تبليغاتX
بجنورد1400
 

 یک قطره اشک

برنامه صبحگاه در حال برگزاری بود و دانش آموزان در صف ایستاده ، که ناگهان همهمه دانش آموزان مرا متوجه صف کلاس سومی ها کرد. با سرعت خودم را به انبوهی از دانش آموزان رساندم که گرداگرد هانیه ، دانش آموزان نقش بر زمین شده، ایستاده بودند تا کسی کمکی کرده و او را روی پا آورد . با زحت فراوان و همکاری چند دانش آموز ، هانیه را به دفتر منتقل کردیم . دقایقی تلاش برای بهوش آوردن با پاشیدن آب به صورتش به نتیجه نشست و لحظاتی استراحت تا حالش عادی شود .او سابقه بیماری خاصی ندارد و کنکاش برای علت یابی مشکل او، مرا به پرسش در مورد ناهاری که خورده وامیدارد و ناهار دیزی و آبگوشت ، نباید مشکلی میداشت اگر ما معنای درست دیزی آبگوشت را می فهمیدیم .آری ،ناهار امروزشان مخلوط آب ، روغن ، رب و زردچوبه که در خانه محقر آنها یک غذای رسمی است . این را بعد خواهر زاده هانیه که در کلاس اول بود گفت و تازه متوجه شدم مشکل کجاست ! و چه سخت و درد آور است شنیدن و دیدن این واقعیات تلخ در جامعه ما.و امروز نام خانواده هانیه درلیست خدمات پنهان مدرسه ما قرار می گیرد . تا شاید ...

ازوبلاتگ شطحیات
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 9:26 |
آخرین کلمات

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟

آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟

آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 9:23 |

جلسه دوم وسوم کلاس های خانم فریبا باقری

*عادت کنیم به چیزی عادت نکنیم.

استرس مثبت :زمان خواستگاری به دامادوعروس دست می دهد.شاگردسرصف موقعی که می خواهدجایزه شاگردممتازی اش رابگیرد.

استرس منفی :ردشدن درکنکور

ریزاسترس ها:10دقیقه دیررسیدن به محل کار

 

*خانواده های موفق بردوباخت ندارندبردبرددارند.

مرد:حرف من راگوش کن .

زن :همین که میگم بایدبخری .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 9:20 |

نمایش الله مزار، آغازفصلی نودرفرهنگ خراسان شمالی

فرصتی شدتادرجشنواره تئاتراستان که درشیروان برگزارمی شدشرکت کنم .

اگرچه کردنیستم وکردی نمی دانم ولی نمایش «الله مزار»به نویسندگی وکارگردانی«برات زاده»به دلم نشست .

بسیاری ازکارهای جشنواره زیباوچشمگیربودندولی کارهایی بودندشبیه کارهایی که دردهه 60انجام می شدوبرخی متاسفانه خوب کپی برداری شده وکلیشه ای بودند.البته نبایدمنکربازی های خوب بسیاری ازهنرمندان به خصوص بازیگران نمایش های بجنوردبودکه خوش درخشیدندوبه حق جوایزی کسب کردنداگرچه آرش ضرغامی نتوانست تمامی توانایی خودرابه نمایش بگذاردکه کمبودزمان تمرین می تواندیکی ازعلل باشد.

امروز، تئاتردرجهان دروادی دیگری گام می زند.جهانی شدن درتئاترایده ای است که هنرمندان به دنبال آن هستند.اززمانی که شعار«منطقه ای فکرکنیم وجهانی عمل کنیم »مطرح شدنرفتن به دنبال این شعار، نوعی عقب ماندگی است .

نمایش زیبای «الله مزار»که برات زاده کارکرده بودداستان دختری است که عاشق جوانی می شودکه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 7:55 |

 خودکشی سیری چند؟
 
"ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
 البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحب اش بده.

روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.

تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می کنند نمیتوانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
 روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟

 این ساختمان فقط نصب پریز و برق و نظافت اش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.

آنها با دهان باز نگاه می کردند می گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد. چه آدم خوبی بود...!

وبلاگ راز سر به مهر

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 5:51 |

پیامک ، پیام کوتاه ، sms

*قطعه گم شده ای ازپرپروازکم است

یازده بارشمردیم ویکی بازکم است

این همه آب که جاری است به اقیانوس ها

عرق شرم زمین است که سربازکم است

 

* ازشوت زاده پرسیدندروزعاشوراچه روزی است ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 5:48 |

بنای آرامگاه امام زاده اشرف

ازآن جایی که هدف ازراه اندازی این وبلاگ معرفی آثارتاریخی وباستانی استان بودومدتی ازاین مهم دورافتاده بودم ازاین هفته به معرفی برخی بناهامی پردازم

درمحل تلاقي روداترك وشيرين دره وبرفرازتپه اي واقع دربين روستاي «حصه گاه »و«قلندرتپه »بنا چهارگوشي به ارتفاع 9مترجلب نظرمي كند،اين بناي سه طبقه كه بي شباهت به يك برج نظامي نيست وبرتمامي دشت پيرامون خوداشراف داردبه نام «امام اشرف» مشهوراست .

مصلح بناازآجر،خشت خام ،سنگ وچوب تشكيل يافته ،طول بنا20/12وعرض آن 75/7مترمي باشدازطريق پلكاني درضلع جنوبي به دركوتاه بقعه (140×94سانتيمتر)كه دردل خاك كنده شده مي رسيم .ايوان بااندودگچ به طول 50/8وعرض20/3متربادوستون چوبي درمقابل بقعه ساخته شده است .بقعه عبارت ازفضايي شبيه به دودايره كه تشكليل بيضي ناقصي راداده اندوارتفاع آن 2متراست وسرتاسرسطوح جانبي وسقف آن راتخته سنگهاي بزرگي فراگرفته است .كف بقعه بافرش وديوارهاي آن باپرده هاي سبزرنگ پوشانده شده است .صندوق چوبي


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 5:14 |

 

پشت نوشته کامیون هاو...

مدت هاقبل صدهاپشت نوشته کامیون ها،اتوبوس هاو... رادروبلاگ گذاشته بودم که چندتایی دیگه تقدیم به خوانندگان آن ها...

 دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی !
دل ندادم که به من ساندویچ و دلمه دهی !

 آبمیوه صداتم ،
چرخ کرده نگاتم ،
قربون اون چشاتم ،
کشته خندهاتم ،
من مرده حیاتم ،
تا عمر دارم فداتم ،
بعد از مرگم خاک پاتم

تا هستی خاطرخاتم

 

یا ضامن اهو
امان ازاین هیاهو

 

دلبری دارم چو مار عینکی
خوشکل و زیبا ولیکن پولکی

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 9:56 |

ماهنامه کاپ

درمراسم خسته کننده ای که درسالن گلشن بجنوردبرگزارشده بوددرکنارآقای قدیمی مدیرانتشارات سالوک نشسته بودم که نشریه «ماهنامه کاپ»راکه ازسوی آموزش وپرورش بجنوردمنتشرشده بودرانشان دادونقدی که نوشته بودند.این نقدرادروبلاگ می گذارم شایددیگرمرتکب چنین اشتباهی نشوند.ماهنامه کاپ راسرسری ونقدآقای قدیمی راخواندم. خواستم نقدی بنویسم براین ماهنامه که دیدم هم خواندن کامل آن وهم زمان گذاشتن برای نقدنوشتن صرف وقت است .مشتی ازاین خروارخروارافاضات رادرخاتمه نقدآقای قدیمی می نویسم .

همکارگرامی جناب آقای شجاعی

سلام علیکم

هرعملی وحرکتی که درجهت فرهنگ سازی وتعالی انسان باشدقابل تقدیراست ودراین بین قطعاهرف شماازنشرماهنامه ی کاپ جزاین نبوده است.

اولین شماره ی مجله راکه دیدم برخودواجب دانستم تانقدی علمی وآگاهانه ازدومنظرزیباشناختی وفنی نوشته وارسال دارم.

متذکرمی گردداینجانب دانش آموخته گرافیک ومدرس آن ومدیرموسسه انتشاراتی سالوک وسرگروه کارودانش استان دررشته ی گرافیک کامپیوتری می باشم.

1-               ادعای صاحب امتیازی یک مجله بارحقوقی سنگینی داردوبه عنوان مشاورفرهنگی ، پیشنهادمی کنم تادریافت مجوزازبه کاربردن آن خودداری فرمائید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 5:27 |

برترين هاي دنيا را ميشناسيد ؟

مرتفع ترين پايتخت جهان

مرتفع ترين پايتخت جهان، شهر لاپاز، در بوليوي است.
اين شهر 12 هزار پا از سطح دريا ارتفاع دارد.


بلندترين صداي جهان

بلندترين صداي جهان، صداي گردش زمين به دور خودش مي باشد
و آنقدر شديد است که اگر ما بشنويم فورآ خواهيم مرد.


زيباترين و بلندترين ساختمانها

ساختمان هاي شهر نيويورک در کشور آمريکا،
زيباترين و بلندترين


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 5:26 |

می گوینددرشهری که انسان استادی کرده است شاگردی نمی تواندبکندولی فرصتی شدتادرکلاس های خانم فریباباقری دانشجوی دیروزم واستادامروزم شرکت کنم .کلاس هاکه ازسوی مدیریت محترم دبستان غیرانتفاعی دنیای تربیت خانم روحانی برگزارشددررابطه با«مهارت های زندگی»بود.نکاتی زیبایی که دراین تدریس بودولذت بردم ازتدریس ومطالبارزنده ایشان عبارت بودنداز:

 

آماری که اززنان سوئدی گرفته بودندکسانی که خودبه کلاس های ایروبیک رفته بودندموفق ترازکسانی بودندکه آن هارابه سوی این کلاس هاهدایت کرده بودندیاتحت تاثیرتبلیغات رفته بودند. بنابراین کسانی که مایل باشندموفق ترندتاکسانی که به سوی هدفی راهنمایی شوند.

 

برخوردبدزن باشوهر:سه شنبه چی شده بودکه عصبانی بودی وپاچه می گرفتی ؟

برخوردخوب :سه شنبه من چکارکرده بودم که توبرخوردت تندترازهمیشه بود؟

باتری روانی راباصداقت واعتمادصبح به صبح شارژکنیم .

مهارت هایی که بایدیادگرفت :جوک گویی .تبسم .چهره به چهره حرف زدن (زن هایی هستندکه درحال ظرف شستن باافرادخانواده صحبت می کنندآقای خونه ویابچه هاهم درحالی که به تلویزیون نگاه می کنندیاروزنامه می خوانندباگفتن «هوم»پاسخ می دهند.

ریزکردن حرف هابرای شناخت هم .بسیاری اززن وشوهرهاهنوزهمدیگرراخوب نشناخته انداگر20سئوال مختلف که ازچه رنگی راهمسرتان دوست دارد؟ازکدام نویسنده بیشترخوشش می آید؟و... بپرسیددرپاسخ دادن می مانند.

 

زشت است که مادربزرگ مااگر10نوع


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 5:22 |

ناتوانی مدیران ارشدخراسان شمالی درپاسخ به 4سئوال اساسی تعجب استادرابرانگیخت

کارگاه آموزشي قانون مديريت خدمات كشوري براي مديران ارشد خراسان شمالي در حالي در استانداري رسميت يافت كه هيچ يك از مديران حاضر در جلسه نتوانستند به سئوال هاي مطرح شده از سوي مدرس مبني بر اين كه نظام اقتصادي در جمهوري اسلامي بايد چگونه باشد، تشكيلات كلان نظام بايد چگونه باشد و اين تشكيلات كلان و نظام اقتصادي را چه سيستمي بايد مديريت كند، پاسخ دهند.

«يوسف رونق» با تاسف از اين كه مديران نتواستند سئوالات را پاسخ دهند گفت: شما به عنوان مديرارشد بايد پاسخ اين سئوالات را بدانيد، شايد هم ميدانيد و از گفتن آن خجالت مي كشيد!

 اين در حالي است كه استانداري خراسان شمالي براي ارتقاي دانش مديريتي مديران ارشد و مياني استان طي يك سال اخير با استفاده از اساتيد فن چندين كارگاه آموزشي را ترتيب داده است.

وي تحول دولت نهم در برخورد با مسائل سياسي و اقتصادي را تحسين برانگيز خواند و در جلسه اي 2 روزه سئوالاتي را كه خود مطرح كرده بود پاسخ داد. پرداختن به مسائلي همچون قانون مديريت خدمات كشوري و اجراي سياست هاي كلي اصل 44 كه كتابچه هاي آن به سفارش معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهوري تدوين شده است 2 محور اصلي اين سمينار بود.

وي با طرح اين سئوال كه براي برنامه پنجم توسعه در استان چه كرده ايد؟ پس از مواجه شدن با سكوت مديران افزود: استان نوپايي چون خراسان شمالي بايد با تمام توان در رسيدن به برنامه پنجم حركت كند و چنان چه تاكنون اقدامي نكرده باشيد، نخواهيد توانست كاري كنيد.

وي تاكيد كرد: تمامي مديران اين استان بايد براي تحقق برنامه پنجم بسيج شوند.

استاندار خراسان شمالي هم كه به منظور خيرمقدم گويي به اساتيد در جلسه حضور يافت گفت: سياست دولت در افزايش حقوق بازنشستگان قابل تقدير است.

مهندس «محمدحسين جهانبخش» افزود: كارگزاران نظام در خراسان شمالي توانستند گام هاي خوبي را براي توسعه استان بردارند.

وي بيان كرد: رتبه هايي را كه مديران استاني در كشور آورده اند گواه اين مدعاست.

 به گزارش خبرنگار ما اين كارگاه آموزشی  صبح چهارشنبه آغاز شد و ظهر پنجشنبه پایان یافت.

 

برگرفته از   اسعدی نیوز

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 2 آذر1387 و ساعت 9:52 |

روستاي آبچور در ٨ پرده

4 سالی که درویژه نامه خراسان شمالی مشغول فعالیت بودم چندگزارش ومصاحبه ،بازتاب خوبی داشتندکه دراین هفته دوتاازاین گزارش هارادوباره دروبلاگ قرارمی دهم شایدنیکوکاری ،انسان توانمندی آستینی بالابزندوکاری بکند.

چاپ شده درصفحه N06 شهرستانها (خراسان شمالي) ، شماره سريال 17084 ، تاريخ انتشار 870627

 

پرده اول : اوايل دي ماه. خانه به خانه، گوش به گوش خبر به همه مردم روستا رسيد و براي كساني كه شايد خبر به آن ها نرسيده باشد چاره اي انديشيده شدو خبراز بلندگوي مسجد در روستا پيچيد:اهالي روستاي آبچور توجه فرماييد، اهالي محترم روستاي آبچور توجه فرماييد فردا فرماندار محترم شهرستان بجنورد و هيئت همراه در مسجد آبادي حضور خواهند داشت

تا از نزديك با مشكلات شما آشنا شوند براي بيان مشكلات خود فردا در مسجد حضور پيدا كنيد.از اولين لحظات صبح فردا، مردان غيور روستا به برف روبي معابر مشغول شدند. مردم لباس هاي نو را از صندوق ها بيرون كشيدند ومكان سخنراني آب و جاروشد تابه مهمانان بد نگذردو خاطره اي در ذهن خود به يادگار بگذارند.

پرده دوم: فرماندار و هيئت همراه با طي كردن مسير سخت ١٠كيلومتري باسلام ،

صلوات، پراكنده شدن عطر اسپندو قرباني كردن وارد روستاي آبچور مي شوند.راه رفتن سخت پيرمردها و پيرزن ها در راه رسيدن به مكان سخنراني، دل فرماندار وديگر مهمانان را به درد مي آورد.عبور تراكتوري كه به چرخ هايش زنجيربسته تابتواند از روستاخارج شودبراي همه مهمانان قابل تعجب وتوجه است.

پرده سوم : مردم واعضاي شوراي اسلامي از كمبودها مي گويند:

- آقاي فرماندار، سهميه نان كم است.

- آقاي فرماندار، جاده روستابسيارخطرناك وصعب العبورمي باشد.

- جناب فرماندار،خانه بهداشت

- آقاي فرماندار...

فرمانداربه سخن مي ايستد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 2 آذر1387 و ساعت 5:38 |

همراه بانابينايان چهاربرج

چاپ شده درويژه نامه خراسان شمالي 23.6.87

سيدي زاده - گزارشي باتيتر«كساني كه چهاربرج رانمي بينند»   درويژه نامه خراسان شمال چاپ شدكه تقديرعضوشوراوبرخي ازاهالي رسالت ديگري رابردوشم گذاشت كه درگزارشي ديگربه مشكلات نابينايان اين روستاكه بيش از50نفرهستندبپردازم.

مي توانيدقبل ازخواندن گزارش ،لحظاتي درحدود10ثانيه چشم هايتان راببنديدچه حالي به شمادست مي دهد؟درفر صتي ديگر5دقيقه اين كارراانجام دهيدچه عذابي مي كشيد ازاين كه چزتاريكي ،چيزي رانمي توانيدببينيد؟

اگرچه چهاربرج باهمه وسعتي كه داردبه شهري شبيه است تاروستا، ولي همه همديگررامي شناسندوادرس هركس راازكسي بخواهي آن قدرصميمي ومهربان هستند كه توراتاخانه اوراهنمايي مي كنند.

زني مرابراي رسيدن به خانه ملك حسين آقايي همراهي مي كند.همسرش دررابازمي كندوم خواهدكه ازنزديك وضع زندگيش راببنيم وبه درددل هايش گوش كنم ازحخياطي كه پرازنخاله هاي ساختماني است مي گذرم واردهال مي شوم يك اتاق وآشپزخانه درقسمت شمال هال قراردارد.ديوارهاهنوزگچ نشده اندازلابلاي آجرهافضاي بيرون رامي توان ديد.

كف 3در5هال را ده هاتكه پارچه ها،موكت ها،نمد،حصيرو...به شكل 40تكه  هنوزنتوانستندكف رابپوشانند.

مادري كه همسرو2فرزندش نابيناهستندواوبه 40سال نمي رسدبانبض درگلوصحبت ميك ند:نمي دانم خداتاكي به من صبرمي دهدمشكلا ت راتحمل كنم شوهرم 45سال سن داردنابيناست وازبس دردهاي مختلف راباترياك تسكين داده است كه دركناررنج نابينايي اعتيادهم اوراازكارانداخته است .معصومه ميرزاخاني مي افزايد:دختر15ساله ام سانازوپسرم هادي 4ساله نابيناهستندوفقط مهدي پسر10ساله ام سالم است .وي آهي مي كشدواشكش راباگوشه چادرش پاك مي كندودرحالي كه بغض امانش نمي دهداظهارمي دارد:سانازدختر15ساله ام مدتي است غده اي درسرش پيداشده كه مدام سردردوچشم درددارد.شب وروزآرام وقرارندارد6ميليون بابدبختي وفروش خيلي چيزهاقرض كرديم وخانه اي ساختيم باپول كارگري شوهرم وخودم يك ميليون بيشترنتوانستيم پرداخت كنيم والان مدتي است كه توان پرداخت ماهي 66هزار تومان قسط رانداريم چگونه مي توانيم خرج جراحي دخترمان رابپردازيم .من مادرم ،دل دارم فكرنمي كردم جواني ام رابابزرگ كردن 2فرزندنابيناودركنارهمسري كه رنج زندگي اوراازپادراورده است اين گونه به سختي بگذرانم .

ميرزاجاني مدام اشك هايش راپاك مي كندوادامه مي دهد: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 2 آذر1387 و ساعت 5:35 |

قانون جاذبه

یه روزی یه جایی از این کره خاکی

 

سیبی از درختی پایین افتاد و قانون جاذبه زمین

 

کشف شدو همه ما هرگز تعجب نکردیم که چرا

 

باران از اسمون میاد روی زمین مینشینه !

 

اما این طورام نیست همیشه بارون پایینی نمیباره!

 

من دیدم که از زمین به دل اسمون چه بارانها که نباریده!

 

دیدم وقتی دلی میشکند قطره های اشک دعا چگونه رهسپار

 

بلندترین و دورترین اسمانهای خدا میشوند

 

پس قانون جاذبه خدا را فراموش نکنیم

 

از پست ترین جای جای این کره خاکی چه اعمال

 

قشنگی که به اسمان نرفته !

 

بشکنیم و بباریم .........تا برویم اون بالا بالا ها

 

دستان منتظرم را بگیر ای عارف به شبنم نشسته !

 

که تشنه رهایی ام !   

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 2 آذر1387 و ساعت 5:32 |


Powered By
BLOGFA.COM