي بياري پات گيركنه به لبه قالي كله پاشي

ضدحال يعني باكلي بدبختي ومشكلات سايت راه بندازي هفته اول هك بشي

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 29 دی1386 و ساعت 7:36 |

 روزی در محفلی بودم  که بگو مگویی بالا گرفت .

مجادله بر سر این جمله بود : « گوش کن ببین چه می گوید، نه این که که می گوید » 

یکی اصرار داشت که این جمله از علی ابن ابی طالب (ع)است .

و دیگری سماجت می ورزید که این جمله از فیلسوفی یونانی ست .

خلاصه سرتان را درد نیآورم ، فقط همین را بگویم که کار به فحاشی و کتک کاری کشید .

آنهم

بر سر این جمله :

                          گوش کن ببین « چه » می گوید نه این که « که » می گوید

 

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 29 دی1386 و ساعت 7:35 |

دنياي عجيبي است تاگريه نكني نازت نمي كنندتامريض نشي به ديدارت نميان تاsmsنزني بهت smsنمي زنند.

 

اين توي

0---<-------<

اينم منم

0-<-<

گرفتي چي گفتم ؟كوچكتيم.

 

اين روزاآفتاب چشاموميزنه كي توروبه خورشيداضافه كرده؟

 

من چراهميشه نفس مي كشم تورا؟

 

تمام عاشقان فداي يك نگاه تو

هركه عشق عشق مي كندفداشودبه راه تو

 

پيشاپيش 29اسفندروزتولدجواديساري راتبريك مي گويم اين راتوهم براي 5نفرجوات (آدم شوت)بفرست من هرچي گشتم ازتوجوات ترنديدم.

His

Hiss

Hissss

Hiss

Hissssssssss

همه عالم راساكت كردم كه بهت بگم خيلي دوستت دارم.

 

Viz

Vizzzzz

Vizzzzzzzz

Vizzzzz

Viz

Tagh- tagh

اون مگس مي خواست توروبيداركنه كشتمش.

قانون22 نیوتون می گه :عشق در پسران هرگز از بین نمی رود ، بلکه از یک دختر ، به دختر،  دیگر منتقل می شود!!!!

 

 قانون دهم نیوتون :اگر انسانی شیئی را که ده برابر خودش وزن دارد ، حمل کند،  می گوزد!!!!

 

ا

 

 

تو ایران از بم ،خراب تر که نداریم  ،  داریم !!!

0000

0000

0000

بمتیم رفیق!!!

 

سوراخ جورابتیم،  کوک بزن ، فنا شیم ، چوروک لباستیم ، اتو بزن ، کباب شیم !!!!

 

5 راه عزیز تر بودن ؟!!!

0000

0000

0000

تو که عزیزترینی،   دنبال چی می گردی!!!!

 

 

یک کلاغ، تو اسمون تخم می زاره ،ولی تخمش نمی افته پایین  ،اگه گفتی چرا ؟؟؟؟

0000

0000

فکر کن تنبل

0000

0000

چون شورت پاش بوده!!!

ميشه مثل يه قطره اشك بعضي هاروازچشمت بندازي ولي نمي توني جلوي اشكي روبگيري كه بارفتن بعضي هاازچشمت جاري ميشه.

 

زوج هاي جوان تابوسه هست گازچرا؟لطفادرمصرف گازصرفه جويي كنيد.

 

دلنگوموشدوم برشاخ بسته

كه ديدم دختري روخرنشسته

بهش گفتوم به موبوسي نميدي؟

بگفت ميدوم ولي خروانمسته

 

يادته يه روز تو رو از بابانوئل خواسته بودم؟
امروز اومد گفت من تو كار جنس بنجل نيستم!

...من تازه فهميدم که تو تنها کسي هستي که تو جاده ها ي پر پيچ و خم زندگيم تنهام نميزاري و ميشه بهت اعتماد کرد ازت ممنونم لاستيک دنا !

 تو هديه الهي از سوي خداوندي براي سينه پر درد من...
عطر وجودت را براي شفا مي بويم...
اي شلغم!

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 29 دی1386 و ساعت 7:34 |

 

گفتم :توزیع 468تن روغن ارزان قیمت

گفت : برای چرب کردن سبیل بعضی ها

 

گفتم :محرومیت روستای مرزازچشم مسئولان «دورمانده» است

گفت:شایدهم مسئولان ازحل مشکل «درمانده اند»

 

 

گفتم :کلیدسعادت وشقاوت هرملت دردست آموزش وپرورش است

گفت : کلیدگم گشته ودروانمیشه

 

 

گفتم :مجموعه سبزه میدان بجنوردبازسازی می شود

گفت : مثل کاروانسرای سردار،عمارت خسروخان،باغ علی آبادویران نشه به سازی پیشکش.

 

گفتم :رفع مشکلات ترافیکی بجنوردازسال آینده آغازمی شود

گفت :تاحالاهرچه بوده مشکلات ترافیک مرتفع شده (به اندازه برج)خداکنه رفع بشه بازمرتفع نشه .

 

گفتم :هشدارفرماندارجاجرم درباره استفاده شخصی ازخودروهای دولتی

گفت : روبدنه اتومبیل های دولتی می نویسند«استفاده اختصاصی ممنوع »استفاده عمومی می کنند.

 

 

گفتم :40درصدراه های روستایی اسفراین آسفالت شده است

گفت :جاده آسفالته های قدیمی دوباره آسفالت شده ؟ 

 

 

گفتم :گلایه مردم ازافزایش اجاره مسکن

گفت : کی گلایه کرده حتماشوخی کردند.

 

گفتم :افت  تحصیلی ،دغدغه والدین

گفت : بی خیالی مسئولین

 

گفتم :اعتبارات واقدامات برای بیابان زدایی کافی نیست

گفت : برای بیابان زایی که کافی است

 

 

گفتم :خراسان شمالی تنها3درصدرشدصادرات کشوررابه خوداختصاص داده است

گفت : 3 درصدراکه می دونستیم 3دهم درصدچقدرمیشه ؟

 

 

گفتم :هیئت تجاری وبازاریابی خراسان شمالی به ترکمنستان می رود

گفت : خوب شداین ره که می روندبه ترکستان نیست.

 

گفتم :300هکتارسکونت گاه غیررسمی درمرکزاستان وجوددارد

گفت:وسعت بجنوردچندهکتاره؟

گفتم :آغازثبت نام نامزدهای انتخابات مجلس هشتم

گفت :منتظرخوش اخلاق شدن خیلی ازآدم هابایدباشیم.

 

گفتم :من بامامانم قهرکردم.

گفت :قبل ازانقلاب هرکی ازننه اش قهرمی کردمی شدهنرپیشه حالاهم همین جوری است توهم بروهنرپیشه بشو.

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 29 دی1386 و ساعت 7:31 |

 

صبح روزي كه متولدشدم

صداي بال محرم

ميزان رقص شيدايي آب بودوزمين

وجوانه خورشيد

روزنه سبزينه هاي عاشورا

خاك زنبيل صنوبربود

آسمان ستاره بي رونق زمين

تشنگي قلب فرات بود

ودشت ...

مجنون گوش هاي پاره پاره ليلاي شاعره

صبح روزي كه متولدشدم

آب تنديس تشنگي بود

وزمين ليلاي آفتاب

درگودي كبودزمين

شمشيرحادثه

ازنازكاي بال محرم

رقص تولدآتش بود

واندوه قاصدك

آغازعاشقي ني بودونيزه هاي بلند

صبح روزي كه متولدشدم

زينب آغازعاشقي بود

وحسين فواره كبودزمين

درآتش تولديك دشت

رگ هاي آبي دريا

نيلوفرانه سكوت بود

وخاكسترخيمه هاي قنوت

فردا - فرداصدا

فرا - فرداشكوفه

وفردا- فرداطنين پاي محرم

صبح روزي كه متولدشدم

كربلا...

آخرين مكان روي زمين نبود

«كل يوم عاشوراوكل ارض كربلا»

معناي عشق حسين بودوكاروان عاشورا

 

محمدكريم شجاعي

 

 

 

گذشت موکب سرخ ستارگان درراه

به رونمایی شان چشم آسمان درراه

امیرقافله درپیش تازسرعت ایل

کجاوه های فراگیرکهکشان درراه

 مهارنافه هرمخفلی گرفته قضا

روانه بودبه عنوان ساربان درراه

حضورشب شکن نوربودوبانک درا

درآن ادامه صحرای بی کران درراه

به درنبردسرازحجره بازتاب سحر

فلق احاطه غم بودبی نشن درراه

کبوتران سبک سیرعشق خونین بال

نهنددرگذربادآشیان درراه

نشسته بودبه تصویرماه هاله سرخ

چوموج جاری سیمای کاروان درراه

دمیددرگذرکوچ آفتاب حجاز

نویدپرتنش عمرجاودان درراه

دوباره پرده نیرنگ شامیان رقصید

چوحجم سفسطه بغض کوفیان درراه

شرارفتنه سرخوان سرنوشت زل زد

به بازخوانی مردان مهمان درراه

دراین چکامه چکیدآن چه ازکلام «مرید»

حدیث عشق خدابودوترک جان درراه

 

حاج داراب بدخشان

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 29 دی1386 و ساعت 7:30 |


افشين ترابي متولد ١٣٤٦ در بجنورد از سال ١٣٥٧ شوتوكان را نزد زنده ياد استاد هاتفي آموزش ديد. ٧سال بعدبه تهران رفت تا نزد صنعت كاران، محمد بهرامي وشهرام معصومي اساتيد بنام اين رشته آموزش هاي تكميلي را فرا گيرد.
برگشت وي در سال ٧١به بجنورد با كوله باري از دانش و تجربه، او را به آموزش نوجوانان و جوانان بجنوردي واداشت .
ترابي علاوه بر مسئوليت كميته آموزش و كميته فني هيئت تكواندوي استان، سرمربي تيم هاي كاراته سبك هاي كنترلي و سرمربي تيم ليگ دسته دوم كشوري است كه در حال حاضر در صدر جدول قرار دارد.
وي در گفت وگو با خبرنگار ما گفت: گروه ليگ دسته ٢كشوري شامل١٢تيم و ٨ تيم زيرگروه هستندكه در پايان فصل ليگ ٢تيم از دسته ٢به زيرگروه و٢ گروهي كه در بالاي جدول قراردارند به دسته يك راه پيدا مي كنند.
ترابي افزود: تيم استان شام ١١ كاراته كاست كه ٤ نفر كاتا و ٧ نفر كميته كار مي كنند.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا براي ورزش كردن رشته شوتوكان را انتخاب كرديد؟ گفت: علت اصلي اين بودكه شوتوكان تنها سبكي بود كه آن سال ها در بجنورد مطرح بود و رواج داشت به شنيده ها رفتم و به ديده ها ماندم.وي زيبايي ها و ويژگي هاي شوتوكان را تكنيك هاي بلند و كنترل زيبايي كاتاهاي آن بيشتر مطرح كرد و بزرگ ترين مشكل هيئت كاراته را نبود حمايت مالي عنوان كرد و اظهار داشت: ٢سال است در ليگ دسته يك و ٢ فعاليت داريم تيم هايي كه به اين رده از فعاليت مي رسند نياز به حمايت مالي دارند و زماني كه در مسابقات حاضر مي شويم احساس شرم مي كنيم كه مربي، سرپرست و حتي كاراته كاران بسياري از استان ها، تجهيزات كامل دارند حتي با آن ها قرارداد بسته شده است و ما هيچ نداريم و اميدواريم آتش عشق به ورزش و مردم در دل ما شعله ور بماند.
ترابي با اظهار اميدواري بيان كرد: با آمدن استاندار و مديركل جديد تربيت بدني انتظار داريم كه اولين حركت هردوي آن ها جذب حامي مالي از ميان ادارات، نهادها، كارخانه ها و مراكز توليدي باشد.
وي با اشاره به نقش مطبوعات و رسانه ها گفت: امروزه هيچ كس منكر نقش موثر مطبوعات و رسانه ها دراطلاع رساني نيست معرفي رشته هاي ورزشي، بيان افتخاراتي كه ورزشكاران كسب مي كنند در جذب حامي مالي بسيار موثر است .
ترابي كه كمربند دان ٥ را در سال ٨١ گرفته و داراي مدرك مربي گري و داوري ملي است سخت ترين مسابقه خود را مسابقه اي عنوان مي كند كه در سال ٦٩ در سالن شهيد افراسيابي تهران داشته كه در وزن ٥٥-كيلوشركت كرده بود كه در اين وزن حداقل ١٠٠ نفرشركت كننده بود كه بعد از چند دور مسابقه، قبل از مرحله فينال با اخطار مسابقه را واگذار كرده است و بهترين خاطره اش را از مسابقات كشوري تهران سال ٦٩ بيان مي كند كه در رشته كاتا شركت كرده و مقام سوم كشور را به دست آورده است كه مقام اول و دوم متعلق به كساني چون نادربيگي و نكوفر بود كه در جهان مطرح بودند.
وي براي رونق اين رشته ورزشي زيباكار زيربنايي را توصيه مي كند و پيشنهاد مي كند: با تعامل بين آموزش و پرورش و تربيت بدني مي توان براي استعداديابي در اين رشته تلاش كرد زيرا ديد مردم نسبت به ورزش رزمي نسبت به گذشته مثبت است ديگر اين رشته ورزشي را معادل با خشونت و مجروح شدن نمي دانند زيرا فرهنگ سازي خوبي شده است واين را باوركرده اندكه بين ١٠رشته مدال آور جهان دهمين رشته از لحاظ صدمه ديدن ورزش هاي رزمي است كه فوتبال مقام اول را در مضروب شدن بازيكن داراست.وي بهترين سن را براي ورود به اين رشته ٦ سالگي مي داند و پيشنهاد مي كند: بهتر است كه علاقه مندان به ورزش هاي رزمي قبل از ورود به اين رشته كلاس هاي ژيمناستيك و يوگا را ببينند زيرا به انعطاف بدني بالايي نياز دارند و از آن جا كه تمركز حواس از اركان اين ورزش است آموزش شطرنج و ماهيگيري با قلاب از ضروري ترين اقدامات است .وي در مورد سختي كار يك مربي در اين رشته گفت: ورزشكاران ما كه در ليگ حضور دارند براي تامين هزينه زندگي مشكل دارند اگر بسياري از جوانان از لحاظ شغلي دغدغه اي نداشته باشند بيشتر در باشگاه و تمرينات حضور پيدا مي كنند. شايد كسي باور نكند بسياري از مربيان حتي به حل مشكلات خانوادگي ورزشكاران بايد رسيدگي كنند چرا كه آموزش بدون درك احساس و درد كسي كه به باشگاه مي آيد نتيجه مطلوبي نخواهد داشت .
ترابي تفاوت آموزش شوتوكان سال هاي ٥٧ تا ٨٦ را چنين عنوان كرد: درسال هاي ٥٧ تا ٦٧ اطلاعات فني وجودنداشت با علم روز جهان فاصله داشتيم ولي امروز كسب اطلاعات در مورد اين ورزش به روزاست. هيچ مربي وداوري خود را از اين اطلاعات بي نيازنمي داند.
وي در مورد وضعيت سالن تمرين هيئت گفت: خوشبختانه در طي سال گذشته و تلاش مسئول هيئت آقاي جاويدي در طي سفر آقاي علي آبادي خانه كاراته با صرف ٢ ميليارد ريال هزينه كلنگ زني شد كه در حال حاضر ٩٠ درصد كار فيزيكي تمام شده است .سالن تحويل موقت داده شده ولي تجهيزاتي لازم داردكه اميدواريم هرچه زودتر اقدام شود تا علاقه مندان اين رشته ورزشي با كلاه و كاپشن مجبور به تمرين نشوند البته بر اين باور هستيم كه مسئول هيئت تلاش بي وقفه اي دارد و مشكل اين جاست كه ازسوي فدراسيون كمك مالي نمي شويم. ترابي با سخني از استادش مرحوم هاتفي كه هميشه مي گفت:« كاراته همچون آبي است جوشان كه اگر به آن حرارت نرسد رو به سردي مي گرايد » خواستارحمايت بيشتر مسئولان از اين ورزش زيبا شد

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 29 دی1386 و ساعت 7:28 |
شهادت امام حسین (ع)تسلیت باد
+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 27 دی1386 و ساعت 19:19 |

Click for Full Size View

خبري ازاسفراين فكس شده بودكه استادحسين خيرانديش باگچ بري كتيبه اي درحوزه علميه اسفراين ابداع كننده خطي شده است كه درجهان بي سابقه است وقراربودخبردرويژه نامه چاپ شودوقتي خبرراديدم آن رادرشان استادنديدم ازاوخواستم هروقت گذرش به بجنوردافتادباهم به گفتگوبنشينيم وازهنرهايش بيشتربگويدساعت 12ظهربدون زنگ زدن وهماهنگي قبلي آمددرست زماني كه بايدبراي كاري ضروري به بيرون مي رفتم عذرخواهي كردم تااجازه دهدبروم وبرگردم باخوش رويي پذيرفت وباورم شدكه:

به روي آب جاي قطره باران نمي ماند

 زياران كينه هرگزبردل ياران نمي ماند.

 وقتي برگشتم نمازش راخوانده بودباصميميت هميشگي دراتاق مصاحبه به انتظارنشسته بودبه سخن لب گشود:  

متولد1329هستم ولي ازسال 45دراسفراين زندگي مي كنم .ازاوخواستم بدون تعارف حرف بزندبدون شكسته نفسي آن چه دل تنگش مي خواهدبگويدچراكه دوست دارم الگويي براي جوانان ماباشد.گفت :به استعدادهاي هفت گانه هنري دردرونم خيل زودپي بردم اولين هنرم رادرتراشيدن پيكره اي سنگي درسال 44آغازكردم كه پيكره هنرپيشه آمريكايي بودكه دركناردريانشسته بود.

برخي ازاساتيدكه هنرم راديدندخواستندكه به دانشگاه تهران ودانشكده هنربروم وكارم راارائه كنم كه ازتجربه ام  استفاده كنندولي باتوجه به اينكه ازلحاظ شرعي مجسمه سازي دران سال هابااستقبال خوبي روبرونيم شد پيگيرنشدم.

جناب خيرانديش ازسرودن شعرهايش گفت :

اولين شعررا دررابطه بامنارجنبان سبزوارسرودم:

اي منارجنبيدي وكردي به پاغوغاوشور

توباجنبيدنت دادي به مردم بس غرور

 

وشعري درعنفوان جواني كه حال وهواي عاشقي درسرداشتم سرودم  

اي دل ديدي خزان شدآن بهارگلعذار

 شيشه قلبم شكست ورفت ازدستم نگار

 وسرودن شعرونوشتنش نيازبه خوشنويسي داشت به سراغ اين هنررفتم وكم كم پابه وادي نمايشنامه نويسي گذاشتم ونوشتن نمايشنامه همان وبازيگرشدن همان .

بادوستم «بهروزبشاسب» كه به كارهاي سينمايي علاقه داشت وسينمايي درخانه خودساخته بودبه كارفيلم وساخت فيلم روآوردم آن هم بااون دوربين هاي سوپرهشت كه براي ساخت 10دقيقه فيلم چندين حلقه فيلم بايددردوربين قرارمي گرفت وماه هادرانتظارظهورفيلم هابايدمي مانديم .

استادازمعماري چنين سخن گفت : چون معمارزاده بودم وازاجدادم اين هنررابه ارث برده بودم 30سال پيش منزلم راباتلفيقي ازمعماري سنتي ومدرن ساختمو

ازمادرم طب سنتي راآموختم كه دررابطه باضايعات چشمي 10طرح ارائه كردم كه هركدام درنوع خود10تا15مشكل چشمي راحل مي كند مداركي ازمن خواسته اندكه درحال آماده كردن هستم تاپروانه طب سنتي برايم صادركنند.

مي دانستم كه استادنمي خواهدازهمه هنرهايش بگويدكه مبادارياكرده باشدصحبت رابه كارجديدش كشاندم كه خط تجسمي زيبايي رابه نمايش گذاشته بودگفت :

تابويي 3متردر5/7مترازگچ ساختم كه با خط تجسمي كارشده است .يك ماه روزي 8ساعت كاركردم كه درقسمت بالاكلام «الله هي العليا» درقسمت دوم آيه اي ازقرآن وحديثي ازامام ششم ودرقسمت سوم تاريخ زمان ساخت بنارانوشته ام كه خط سه بعدي است .

هرحرفي قامت خودراداردوحروف نوشته شده درعين اينكه سرهم است ولي هريك ازحروف كه به هم مي  رسندباظرافت خاصي باهم تركيب مي شوندحفظ استقلال حروف درعين چسبيدن به هم هنري بودكه توانستم به نمايش بگذارم كه درجهان بي نظيراست .

هرگزفراموش نمي كنم كه وقتي استادخيرانديش رادرعمارت مفخم ديدم كه پيكره يك ماهي رابرموج آب سوارآورده بودكه به موزه تقديم كندمجسمه نام «حيات»داشت ولي شهدنبات راازآن مي توانستي بچشي قلم زيبادرتراش مهارت استادرانشان داده بودوقدري به مجسمه خيره مي شدي حال وهواي استادرادرزمان ساخت آن مجسم مي كردي حس مي كردي ماهي درحال حركت دردرياست .ازمجسمه هاوتنديس هاي ساخته اش نام برد

تنديس توحيدقولولااله....،كشتي گيران، قوري، قوچ اوريال وبسياري ازمجسمه هاكه زيباترين آن هامجسمه بلال است كه به ارتفاع 6متربرفرازتپه اي دراسفراين نصب شده است كه طراح وسازنده ماكت اوليه آن استادبوده وازفايبرگلاس درتهران ساخته مي شودوبه اسفراين منتقل شده است .

به نقل خاطره اي زيباازساخت اين مجسمه پرداخت وگفت :

محدحنيف نماينده سياه پوستان جهان چندسال پيش كه به ايران آمده بودوقتي مجسمه بلال راديدغرق لذت شدوگفت من سفيري خواهم شدبه تمامي كشورهاي سياه پوست تاهنرتورابه آن هانشان دهم .

صداي گرم استادوقتي بااين سخنان هيجان انگيزهمراه مي شودشوروشعفي ديگررادرچهره اش مي توان ديدبه سخن ادامه دادوقتي پرسيدم چقدردرزمينه موسيقي كاركرده ايد؟

گفت :از3سالگي وقتي ترانه اي ازراديوپخش مي شدآن رابراي اهل خانه بازخواني مي كردم وهميشه موردتشويق كساني بودم كه به خانه مامي آمدندوصدايم رامي شنيدند.استعدادم رادرخوانندگي ونوازندگي ني بروزدادم وباگروه موسيقي سنتي مقامي غديروابسته به اداره فرهنگ وارشاداسلامي اسفراين همكاريم راشروع كردم.

وقتي ازاستادخيرانديش پرسيدم كه زيباترين اثرهنري كه خلق كرديدكدام بود؟پاسخ دادند:

زيباترين اثرم گچ بري يك اثرمينياتوري است كه برروي آينه مي باشدكه ابعادآينه 70در180 سانتيمتراست كه دراين اثرهنرنقاشي،مجسمه سازي ،گچ بري وآينه كاري درهم ادغام شده اند.

استادهنررااين گونه تعريف كرد:

 خداوندمعمارازل است زيبايي ها،شكوه عظمت هنراودرخلقت اوست هنريعني نمايش همه زيبايي هايي كه اوخلق كرده است وهرهنرمندي گوشه اي اززيبايي هاي هنرخالق رابه نمايش مي گذارد.

ازاستادخواستم ازدردهايش هم بگويدآهي كشيدوگفت:

هنررابه 7قسمت تقسيم كرده اندولي امروزه سينما، هنرهفتم، خيلي موردحمايت قرار گرفته وديگرهنرهادرغربت قراردارند.

علي رغم توصيه هاي مقام معظم رهبري ومسئولان رده بالابازهم هنرمظلوم است آياتنديس هاي سيمرغ فقط بايدبه هنرمندان سينماتعلق بگيرد؟بسياري ازشعراهستندكه كلامشان تاثيرگذارترازفيلم است.چراتابلوهاي نقاشان ايراني بيش از2يا3ميليون تومان خريدارندارند؟دردنيست ؟

موسيقي پاپ ،اصالت آوازايراني راكمرنگ مي كند

حرف ازحمايت هنرمندان زده مي شودولي كمتراز30درصدهنرمندان بيمه هستندمن هنوزبيمه نشدم .

هنرمعماري سنتي مابه صفررسيده هنرطب سنتي ماداشت روبه خاموش مي گذاشت كه خوشبختانه چندسالي است تلنگري برآن واردشدكه طب سنتي هنراحياگرانسان است.

استادورزشكار باستاني ،منجم و قاري قرآن ومفسرقرآن است ودرمعماري مدرك پايه يك معماري دارد.

وي ضمن تشكرازآقايان سوقندي مديركل فرهنگ وارشاداسلامي استان  وباقرنيارئيس سابق فرهنگ وارشاداسلامي اسفراين به آخرين افتخارآفريني خوداشاره كردوگفت :

براي ثبت خط سه بعدي وتجسمي خودم به سازمان ميراث فرهنگي رفتم درقسمت صنايع دستي باآشنايي قبلي كه ازكارهايم داشتندبراي ثبت درچهره هاي ماندگار وجهت معرفي به سازمان يونسكوبراي حفظ ميراث معنوي وفرهنگي معرفي شدم كه اميدوارم اين ثبت افتخاري باشدكه براي ملتم آفريدم.

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 22 دی1386 و ساعت 5:22 |
 

دكترقطب الدين صادقي دكتراي هنرهاي نمايشي از دانشگاه سوربن پاريس،عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي است .

وي نويسنده نمايشنامه هاي معروفي چون پرونده‌ي باغ آتش، مرد فرزانه، ببر ديوانه، صداي يك دوست،هفت خوان رستم وسي‌مرغ، سيمرغ است. وي كه ترجمه ده هاكتاب ونگارش مقالات وسخنراني هاي فراواني  درمجامع هنري رادركارنامه خودثبت كرده است يكي ازداوران جشنواره منطقه اي تئاترايثاردربجنوردبودكه درمصاحبه اي به سئوالات پاسخ دادند:     

 

 Click for Full Size View

عکس از:آقای امیدشکری

سيدي زاده - چه موانعي وجودداردكه سي مرغ تئاترايران نمي توانندسيمرغ شوند؟

علت اساسي ،نداشتن ساختاري اساسي درتئاتراست .تئاترهمچون صداوسيما،سازمان ميراث فرهنگي ،صنايع دستي وگردشگري نيازبه يك سازمان دارد.سازماني كارا،مستقل كه باانديشه ومديريت هنرمندان فرهيخته تئاتراداره شود.

متاسفانه مديريت تئاتركشوري مادردست كساني است كه غيرمتخصص اندوباروابط به روي كارآمده اند.اصحاب تئاتررانمي شناسنددرحالي كه باداشتن 450انجمن نمايش وبا90هزارعضولشگرفرهنگي بزرگي رادراختياردارند.اين لشگرعظيم ازحداقل امكانات زندگي نيزبرخوردارنيستندواگربودجه اي هم اختصاص داده مي شودحيف وميل شدن راشاهديم وبراي كارهاي غيراصولي هزينه مي شود.

نداشتن سالن هاي نمايش مناسب چقدردراين افت تاثيردارد؟

توسعه نيافتن فيزيكي سالن هانيزمشكل ديگري است مادرسال 700تا800فارغ التحصيل رشته تئاترروانه بازارمي كنيم كدام تماشاخانه راداريم كه مي تواندمكاني براي فعاليت آن هاباشد؟درتهران كه پايتخت كشوراست 5سالن نمايش داريم وقتي اين رقم راباكشوري كوچك مانند«بلاروس» مقايسه مي كنيم كه درپايتخت 2ميليوني آن 240سالن وجودداردبه يقين يكي ازعلل افت تئاترمامي تواندنداشتن سالن باشد.تماشاخانه نداشتيدبودجه اختصاص داده نمي شودبودجه تعلق نگرفت نمايشي برروي صحنه نخواهدرفت درنتيجه نمي توان خلاقيتي راشاهدبود.

دربعدآموزشي باچه مشكلاتي روبه روهستيم؟

استاداني كه خوددانشجوهستندتحركي ايجادنخواهندكرددردانشكده هاي هنر،گاه مدرسيني تدريس مي كنندكه غيرتئاتريندفقط يك درس ازدانشجوجلوهستند.چون ريزشرح درس وجودندارد اساتيدسليقه اي تدريس مي كنند.درشرح درس هاروش واهداف خوب تعريف نشده است .سرفصل درس ها،قديمي  است به طوري كه خلاقيتي دردانشجواينجادنمي كند.دانشجوبايك سري محفوظات ازدانشگاه فارغ التحصيل مي شودولي تخصص ندارد. دراختيارقرارندادن فضاي كافي براي كلاس،آتليه وكارگاه هايي كه دانشجوي رشته هنر به آن نيازدارد ازجان هنر،اكسيژن رادريغ كردن است درهردانشكده بايديك تالارداشته باشيم دانشجودركدام فضاتمرين كندواستعدادش رابروزدهد؟ اين دردبزرگي است كه درتهران 55كانون دانشگاهي داريم ويك سالن تئاتر،واين نتيجه بي توجهي به ابعادپرورشي وعملي تحصيلات دانشگاهي دررشته هنراست .

جايگاه تئاتردرماني درتئاترماكجاست ؟

دربسياري ازكشورهاي جهان زيرنظرمتخصصان تئاتر،افرادعادي كه داراي مشكلات اخلاقي ورفتاري هستندآموزش تئاترمي مي بينند.نمايشي به روي صحنه مي برند.بااين مشاركت ،هم نوايي وخلق يك اثرنمايشي، تخليه رواني مي شوند.زيستن بااوهام راترك مي كنندآن هيجان هاواضطراب هاكه درپس ذهن هاجاي گرفته بود دريك موقعيت نمايشي بيان و رهامي شودوبه اين شكل تخليه رواني مي شوندوافراداحساس آرامش مي كنند.تئاتردرماني يكي ازبهترين راهكارها براي تخليه فشارهاي روحي رواني است كه همزمان بابازيگر،تماشاگرهم به موازي قهرمان نمايش حوادثي راطي مي كندواحساس آرامش مي كند.ماكه هنوزتئاترخودمان بيماراست تئاتردرماني چه جايگاهي مي تواندداشته باشد .

چه معايب ومحاسني درتئاترشهرستان هاوجوددارد؟

مشكلاتي كه هنرمندان شهرستاني باآن روبه روهستندكمبودكلاس هاي آموزشي ،نبودارتباط باجريان هاي روزدنيا،نديدن كارهاي بزرگ تئاتري كشوراست.

بودجه كمي دراختياردارند،كمترپيدامي شوندمديراني كه همدلي باتئاتري هاداشته باشند.نبودجريان نقد،توضيح وتفسيربراي بهترشدن كارهاي هنري ازديگرمشكلات تئاترشهرستان هاست.   حسني كه درتئاترشهرستان هاوجوددارداين است كه لااقل يك سالن براي تمرين واجرادراختياردارند.هنرمندان شهرستاني مي توانندبه راحتي ازفرهنگ هامختلفي كه درمحل زندگي آن هاوجودداردالهام بگيرندوبااجراي هرنمايش كه تم بومي داشته باشدارتباط خوبي باتماشاگرپيداكنندودرجذب آنهاموفق شوند. رسالت هنرمندان شهرستاني اين است كه به تربيت تماشاگرونگهداشتن آن ها اقدام كنندواين ميسرنمي شودمگراين كه تئاترشهرستاني فقط براي حضوردرجشنواره ومسابقه خلاصه نشود.

پس مي توان نتيجه گرفت مردم باتئاترقهرنيستندبلكه نمايش خوب نمي بينند.

بله ،مردم باتئاترقهرنيستندمردم تئاترخوب وبدراخوب تشخيص مي دهند.وقتي تماشاگران درسالن نمايش مي نشينندنمايشي رامي بينندكه درارتباط بامسائل ومشكلات زندگي آنهانيست دغدغه فكري شان بيان نمي شودنمي تواندباتئاترارتباط برقراركند.نمايشي كه بحران هارابيان كند،به شرح دردورنج مردم بپردازدحرف دل مردم باشدلاجرم بردل مي نشيند.ممكن است نمايشي اين ويژگي هاراداشته باشدولي جذابيت اجرانداشته باشدشيوه اجرايي غلط باشد.دكور،نورپردازي زيباوعواملي ازاين نمونه درجذب مخاطب موثراست .اجراي بصري وزيباي نمايش بامفاهيم برگرفته ازمتن جامعه، مردم رابه سوي سالن هاي نمايش مي كشاند.

چراتئاترروحوضي وسنتي مابيشترازتئاترمعاصرمادرجهان مطرح است ؟

تئاترروحوضي وسنتي مامحصول ذوق ،خلاقيت شاعرانه وابداع فرهنگي مادرطول قرن هاست.اين تئاترازخردونبوغ جمعي برآمده وهنرمندان آن براي تنظيم رابطه خودباماوراء ومردم سعي وتلاشي صادقانه داشته انداماتئاترمعاصرماازريشه مشكل دارد.ابداعي دركارنبوده خلاقيتي ازخودنشان نداده است  .هنرمندان مابه خصوص دردوره قاجاريه به كپي كاري وتقليدازتئاتراروپادست زده انداصول دراماتيك ارسطويي رادرك نكرده اند.تئاترمعاصرمامحصول تماس وارتباط بيشترباغرب بوده وبه يك بنيه كلاسيك يك تئاترملي تبديل نشده. البته شايددرحدود40يا50نفري درتئاترما چون بيضايي ،ساعدي و... تئاترملي رادرك كردندوكارهاي بزرگي انجام دادند.ناشناخته بودن وضعيت تئاترمعاصركاررابه جايي رسانده كه حتي جايگاهي درحد تعزيه هم پيدانكرده است . البته كارگردان هاي خوب، طراح دكورهاي توانايي داريم. نويسنده هاي توانايي دارندكارهاي خوبي ارائه مي كنندولي هنوزبراي ارتباط برقراركردن باتماشاگربايدتلاش كرد.درسوئدباجمعيتي حدود9ميليون نفردرسال 6ميليون تماشاگرازتئاترهاديدن مي كنداين آماردركشورماچه رقمي رانشان مي دهد؟

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 22 دی1386 و ساعت 5:16 |

 

تنهاموندي ؟هيچكس دوروبرت نيست ؟ميدونم خيلي سخته،  «تنها»موندن ميان «تن»ها. وقتي كه ديپلم گرفتي وقتي تحصيلات دانشگاهي روتموم كردي يك دفعه حس كردي همه دوستاوهم كلاسي هات ازتوجداشدند.خيلي سخته آدم بايكي چندسال هرروزتوكلاس بشينه ،حرف بزنه ،بگه ،بخنده حتي باهاش گريه كنه ولي يك دفعه هيچ كدوم دوروبرت نباشندوتنهابموني ...

سربازي رفتي يانه ؟ديدي چه دوران سخت ولي شيرينيه ،روزآخرخدمت دست توگردن هم پاخدمتي هاانداختن وگريه كردن خيلي سخت بودحس كردي ديگه تنهاشدي .خيلي خوشحال بودي كه خدمت تموم شدولي غم ازدست دادن اون همه سربازباحال كه شباتوآسايشگاه جمع مي شدندومي گفتندومي خنديدندحس غريبي است كه دلتوبدجوري سوزوند وحس بي كسي وبي ياوري بهت دست داد...

خيلي هاتنهاموندندوقتي توسرماي زمستون صاحب خونه جوابشون كردودست زن وبچه راگرفته ازاين بنگاه به اون بنگاه ازاين خونه به اين خونه رفتندوسرپناهي پيدانكردند...

آخ ،آخ، ميدونم طلاق گرفتي ،نتونستي باهمسرت بسازي ،تفاهم نداشتيدوباداشتن يك بچه نازودوست داشتني ازهم جداشديد؟خيلي سخته تنهايي ،نداشتن آينده اي روشن ،بهانه گرفتن هاي بچه نازت ،دل توخون مي كنه اون موقع هاچقدراحساس تنهايي كردي؟كي اشك ريختن هاي پنهاني توروديد؟وقتي كوچولوتومجبوركردي بره بخوابه ونپرسه چراطلاق گرفتيد؟ اونم رفت وسرشوكردزيرپتووازلرزيدن هاي پتوفهميدي كه داره گريه مي كنه. هيچ نگفتي تاگريه كنه وسبك بشه بعدخودت رفتي تواتاقت وسرتوگذاشتي روديوارواشك ريختي كه چرادلشوشكستي .اون موقع چقدرتنهايي روحس كردي؟...

ميدونم خيلي سخته پدرتوازدست بدي هنوزسال باباروندادي مامانت هم ازاين دنياپربكشه ،يك دفعه حس  كني تنهاي تنهايي ،انگارهر2بال پروازت شكسته .هرشب جمعه 4گوشه دلت ميشه كربلا.غروب جمعه دعاي فرج مي خوني واشك مي ريزي دلگيري غروب هاي جمعه روحس كردي؟چقدردلت مي خوادبري سربذاري روقبرباباومامان ازته دل گريه كني وصداشون كني ؟مي بيني ،حس مي كني چقدرتنهايي دردناكه ؟چقدرغريبي وتنهايي تودلت طبل وسنج عزامي كوبه؟...

ميدونم 4تابچه بزرگ كردي تحصيلات دانشگاهي روتموم كردندحالانشستندتوخونه درانتظاركار،فشارزندگي ازيك طرف ،بي كاري فرزندانت ازيك طرف به هردري مي زني كسي جواب نميده چقدراحساس تنهايي كردي؟...

چندشبه توحسينيه هاي بجنوردحليم ميدن .رفتي حليم خوردن؟ديدي آدماي بزرگ وقتي مي رسندجلوي درحسينيه باسلام واحترام ازشون دعوت مي كنندبيان سرسفره بشينند.جلوي پنجره يادرآشپزخونه هم چندتاآدم بزرگ وكوچك باسطل وقابلمه منتظرگرفتن حليم هستندكه ببرندخونه وبخورند.حليم هاروتوظرفامي كشندومي برن تومجلس، عطرحليم توفضامي پيچه دلت غش مي كنه براي يك قاشق حليم گرم وتازه.آدم بزرگاي جلوي آشپزخونه قابلمه وسطلشون روميدن به يك دوستياآشنا،براشون پرازحليم مي كنه ومي برند.نيم ساعت بعديكي ازتوآشپزخونه دادميزنه:« حليم تموم شدبرخاتم انبيامحمدمصطفي صلوات».ولي يك بچه كوچولوپشت درحليم خونه باسطل كوچكش كه اومده بودبراي شام مادرودوسه تاخواهربرادريتيمش حليم ببره

هيچي گيرش نيومده. سطل خالي روكه انگارحالا20كيلووزن پيداكرده باچشماي اشك بارداره روزمين مي كشه وميره تابه چشم انتظارهاي گرسنه خونه بگه هيچي گيرم نيومد.مي بيني اونم تنهاست...

 چقدرتنهايي سخته ؟ميدونم دلت شكست بغض گلوتوگرفت ولي به خداايناحقيقته . بچه كوچولو هايي كه باباندارندياباباشون توزندونه ومادرباسختي نون خالي شونوفراهم مي كنه نديدي ؟تنهايي مادرشون روكي مي تونه حس كنه؟مادري كه خيلي شبا توقابلمه آب ريخته وبه هم زده كه بچه هاباوركنندداره براشون شام مي پزه واون قدراين كارراكرده تابچه هاخواب برندوازش شام نخوان...

دوست داري تنهانباشي؟دوست داري يارآدماي تنهاباشي؟ميدوني بالاترين تنهايي كجااتفاق افتاد؟اون جاكه ظهرعاشوراهمه گل هاي بوستان كربلا راپرپركردندوامام حسين وقتي تنهاي تنهاموندفريادزد«آياكسي هست كه مراياري كند؟»

امام راتنهاميذاري؟ميدونم كه نه .ميدوني امام كه ميدونست هيچ كس ديگه اي نيست كه ياريش كنه چراگفت « آياكسي هست كه مراياري كند؟»براي اين كه اين فريادش براي آن روزنبودامام حسين تاهميشه تاريخ يارميخوادتنهاش نذاررهروش باش. چراآن هايي كه رفتندكاري حسيني كردندوماكه مونديم نه تنهاكارزينبي نكرديم بلكه 72فرقه شديم وره افسانه زديم ؟چراامام راياري نكنيم؟ امام تنهاست... 

  

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 22 دی1386 و ساعت 4:9 |

عادل حسن پوريكي ازجوانان بجنوردي ،دانشجوي ترم 7 مهندسي مكانيك دانشگاه صنعتي اصفهان ازاعضاي گروه خودروفرمول دانشگاه صنعتي اصفهان است .وي عضوتيم 9نفره اي بودكه صفحه اي زرين برتاريخ افتخارات جوانان ايراني افزود. تيم آنهاتوانست در مسابقات جهاني طراحي و ساخت خودرو(كلاس دانشجويي) در تيرماه سال جاري  كه توسط انجمن مهندسين خودروي SAE در كشور انگلستان برگزار شد، مقام سوم را كسب كند.وي درمصاحبه اي تلفني به سئوالات ماپاسخ داد:

Click for Full Size View

نام خودروچيست وچه ويژگي هايي دارد؟

نخستين خودروي فرمول كشوررا هيوا 2007 نام گذاري كرديم كه اين اتومبيل قابليت حركت با سرعتي معادل 220 كيلومتر در ساعت را دارد. خودروهاي فرمول يك علاوه بر اين كه در رقابت‌هاي جذاب اتوموبيل‌راني به كار مي‌روند، از نظر مهندسي نيز اهميت شايان توجهي دارند و در واقع شركت‌هاي بزرگ خودروسازي از آن‌ها به عنوان آزمايشگاهي براي تست دستاوردهاي تحقيقاتي، تكنولوژي‌ها و تكنيك‌هاي جديد استفاده مي كنند. خودرو طراحي شده قابليت شتاب از صفر تا 100 كيلومتر را در مدت 8/3 ثانيه داراست و وزن آن همراه با راننده 300 كيلوو موتور آن 80 اسب بخارقدرت دارد. سرسيلندر مجهز به انژكتور كمكي است و شاسي آن از لوله‌هاي فولادي ساخته شده است. موتور اين خودرو در بيس موتور هوندا CBR600rr است.

چه مراحلي بايدبراي ساخت اين خودروطي مي شد؟

اجرای این طرح شامل بازطراحی بخش های مختلف خودرو از جمله برق ، بدنه و سامانه تعلیق بود و در حساس ترین بخش کار ورودی هوا ، گاز ، برق و الکترونیک خودرو باید به گونه ای طراحی مي شد و تغییرپيدامي كرد که بهترین نتیجه حاصل شود ..

آياگروه شماسابقه كاري دراين زمينه داشت؟

گروه خودروي دانشگاه صنعتي اصفهان از سال 1379به طوررسمي فعاليتش را شروع كرد....وبعد از كسب تجربه هاي گوناگون طراحي وساخت وانجام پروژه هاي مختلف در اين زمينه.....بعد از ساخت خودروي صحرايي ميني باجا و شركت در مسابقات خودروهاي صحرايي افريقاي جنوبي اين بار تصميم گرفت دست به كاري بزرگ بزندريسك بزرگي بود9 نفر دانشجوي كارشناسي بوديم،با تجربه طراحي و ساخت 2 خودروي صحرايي...مي خواستيم آرزوي بزرگي را كه جرئت بيانش رانداشتيم عملي كنيم.مي خواستيم اولين خودروي فرمول يك خاور ميانه را بسازيم خيلي بحث شدوسرانجام با شعار'' نمي توانيم و نمي شود وجود ندارد"گام درراهي دشوارگذاشتيم .

مسابقات دركجابرگزارشدوچندتيم شركت كننده حضورداشتند؟سطح مسابقات درچه حدي بود؟

21تا24تيرماه سال جاري ،شهر سيلور ستون انگلستان محل رقابت بود69 تيم از 24 كشور جهان به ويژه اروپاحضور داشتند.

سطح مسابقه بسياربالاو ازمسابقاتي است كه 20سال سابقه داردوبرترين دانشگاه هاي دنياتيم مي دهند.

چه دشواري هايي راپشت سرگذاشتيد؟

ما به‌رغم داشتن نيروي انساني مصمم، از پشتوانه‌هاي روحي محروم بوديم.

شور و شوق عجيبي داشتيم از8صبح تايك نيمه شب تمام فكروذكرماساخت اين اتومبيل بود.هم كلاسي هاي مابه فكردرس خواندن براي كسب معدل استخدامي بودندومابه فكرافتخارآفريني بوديم.

كمبود تجهيزات آزمايشگاهي و امكانات ساخت، از عمده‌ترين مشكلات گروه در طراحي و بهينه‌سازي سيستم ها به ويژه موتور خودرو بود. كه با وجود ظرفيت هاي علمي، براي بهينه كردن موتور اين خودرو، با مشكلات بسيار زيادي مواجه شديم.

متاسفانه علي رغم تمامي تلاش ها كه براي جذب اسپانسر صورت گرفت وعلي رغم نامه نگاريهاي فراوان به بيش از 90شركت خصوصي و دولتي   به دليل بي اعتمادي مسئولان به خصوص صاحبان صنايع هيچ پاسخي جز تمسخر وعدم همكاري داده نشد.پاسخ هر نامه كه مي آمدچون پتكي بروجودمافرودمي آمدكسي ماجوانان راباورنمي كرد.مااستوارايستاديم چون براين باوربوديم كه رنج بزرگ حاصلش گنج افتخارخواهدبود.

 يك دستگاه جوش كوچك...يك سنگ معمولي كوچك و يك گيره كار!!!كه دوميش را خودمان ساختيم تمام ابزاركارمابود.

يك سوله در دور ترين نقطه دانشگاه تنها چيزي بود كه دانشگاه در اختيارمان گذاشت.

درهواي داغ تابستان كه اسفالت هاازشدت حرارت خورشيد ذوب مي شد،نه صبحانه،نه نهار،نه شام...نه خستگي،نه تشنگي،حتي نداشتن يك پنكه ماراازتصميمي كه گرفته بوديم منصرف نكرد.

با عقرب هاوحشرات ناشناخته كنارآمديم  در حسرت ديدن خانواده مانديم اما دريغ ازيك خسته نباشيد.

زيباترين خاطره ؟

زماني كه ازاين خودرودردانشگاه باپوشش خبري بسياربالارونمايي شدازشوق فقط گريه مي كرديم وياراسخن گفتن نداشتيم.

برنامه بعدي گروه چيست؟

آمادگي براي برای اعزام به مسابقات عملی خودروهای فرمول دانشجویی که سال آینده درآلمان برگزار خواهد شد .

به عنوان يك جوان ايراني افتخارآفرين چه توصيه اي به جوانان ايراني داريد؟

من امروز از اعماق وجودم افتخار ميكنم كه ايراني هستم و به همه جوانان مي گويم: ما نه استعداد اضافه نه تفاوتي باديگران داشتيم مابراين باوربوديم كه براي آنچه كه ميي خواهيم به دست آوريم بايدبا تمام وجودمتلاش كنيم.

توصيه به مسئولان؟

در بين جوانان ايراني، افرادي هستندكه مي توانند كارهاي بهتر و قوي تري انجام دهند اما آنان نيازمند تامين امكانات و حمايت هستند .مسئولان جوانان راباوركنند اگردستشان رانمي گيرندلااقل پايشان رانگيرندوآن هاراازحركت بازندارند. گاهي تمامي انرژي تيم صرف برداشتن سنگ هايي مي شد كه  افرادي برسرراه مامي گذاشتند.

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 15 دی1386 و ساعت 7:23 |

دوستت دارم با  س  صابون تاهمه توكفش بمونن.

 

ماجداافتادگان راهيچ كس غمخوارنيست

جان فداي دوست كردن پيش مادشوارنيست.

 

نمي دانم كه هستم ياچه هستم   ولي هرلحظه درفكرتوهستم

 

صداي زنگ smsبه اين معني نيست كه پيامي اومده گاهي يعني اين كه يكي به يادته.

 

نورماه من تويي بدون خورشيدتاباني چون توخسوف مي كنم

آدماسرشونوبالامي گيرن كه ماه راببينندنمي دونندكه ماه من سرشوپايين آورده تاsmsبخونه.

 

شيشه هاشكستني است زندگي گذشتني است اين محبت است كه ماندني است .

 

فرارسيدن سال 2008ميلادي تولدعيسي مسيح به شماوخانواده محترم شماربطي نداره منتظرنوروزبمانيد.

 

باعرض سلام سلامي به بلنداي بيل به محكمي كلنگ به گردي استانبولي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيدبه صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگربه ظرافت گچ كاري به لطافت معماربه شجاعت صاحب كاربه رشادت مهندس به صلابت جوشكاربه محبت صافكاربه رفاقت همكاربه سركارگذاشتن توي بيكارتقديم حضورمي شود.

 

Hoo

Moo

Noo

Soo

Loo

Boo

حالا كه لبات غنچه شده يك بوس به مابده.

 

يه چشم مي تونه نگران مسافرش باشه يه پامي تونه خسته ا زسفرباشه يه دل مي تونه گرفتارباشه امام قلبت وطيفه داره هميشه اميدوارباشه.

 

 

 

يك بوسه تقديم به آن كه دارمش دوست

تقديم به آن كه قلبم ازاوست

اگرمهتاب ازتن بركندپوست

جداهرگزنگردديادم ازدوست .

 

شباهت بعضي آدمابالامپ؟

دورهردوتاشون پشه جمع ميشه.

 

 

حكم اززبان خالق اكبركندعلي

آفاق رازمهرمنوركندعلي

منع ازستيزه خواهي اختركندعلي

بي جبرئيل كارپيمبركندعلي .

 

بازم مستيم ازجام غدير

باده مينوشيم بانام امير

 

علي درعرش اعلابي نظيراست

علي برآدم وعالم اميراست

به عشق نام مولايم نويسم

چه عيدي بهترازعيدغديراست

 

درخانه دل نوشته باخط جلي

كه اين خانه بناشدبه تولاي علي

درداخل اين خانه چونيكونگري

هم مهرمحمداست وهم عشق علي

 

نام علي عدالت راه علي سعادت ذكرعلي عبادت عيدعلي مبارك.

 

صداي كيست چونين دل پذيرمي آيد

كسي به نرمي موج حريرمي آِيد

چه گفته است مگرجبرئيل به احمد

خبردهيدبه ياران غديرمي آيد

 

 

واسه روزعشق 2تاستاره تقديم ميكنم يه سه تاره پربوسه كه دلم بي تونپوسه يه ستاره پراميدواسه هركي كه توروديد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 15 دی1386 و ساعت 5:23 |

 

به ياروميگن بابات به رحمت ايزدي پيوسته ؟ميگه: رحمت ايزدي كيه ؟

ميگن يعني بابات به ديارباقي شتافته ؟ميگه :ديارباقي ديگه كجاست ؟ميگن منظوراينه كه بابات دارفاني رووداع گفته ؟ميگه :دارقالي شنيده بودم دارفاني ديگه چه جورداري است ؟ميگن يعني رخت ازاين دنيابربست؟ميگه منظورتونونمي فهمم ميگن بابت مرد؟

ميگه :من كه بابانداشتم .

 

به ياروميگن چرارفتي توكارختنه ؟

ميگه مي خواستم برم دوبلوربشم دول برشدم .

 

يه سيب زميني شوهرش مي ميره تاچهلم صورتش رااصلاح نمي كنه ميشه كيوي.

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 15 دی1386 و ساعت 4:18 |

ت:

تابلو: وقتي كسي يا چيزي انگشت‌نما شود مي‌گويند.

تريپ زدن: خوش تيپ شدن.

تريپ لاو: در مورد روابط بين دختر و پسري اين كلمه را به كار مي‌برند كه خيلي رمانتيك و... با هم رفتار مي‌كنند.

تريپ: تيپ، فرم، دور، رفت و برگشت.

تهران 51: آدم دولتي، كارمند دولت

ته‌ش دراومد: تمام شد، به انتها رسيد.

تو لب رفتن: كز كردن و منزوي شدن، گوشه نشيني، ناگهان به فكر فرو رفتن.

تيغي زدن: شرط‌ بندي كردن، بر سر موضوعي شرط بستن، بازي بر سر چيزي.  

ج:

جان كوچولو : به آدم بسيار تنومند و درشت‏هيكل مي‏گويند.

جاي دندانهايم روي زمين مانده: در موردي كه كسي خيلي ترسيده باشد عنوان مي‌شود (زمين را از ترس گاز زدم)

جوات مخفي: پژو آردي

جوات: پيكان

جواد: به كساني كه شلوارهاي پيلي‌دار خمره‌اي و... بپوشند و پيكان هاي مدل پايين و يا موتور 125 با آن تيپ وصف شدني سوار شوند و... مي‌گويند. (كنايه از بدتيپي و تازه به دوران رسيدگي است)

جيم فنگ: جيم شدن، از زير كار در رفتن.  

چ:

چايي نخورده، پسرخاله شد:  فورا صميمي شد.

چه جورياست؟: براي گرفتن اطلاعات در مورد چيزي يا كسي به طرف مقابل گفته مي‌شود.

چوخ‏لس: بر وزن مخلص و به معناي ارادتمند.  

ح:

حال پخش كردن: به كسي كه در جمعي به ديگران لطف مي‌كند، مي‌گويند.

حالا دنيا رو چه جوري مي‏بيني؟: وقتي كسي از توالت بيرون مي‏آيد به شوخي به او مي‏گويند.

حالتو اخذ كردم: حالتو گرفتم، نوعي بيان شوخ طبعانه.

حرف بار كردن: متلك گفتن. رو كم كردن.

حرف خوردن: وقتي كسي حرف بدي را مي‏شنود و جوابي ندارد كه بگويد يا جوابي نمي‏گويد مي‏گويند حرف خورد.

حزبل: خيلي حزب‌اللهي

حق و حساب: رشوه.  

خ:

خط خطيت مي‌كنم: يعني حسابي (با كتك كاري و احيانا چاقوكشي) حالتو جا ميارم.

خفن: باحال، خيلي جالب، خيلي خوب، با كيفيت. (از همه نظر عالي)

خلاف سنگين: كسي كه كارهاي بسيار سنگين برخلاف قواعد جاري جامعه انجام مي‌دهد مثل فروش مواد مخدر، تجاوز و...

خلاف: كسي كه كارهاي برخلاف قواعد جاري جامعه انجام دهد مثل دزدي، دعوا و...

خورد به كاشي: وقتي كسي كاري را انجام دهد كه درست در نيايد يا خيط كند اين اصطلاح به كار برده مي‌شود.

خونه يكي: دوست صميمي، دو دوست كه آنقدر صميمي‏اند كه انگار هم‏خانه‏اند.

خيلي باحالي: خيلي خوبي، از همنشيني و يا... با تو لذت برده (مي‌بريم).

خيلي چيكه مي‌كني: خيلي مزه مي‌ريزي و تيكه مي‌آيي، ولي با اين همه اصلا به دل نمي‌چسبي!

خيلي مخيم: مخلصيم، ارادتمنديم.  

د:

دارم حرف مي‏زنم، كاه‏گل كه لقد نمي‏كنم : وقتي كسي بي‏ملاحظه وسط حرف ديگري مي‏پرد، مي‏گويند.

داشته باش: متوجه باش، متوجه طرف با موضوع باش.

دامبولي ديشو: به موسيقي شاد و مبتذل و سطحي مي‏گويند.

درايوري رانندگي مي‌كنه: به سرعت و با مهارت رانندگي مي‌كند.

درخت : آدم بسيار بلند قد.

درخت: خيلي قدبلند، دراز قد.

دو دره: از زير كار در رفتن، كلاه سر گذاشتن.

دوزاريش كجه: وقتي حرفي را به كسي مي‌زنند و طرف موضوع را نفهمد، مي‌گويند.

دومادمون شد: سرمون رو خيلي كلاه گذاشت. 

ديس ديس بازي كردن: صداي ضبط صوت را تا انتها زياد كردن و نوار تند موسيقي تكنو در ماشين گذاشتن و در خيابان گشت زدن.  

ر:

رسيده به خط تعارف: وقتي سيگار به فيلتر برسد مي‌گويند.

رفت رو آنتن: همه در جريان قرار گرفتند، چيزي كه قرار بود به گوش كسي نرسد پخش شد و همه فهميدند.

رفيق دنگ: دوستان بسيار صميمي

ز:

زدي به جدول: وقتي كسي كاري را انجام دهد كه درست در نيايد يا خيط كند اين اصطلاح به كار برده مي‌شود.

زدي به كاشي: وقتي كسي كاري را انجام دهد كه درست در نيايد يا خيط كند اين اصطلاح به كار برده مي‌شود.

زرت و پرت اِلََمَه: زرت و پرت نكن. حرف زيادي نزن. (خفه شو)

زگيل: كسي كه در مورد مسئله‌اي يا چيزي بند كند و به راحتي دست بردار نباشد.

زير ميزي: رشوه.  

ژ:

ژولي پولي: آشفته، كثيف، شندره پندره.  

س:

سردرختي‏ها رو نخوري: به كنايه به آدم بسيار قدبلند مي‏گويند.

سه سوت: خيلي سريع.

سئوالهاي اشكي: سئوالهاي سخت و اشك درآور! (در مورد كنكور، گزينش و...)  

سيرابي: به كسي كه ريش و سبيلش را با هم زده مي‌گويند.

سيم ثانيه: خيلي سريع، در كوتاه ترين زمان.

سيماش قاطي كرده: گيج است، آشفته است، تعادل رواني‏اش را از دست داده است.  

 

شاخ شد واسه ما : گير داد به ما، مزاحم ما شد.

شادعروسي: به موسيقي‏هاي سطحي و صرفاً شاد مثل كارهاي شب‏پره و شماعي‏زاده و شهره و.... مي‏گويند. موسيقي شاد براي رقص‏هاي عروسي

شام صبحانه: نان و پنيري كه به عنوان شام به كسي بدهند و همه در سفره صبحانه با آن آشنا هستند نه در سفره شام!

شخصيت برجسته: كسي كه شكمش گنده است.

شرمنده اخلاق ورزشكاري: شرمنده شدن در مقابل كسي كه مرام بسيار دارد.

شورت بلاتكليف: شورت پاچه بلند و خشتك بلند. شورتي كه از غايت بلندي و گشادي معلوم نيست شورت است يا زير شلواري. همچنين به آن شورت با ايدئولوژي، شورت مامان دوز، شورت آستين بلند،  شورت خشت مالي، شورت دله، جلد شرف، شلوار آستين كوتاه نيز گفته مي‌شود.

شورت يقه اسكي: شورت تنگ و كوچك، شورت پانكي، شورت يقه هفت. (مايو)  

ض:

ضريب زاويه‌اش صفر شده: به كسي كه مرده، خوابيده يا دراز كشيده، مي‌گويند.  

ط:

طرح هاي كلنگي: حرفهاي بي‌حساب و كتاب و نپخته و نسنجيده.

طرف دومادمونه: داره سرمون رو خيلي كلاه مي‏گذاره.

طرف رو گير آورده: كسي را ساده گير آورده است. سر كسي را كلاه مي‏گذارد.  

ع:

عباس آقا: به كسي كه در هر كاري دخالت و خودش را قاطي مي‌كند و مي‌خواهد از همه چيز سر در بياورد، مي‌گويند. اگر در اموري كه به شخص مربوط نمي‌شود خيلي دخالت كند سرعباس و اگر باز هم كنجكاري به خرج دهد عباس مركز مي‌‌گويند!

عرفانش كف كرده:به كسي كه در مقام تقوي و دينداري به جاهاي بلندي رسيده باشد، مي‌گويند.

عمرنات: غلط گويي عمراً، ابدا،ً هرگز، امكان ندارد.  

غ:

غذاي خشم شب: غذايي كه اينقدر مزخرف است كه اگر بخوري معده‌ات به صدا مي‌افتد و انگار در آن خشم شب زده‌اند.

غذاي دريايي: غذاي آبكي مانند آش، سوپ، آبگوشت و...  

ف:

فراجناحي‌يه: كسي كه با همه رفيق است.  

فكش خورد زمين: روش كم شد، حالش گرفته شد.

فكش كش اومد: روش كم شد، حالش گرفته شد.

فكشو آورد پايين: روشو كم كرد، حالشو گرفت.

فيلمي: به كساني كه در دوره ممنوعيت ويدئو در ساك يا كيف‏شان فيلم‏هاي اجاره‏اي به خانه مشتريان مي‏آوردند و اجاره مي‏دادند، گفته مي‌شود.  

ق:

قاط زد: قاطي كرد، به هم ريخت، وضع روحي‏اش به هم ريخت.

قرص نماز رو خورديم: وقتي كسي نماز نمي‏خواند و از او مي‏پرسند نماز خواندي يا نه، مي‏گويد

قرقره نكن: حرف ديگران را تكرار نكن. (از طرف مقابل ايده نگير)

قلاب بگير بياد پايين: به كسي كه خيلي حرفهاي تند، گنده، دروغ و... مي‌زند، مي‌گويند.

قيافه: كسي كه زياد قيافه مي‏گيرد. كسي كه خودش را مي‏گيرد. كاربرد در جمله: طرف قيافه است.

قيافه‌اش كش اومد: روش كم شد، حالش گرفته شد.

قيف اومدن: قيافه گرفتن. ژست گرفتن.

قيفو: قيافه رو ببين.  

ك:

كاغذ خريد ندارد: حرفش بي‌پايه و اساس است، نمي‌شود روي حرفش حساب كرد.

كپ كردن: جا زدن، جا خوردن.

كلفت بار كردن: به كسي ناسزا يا متلك گفتن.

كلنگ مي‌زند: تلاش بسيار مي‌كند.

كلنگ: به كسي كه خيلي شوت باشد، مي‌گويند.

كله پاچه: به كسي كه ريش و سبيلش را بزند و قيافه‌اش خيلي مسخره شود، مي‌گويند

گ:

گاو پيشش پي‌اچ‌دي داره: به كسي مي‌گويند كه خيلي احمق، بي‌سواد و نفهم است.

گرفتي؟: وقتي حرفي را به كسي مي‌زنند براي اين كه ببيند موضوع را فهميده در آخر اين كلمه را به حالت سئوالي به كار مي‌برند.

گلوش گير كرده: وقتي كسي از كسي خوشش بيايد گفته مي‏شود.

 گير دادن: اذيت كردن، مزاحم شدن، سماجت كردن.

گير سه‏پيچ: بد جور سماجت كردن و مزاحم شدن.

 گير نده: اذيت نكن. سماجت نكن.  

ل:

لات سي سانتي: به كسي كه ريزه‏ميزه است ولي خيلي قيافه مي‏گيرد.

لاو انداختن: رفيق شدن.

لايي كشيدن: با ماشين از وسط دو ماشين ديگر با سرعت رد شدن.

لنگه در باغ ملي : آدم خيلي قد بلند.  

م:

ما رو انداخت جلو پاي فيل: ما را قرباني كرد.

مال دوره گروهبان يكي هيتلره: به چيزي يا كسي كه قديمي‌ يا مطابق روز نباشد، مي‌گويند.

مخ پنچر كردن: وقتي كسي براي طرف مقابل اينقدر صحبت كند كه وي را كلافه كند مي‌گويند.

مخ تركوندن: وقتي كسي براي طرف مقابل اينقدر صحبت كند كه وي را كلافه كند مي‌گويند.

مخ يارو رو برد رو چال: وقتي كسي براي طرف مقابل اينقدر صحبت كند و دليل و مدرك بياورد و... كه وي را كلافه يا متقاعد كند مي‌گويند.

مخشو پياده كرد: وقتي كسي براي طرف مقابل اينقدر صحبت كند كه وي را كلافه كند مي‌گويند.

مخلصات: خيلي مخلص هستم. خيلي ارادت دارم.

مخلصاتيم: ارادتمنديم.

مرام بازي: معرفت داشتن.

مرام گذاشتن: وقتي كسي براي كسي در موردي يا چيزي بسيار مايه بگذارد، مي‌گويند.

مستحق حلوا شدن: به كسي مي‌گويند كه سرش به تنش زيادي كند.

مفت بار كردن: حرف مفت زدن.

مگسي شد: حالش گرفته شد.

ملت: مردم زياد، تعدادي كه از چند نفر بيشتر باشد.

ملي شد: همه در جريان امري يا چيزي قرار گرفتند. موضوعي براي همه آشكار شد.

منقارو هم بزار: دهانت را ببند، ساكت باش.

موجي: به آدمي كه اخلاقش ناگهان تغيير مي‏كند، مي‏گويند.

ميخ شد: گير داد، پيله كرد.  

ن:

نذار صداي خوشگلم در بياد: يك تهديد است، نگذار دهانم را باز كنم و هر چه مي‏خواهم بگويم.

نردبون دزدا: آدم خيلي قد بلند.

نردبون: آدم بلند قد.

نسخه تو مي‏پيچم : پدرت را در مي‏آورم. نوعي تهديد شديد.

نشخوار نكن: حرف ديگران را تكرار نكن. همچنين به كسي كه دائماً چيز مي‏خورد و دهانش مي‏جنبد، مي‏گويند.

نمره شهرستان: آدم ساده.

نمره كفشتيم: ارادت خاص داريم، خيلي مخلصيم!

نور پايين: يواشكي كاري را انجام دادن يا حرفي را زدن.

نوشابه دم كنم: يعني خيلي تحويلت بگيرم.  

و:

وارد فلسفه شدن: زيادي حرف زدن.  

ي:

يخما: سرماي بسيار سرد و جانسوز.

يه جورايي: با شگردي مخصوص، به صورتي خاص خود.

يه نمه: يه كمي، بسيار كم، اندك.

يول‏ممد : يول. غربتي. ساده ، هالو.

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 8 دی1386 و ساعت 7:33 |

 

عيدولايت ،مظهرعشق وايمان ،عيدامامت علي مرتضي برعاشقان ولايتش مبارك باد.

 روزاكمال دين برعاشقان ولايت ومنتظران حجت مبارك باد.

 

يك نفس يادخدايك سبدخاطرآسوده وشاديك بغل شبنم آرامش صبح يك هزارآينه ازجنس دعاهمه تقديم شما عيدمبارك

 غديرجلوه سبزولايت علي ست وعلي جلوه سبزآفرينش روزگاراست همه باهم درمسيرعلي حركت كنيم به سوي كمال مطلق.

 

عيدولايت وآغازامات علي مرتضي برشيعيانش به ويژه سادات مبارك باد.

 

نه فقط بنده به ذات ازلي مي نالد

ناشرحكم ولايت به ولي مي نازد

گربتازدبه علي شيعه نداردعجبي

عجب اين جاست خداهم به علي مي نازد

 

وقتي به گل محمدي مانوسيم

درخواب خوش ستمگران كابوسيم

ديروزاگرغديرخردي بوديم

ازيمن ولايت تواقيانوسيم

 

عبادت بي ولاي علي هيچ

نواي عشق بي ناي علي هيچ

اگرعمردوصدنوح ات ببخشند

تمام عمرمنهاي علي هيچ

 

گوش من ،فرمان تو

من ذوالفقارت مي شوم من كه باقي مانده نسل غديرم ياعلي

 

ايمان به جزازعلي پايه ندارد

قرآن كبه جزازوصف علي آيه ندارد

گفتم بروم سايه مهرش بنشينم

ديدم كه علي نوربودسايه ندارد

 

سكوتم ،صداي تو

هوايم ،هواي تو

دل تنگ براي توتنهايم به يادتوزندگيم فداي تو.

 

ازحكيمي پرسيدندچه دوست داري؟گفت :سخاوت .ديوانه گفت :حماقت .غم گفت :ملامت .كوه گفت:صلابت .معشوق گفت :نگاهت .فداي توكه گفتي: وفايت 

 

 

به نام خدايي كه طاوس راآفريدتاتوي كلاغ قيافه نگيري.

روزاكمال دين برعاشقان ولايت ومنتظران حجت مبارك باد.

 

يك نفس يادخدايك سبدخاطرآسوده وشاديك بغل شبنم آرامش صبح يك هزارآينه ازجنس دعاهمه تقديم شما.عيدمبارك

 

غديرجلوه سبزولايت علي است وعلي جلوه سبزآفرينش پروردگاراست .همه باهم درمسيرعلي به سوي كمال مطلق حركت كنيم .

 

عيدولايت وآغازامامت معلي مرتضي برشيفتگانش به ويژه سادات مبارك باد.

 

نه فقط نبي به ذات ازلي مي نازد

ناشرحكم ولايت به ولي مي نازد

گربنازده به علي شيعه نداردعجبي

عجب اين جاست خداهم به علي مي نازد

 

وقتي به گل محمدي مانوسيم

درخوب خوش ستمگران كابوسيم

ديروزاگرغديرخردي بوديم

ازيمن ولايت تواقيانوسيم

 

عبادت بي تولاي علي هيچ

نواي عشق بي ناي علي هيچ

اگرعمردوصدنوحت ببخشند

تمام عمرمنهاي علي هيچ

 

به نام خدايي كه طاوس راآفريدتاتوي كلاغ قيافه نگيري

 

ازحكيمي پرسيدندچي دوست داري ؟گفت :سخاوت .ديوانه گفت :حماقت .غم گفت :ملامت .كوه گفت :صلابت .معشوق گفت :نگاهت .فداي توكه گفتي وفايت .

 

 

همه ی وجود سرم را روی شانه های مهربانت می گذارم و یواشکی که تو نفهمی دماغم را بالباس تو پاک می کنم

 

پرسيد چون دوستم داري بهم نياز داري يا چون بهم نياز داري دوستم داري؟ بهش گفتم چون دوستت دارم بي نياز ترين آدم روي زمينم.

 

 

هالوسوارتاكسي ميشه يك سرهنگه نشسته مي پرسه توسرهنگي ؟طرف مي بينه هالوست ميگه :نه.هالوميگه :پس غلط مي كني لباس سرهنگ هارومي پوشي ؟

 

به يك آدم خشكه مقدسي ميگن اعدادانگليسي راتا10بشمارميگه :وان ،تو،تري ،فور، فايو،نعوذبالله سيكس و...

 

اززندگي سه چيزرابياموز:ازعشق ، رسوايي ،ازدوست ، بي وفايي، ازشب ،تنهايي.

 

 گرعمرابدخواهم ازآن است كه مي خواهم

آن قدرنميرم كه به جاي توبميرم

 

موادلازم براي درست كردن مرد

-

-

-

-

-

مرددرست بشونيست بهتره موادتونوحروم نكنيد.

يه گل خوشگل پشت ويترين گل فروشي ديدم، خواستم برات بخرم، از فروشنده قيمتشو پرسيدم، گفت اون گل نيست، آيينه است!!!

 

صداقت خواستم داشتی, یک رنگی خواستم داشتی, عشق خواستم داشتی, محبت خواستم داشتی, قور قوری جون گل کاشتی, هرچی که خواستم داشتی.

 

سلام عزیزم, میدونی چه بلایی سرم اومده؟ پلیس منو به جرم زشت ترین شهروند ایرانی گرفته, جون هرکی که دوست داری بیا و بهشون نشون بده که دارن اشتباه میکنن

 

100 دفعه گفتم وقتی راه میری جلو پاتو نگاه کن, باز افتادی تو قلب من!

 

امیدوارم قرقره بشی منم نخ بشم دورت بگردم

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 8 دی1386 و ساعت 7:27 |

 

 

یک پیشنهاد:این هفته رارژسم بگیرکه خیلی لاغربشی تاانتخاب نشی این رابه بقیه گله هم بگو

 

یلدایعنی یادمون باشه که زندگی آن قدرکوتاهه که یک دقیقه بیشترباهم بودن رابایدجشن گرفت     یلدامبارک

 

بیاای دل کمی وارونه گریدم

برای هم بیادیوونه گردیم

شب یلداشده نزدیک ای دوست

بیابرای هم هندونه گردیم

 

عمرتون صدشب یلدا

دلتون قدیه دریا

توی این کشب های سرما

یادتون همیشه باما

 

یلداهرچندطولانی باشدپیوندش پیوندش باطلوع خورشیداجتناب ناپذیراست خورشیدعمرتان همیشه تابنده باد

 

گل رویتان به سرخی انارشب شمابه شیرینی هندوانه خنده هایتان مانندپسته وعمرتان به بلندای یلداشب

 

آگهی استخدام :به یک نیروی پاره وقت باامادگی جسمانی بالابرای ایستادن درصف شیرنیازمندیم.

 

اتل متل توتوله

قصه عشق چه جوره

چشم چم دوابرو

شدی عاشق یارو

تاپ تاپه خمیرواسه عشق نمیر

یه توپ دارم قل قلیه

عشق هم یه جوربی دلیه

 

جوجه هاتونوبشماریدآخرپاییزه

 

توخوشگل

تونازی

توعزیز

تومهربانی

اینم هندوونه برای شب یلدا

 

مردم امروزبه جای این که به دنبال خواب راحت باشندبه دنبال رختخواب راحت هستند

 

توکه یک گوشه چشمات غم عالم ببرد

حیف باشدکه توباشی ومرامغم ببرد

 

خدایابه هرکه دوست می داری بیامورکه پیام کوتاه 15تومنه وبه هرکه بیشتردوست داری بیاموزکه ارزش دوست بیشتراز15تومنه

 

یاروتلویزیون می خره روزبعدکنترلش رامی بره پس میده میگه ماحروم خورنیستیم این ماشین حساب توش بود

 

محفل آریاییتان طلایی

دلهایتان دریایی

شادی هایتان یلدایی

مبارک باداین شب های اهورایی

 

من دارم جمعه میرم فکرنکنم دیگه همدیگه روببینیم منوفراموش کن وبه خاطرتمام بدیهایم مراببخش

ازطرف پاییز

 

عیدتان مبارک ایام به کام خوردن قورمه مستدام

 

یک فعل با3منظوردرلهجه مشهدی :

Moborom

من برم؟

من می برم

من می برم(بریدن)

 

خره میره جنگل دادمیزنه من گرگ می خورم من شیرمی خورم من پلنگ می خورم یکدفعه شیرازپشت درختادرمیادالاغه میگه بعضی وقتا.....زیادی هم می خورم.

 

اصفهانی درلحظه جان سپردن بودهمه دورش جمع شده بودندپرسیدپسرم علی هست؟گفتنداینجانشسته رضاهست؟گفته اینه .غلام هست ؟گفتنداینه گفت: همه اینجاهستیدچراچراغ توالت روشنه ؟

1+1+1+1+1+1+1+0+1+1+

این قبرارومی بینی یکی خالیه که من گرفتم تابرات بمیرم

 

 

عیدسعیدقربان لغوشد- ستادروحیه دهی به گوسفندان

 

شعرهالوبرای دوست دخترش

صبح که دروپنجره تون وامیشه   

ظهرکه دروپنجره تون وامیشه   

عصرکه دروپنجره تون وامیشه   

شب که دروپنجره تون وامیشه

خوش به حالتون چقدردروپنجره دارید   

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 1 دی1386 و ساعت 9:14 |
Click for Full Size View

ردیف پایین نشسته ازراست :

احمدگرایلی – کربلایی حسین قلی رنگرز- رئیس اداره ثبت – حاج براتعلی عباس پور- حاج فرج الله دباغیان –اسماعیلی – دکتررغیب

ردیف دوم نشسته :

جاچ براتعلی نقی پوران – محمدابراهیم ناصری – حاج حسن قرائی – حاج اقامیرهاشمی نژاد- براعلی .....- حسین قلی شهابی – کربلایی یوسف فیروزیان -  امان قصاب

ردیف سه ایستاده:

حاج اصغرترابی نژاد- عباسقلی فرزاد- محمداسماعیل رنگرز- حاج محمدناصری- عباس کاملیان – عبدالحسین قرائی – محمودکاملیان – غلامرضامعمارزاده – رضااسماعیلی- علی اکبرصمدی نیا- سیدمرتضی فخرطه – کربلایی علی رنگرز

ردیف بالای ایستاده :

نصرالله صفاریان – حاج رجبعلی ترابی نژاد- اکبرسلخی – محمددباغیان – باباشرکت – علی اکبررحمانی – الله قلی رغیب

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 1 دی1386 و ساعت 8:33 |

 

گفتم :بلیت اتوبوس برون شهری 15درصدگران می شود

گفتم :سهمیه بندی بنزین وگرانی اتوبوس درراستانی رواج گردشگری است

 

گفتم :صحنه گردشگری ایران نمایش آب راکم دارد

گفتم :سدسیوندآب گیری شوددرست می شود

  

گفتم :پول کثیف ترازچرک دست

گفتم :برای همین به دزدامیگن دستابالاکه به چرک های دستشون نگاه کنند

 

گفتم :وام ازدواج به شرط آموزش

گفتم :آموزش برای آمی...

 

گفتم :خوب دیدن فیلم ، مسئله این است

گفتم :فیلم خوب بسازندماخوب می بینیم

 

گفتم :تنهامرکزآموزش صنایع دستی شیروان تعطیل شد

گفتم :تابلوی جدیدمرکز:فیتیله مرکزتعطیله

  

گفتم :کندوکاوی درباره علل وجود20هزارفارغ التحصیل دانشگاهی

گفتم :دلیل اصلی بیکاری 20هزارفارغ التحصییل دانشگاهی

 

گفتم :سفرکارت ملی برای تمام کارمندان صادرمی شود

گفتم :یکی می مردازگرسنگی پیازمی خورداشتهاش بازشه پول وبنزین کوکه سفربروند؟

 

گفتم :استاندار:برای کاندیداهاازبیت المال هزینه نشود

گفتم :قابل توجه کسانی که بیت المال رابامال البیت یکی می دانند

  

گفتم :احداث دوباره پل اندغان آغازشد

گفتم :یک زمانی هم جاده بجنورد- اسفراین وبلعکس را آسفالت کرده بودند.

 

گفتم :قیمت مسکن به تعادل نزدیک می شود

گفتم :خداکندبه عدالت نزدیک شود

 

گفتم :تخم مرغ درخراسان شمالی کیلویی 1500تومان

گفتم :به روزی که دانه ای 1500تومن هم باشدمی رسیم

 

گفتم : تخم مرغ درخراسان شمالی کیلویی 1500تومان

گفتم :ز«نیمرو»بودمردراراستی

 

گفتم :تخم مرغ درخراسان شمالی کیلویی 1500تومان

گفتم :به این میگن اوضاع ...
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 1 دی1386 و ساعت 4:10 |

اگه ازمن بپرسندشجاع ترين ،عاقل ترين ،قشنگ ترين ،مهربانترين فرددنياكيست انگشتم رابه سويت درازمي كنم ومي گويم :مطمئن هستم اين يكي نيست.

 

ازيكي مي پرسنددرددندون بده يادردعاشقي ؟

ميگه :تواتوبوس دستشوييت نگرفته .

 

واكنش افرادبا ديدن ماشين بنزآخرين سيستم :

آمريكايي: واي خداي من

عرب :احسنت

انگليسي :خيلي زيباست

يك ... :برپدرش لعنت باقاچاق فروشي اينوخريده.

 

ازعشق توبه كوچه پس كوچه زدم

عشقوول كن بگوازكدوم كوچه ميتونم به خيابون برسم بدجوري گم شدم.

 

مردان مجردكمترازمردان متاهل عمرمي كنندولي مرداي متاهل بيشترازمرداي مجردآرزوي مرگ مي كنند

 

ازشيرجه جانانه شمابه سوي گوشي ممنونم

 

ماعاشق فهم وادب ومعرفتيم

ماخاك قدوم هرچه زيباصفتيم

 

يارومغازه بادكنك فروشي بازكرده بودورشكست شددنبال علت بودند.فهميدندكه بادكنك هارابه شرط چاقومي داده.

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 1 دی1386 و ساعت 4:3 |



تركمنها عیدقربان با خلق خوش هميشگي منتظر گردشگرانند تا از آنها پذيرايي رايگان و فراموش‌نشدني كنند.

استان گلستان تنها استاني است كه در عيد قربان سه روز تعطيلي دارد. عيد قربان براي اهل تسنن اهميت زيادي دارد و بزرگترين عيد آنان به شمار مي‌رود. استان گلستان از جمله استانهاي ايران است كه در آن اقوام مختلفي چون تركمنها، قزاقها، تركها، كردها و فارسها در كنار يكديگر زندگي مي‌كنند.

در عيد قربان مردم به ديد و بازديد يكديگر مي‌روند. تركمن‌ها در منطقه گنبد و دشت و شهر بندرتركمن ساكنند. آن‌ها با پاپاخ تركمني و اسب‌هاي زيبا و لباس‌هاي رنگارنگ اين روزها سخت مشغول مهياسازي برنامه‌هاي روز عيدشان هستند.

قزاق‌ها در قزاق‌محله شهر گرگان و اقوام كرد در شهر بندرگز و كردكوي نيز در تلاش براي اجراي بهتر مراسم عيد سعيد قربان هستند.

سه طايفه از اهالي استان گلستان پيرو مذهب تسنند. آنها وابستگي‌هاي مذهبي جالب‌توجهي دارند. عيد قربان را برترين و با شكوه‌ترين عيد مسلمين مي‌دانند و آن را نقطه عطفي براي وحدت مسلمانان جهان به حساب مي‌آورند.

زمستان يا بهار و تابستان، فرقي نمي‌كند. هوا هر طور كه باشد، مراسم عيد بايد تمام و كمال با همان شيوه سنتي زيبا اجرا شود. تدارك ويژه اهل تسنن به خصوص در استان گلستان براي مراسم عيد قربان يكي از جاذبه‌هاي قوي فرهنگي در ايران محسوب مي‌شود.

اگر روز عيد قربان وارد تركمن صحرا شويد، به طور حتم بيش از اندازه دلخواهتان غذا و شيريني خواهيد خورد. از چند روز پيش خانه‌تكاني و فرش‌شويي آغاز مي‌شود. زنان سخت‌كوش تركمن به همراه دختران جوان مشغول پخت شيريني‌هاي سنتي مي‌شوند. سيني‌هاي شيريني و نان محلي دست به دست روي دست دخترهاي جوان مي‌چرخد و به سالن‌هاي پذيرايي مي‌رسد.

نان روغني چوزمه و چاپاتي كه به جاي آب خميرش را با شير تهيه مي‌كنند و در روغن تفت مي‌دهند و در نهايت به عطر دارچين آغشته مي‌كنند اين روزها به وفور پيدا مي‌شود. بشمه نيز شبيه پيراشكي است. اين شيريني را در روغن تفت داده و در خاك قند غلت مي‌دهند. معمولا شيريني‌هاي تركمن با روغن محلي تهيه مي‌شود.
حداقل روزهاي عيد در اين خطه سرسبز به 3 روز مي‌رسد. آنها بازار و كاسبي را تعطيل كرده و در كار خانه‌تكاني و تدارك مراسم ويژه عيد قربان يكديگر را ياري مي‌دهند. تنها كارگران شيلات و ماهي‌گيرها به دريا مي‌زنند تا بلكه براي اين روزها خوراك بهتري به خانه ببرند.

در ايام عيد قربان، هيچ حسي از فقر و نداري در تركمن صحرا وجود ندارد، همه آن چه دارند در طبق اخلاص گذاشته و انتظار دارند، گردشگران از شيريني‌ها و غذايشان بخورند. با سخاوت و خوش‌رويي تمام از حضور غريبه‌ها استقبال و حبيب‌هايش را پر از تنقلات مي‌كنند. آنها فارس‌زبانها را "آشنا" خطاب مي‌كنند.

از 3 روز پيش خانه‌تكاني‌ها به اتمام رسيده، فرش‌هاي خوش‌بافت با رنگ‌هاي روشن شسته شده. لباس و كفش نو خريداري شده و در گنجه جاي گرفته براي پوشاندن مردم در روز عيد به شادماني و خوشي.

روز عيد قربان بهترين پذيرايي در استان گلستان انجام مي‌شود. اگر به بندر تركمن يا آق‌قلا برويد با غذاي ويژه اين روز چكدرمه از شما پذيرايي مي‌شود.

غذايي با گوشت و برنج و مزه‌اي غريب و لذيذ. به طور حتم طعم چكدرمه تنها از زير دست هنرمند زنان تركمن بيرون مي‌آيد. اگر فردا در حوالي تركمن صحرا باشيد، طعم آن را خواهيد چشيد.

بنا به اعتقاد تركمن‌ها، به رغم اينكه سه روزي براي ذبح قرباني فرصت وجود دارد، بهترين روز براي ذبح قرباني، روز عيد است. تركمن‌ها براي قرباني كردن، از بين گوسفند، بز، گاو و شتر، بهترين و سالمترين حيوان را انتخاب كرده و معتقدند گوسفند بايد يك ساله و نر و ترجيحا با پوست سفيد باشد.

اقوام تركمن، ذبح قرباني را براي خانواده‌هايي كه داراي استطاعت مالي فراواني هستند، واجب شمرده و بر اين اساس گاهي در بعضي از خانواده‌ها قرباني را بر زن و مرد خانواده به‌طور جداگانه واجب مي‌دانند.

گوشت قرباني به سه قسمت تقسيم مي‌شود كه قسمتي از آن صرف امور خيريه، قسمتي براي پذيرايي از ميهمانان و جماعت مسجد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. قسمت باقي‌مانده نيز براي صاحب‌خانه است. خانواده‌هاي تركمن، غالبا پوست قرباني يا وجه ارزشي آن را به مساجد محل سكونت خود اهدا مي‌كنند.

در روز قبل از عيد قربان نيز كه در ميان تركمن‌ها به روز توتون معروف است، خانواده‌ها با تهيه نانهاي روغني سنتي از جمله چوزمه و چاپاتي يا غيره، پيشاپيش به استقبال عيد قربان مي‌روند. از ديگر مراسم ويژه اين عيد، مراسم قربان‌شور است كه در شب عيد قربان انجام گرفته و افراد، همانگونه كه هاجر، حضرت اسماعيل (ع) را به دستور حضرت ابراهيم (ع) استحمام داد، غسل مي‌كنند.

پيش از غذا و مراسم ديد و بازديد آداب برگزاري مناسك عيد برگزار مي‌شود. آنها با لباسهاي نو و آراسته به سوي عيدگاه رهسپار شده و نمازعيد را با شكوه هر چه تمام تر برپا مي‌كنند. بعد از اقامه نماز عيد قربان، خانواده‌ها قرباني خود را همراه با قرائت دعاها و اذكار مخصوص، ذبح مي‌كنند.
خانه‌هاي تركمن‌ها ديوار ندارد. در نهايت اگر بخواهند حصاري بسازند با پرچين چوبي حصاري اطراف ساختمان منزلشان تعبيه مي‌كنند. در اين روز از ورود هر غريبه خرسند مي‌شوند و براي صدا زدن و دعوت كردن غريبه‌هاي فارس‌زبان لفظ «آشنا» را به كار مي‌برند. سفره‌اي دراز در امتداد طول اتاق پهن شده است. ظروف آجيل و شيريني روي آن چيده شده و مهمان به خوردن و خوش بودن و خنديدن دعوت مي‌شود.

غذا در حال طبخ است. هر چه در اين سه روز قرباني مي‌كنند، گوشتش را براي كباب كنار اجاق مي‌برند. چكدرمه غذاي غالب اين روزهاست. گوشت را سرخ كرده و روي آتش اجاق كباب كرده، سپس مي‌پزند و لاي برنج مي‌گذارند و روغن محلي زيادي روي آن مي‌ريزند. غذايي چرب و لذيذ كه تجربه چشيدن آن را هرگز فراموش نخواهيد كرد.

فريدون فعالي مسئول روابط عمومي سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري استان گلستان در اين‌باره مي‌گويد:« برگزاري اين آيين خودجوش و مردمي است بنابراين ما برنامه خاصي در اين روزها نداريم. اما در جشنواره اقوام كه مهرماه امسال برگزار شد آيينها و سنن قومهاي مختلف در معرض ديد بازديدكنندگان قرار گرفت.»

او اميدوار است اجراي سالانه اين جشنواره باعث آشنايي بيشتر ديگر ايرانيها با آيينهاي اقوام گوناگون ايراني شود.

فعالي در پايان گفت:«به طور مشخص در ايام عيد قربان بازديدكنندگاني از ديگر نقاط كشور به تركمن صحرا نمي‌آيند و اغلب بازديدكنندگان، كساني هستند كه در اين منطقه اقوامي دارند.»

برگرفته ازسایت www.turkmenstudents.com

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 1 دی1386 و ساعت 4:1 |


Powered By
BLOGFA.COM