*کبوترپرزد
صدای شلیک
کبوترپرپرزد
مهدی گل محمدی
*من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پردوست
بردرش برگی گلی می کوبم
روی آن باقلم سبزبهار
می نویسم
خانه دوستی مااینجاست
تادگربارسهراب نپرسد
خانه دوست کجاست؟
*مثل کدامیک می اندیشید؟
اگربازشکاری رادرقفسی بدون سقف به ابعادنیم متردریک ونیم مترقراردهیدعلی رغم قابلیت پروازش ، ا وراکاملازندانی کرده ایدزیرابازشکاری همواره پروازراازروی زمین وپس ازدویدن مسافتی به طول 3تا3ونیم مترآغازمی کند.اگرچنین فضایی برای بازشکاری موجودنباشداوکمترین تلاشی برای پروازنمی کندودرتمام عمر،دریک قفس کوچک بدون سقف زندانی خواهدبود.
خفاش قادرنیست ازسطح صاف به پروازدرآیداگراورادرزمینی مسطح قرارهندتنهاکاری که می تواندانجام دهداین است که بدون کنترل روی حرکاتش ، جست وخیزکندتاآن که بالاخره به مکان بلندی دست یابدتاخودرادرهوارهاکند.سپس دریک لحظه به پروازدرمی آِید.
اگرزنبورعسل داخل لیوانی بدون درپوش بیفتدآن قدرآن جامی ماندتابمیردمگراین که آن رابیرون بیاورید.هیچ گاه راه فرارازبلارانمی بیندوهمچنان درجستجوی یافتن راهی ازکناره لیوان اصرارمی ورزد.راه راازجایی می جویدکه وجودنداردتااین که ازبین برود.
اکثرمواقع افرادزیادی هستندکه مانندبازشکاری ، خفاش وزنبورمی اندیشندآن هاباتمام مسایل وموانع درحال کشمش اندبدون این که بفهمندراه حل آن مساله درست بالای سرشان قراردارد.
مترجم :مژگان قدیمی
*هیزم شکن وقتی خسته می شودکه تبرش کندباشدنه این که هیزم هازیادباشند. تبرماانسان هاباورهایمان است نه آرزوهایمان.
*به پایان فکرنکن ِ، اندیشیدن به پایان هرچیز، شیرینی حضورش راتلخ می کندبگذارپایان توراغافلگیرکنددرست مانندآغاز.
*من اگربدی کنم تورابندگان خوب بسیاراست ولی اگرتویاری ام نکنی ، خدایی دیگرکجاست ؟
*اغلب فکرمی کنیم چون خیلی گرفتاریم به خدانمی رسیم اماواقعیت این است که چون به خدانمی رسیم خیلی گرفتاریم.
*والدین «بعد»فرزندان خودرامی خواهندنه «بد»آنهارا.
*آدرس موفقیت:بزرگراه توکل ، بولوارآرامش، خیابان اراده، میدان عمل ف فرعی امیدف مجتمع نشاط ، پلاک 20منزل خوشبختی.
*آغازهمیشه یکسان است
پایان همیشه معنامی کند
راه را
بیراه را
قدسی قاضی نور
*لنگه های چوبی درحیاط مان
گرچه کهنه اندوجیرجیرمی کنند
محکم ند
خوش به حالشان که لنگه همند
جلیل صفربیگی
*عینک نمی زدکه نگن عینکی
یه روزچاله جلوی چشمش روندیدو
زمین خورد.
ازاون روزبه بعد
چلاق صداش می کردند.
*وقتی «نشست»چیزی نصیبش نشدجز«شکست».
*باحرف «کسی رانزن»حرف «حساب رابزن»
*ساقه شکستن ،قانون طوفان است ، تونسیم باش ونوازش کن.
*تکرارهمه چیزدردنیاخسته کننده است اماتومثل نفسی ...تکرارت تضمین زندگی منه
*امواج زندگی راباآغوش بازپذیراباش
حتی اگرگاهی تورابه قعردریاببرد
آن ماهی که همیشه برسطح آب می بینی
مرده است
*فرداروزیست که تنبل هاشروع می کنندافرادموفق ازامروزوازهمین الان شروع می کنند
*به اندازه همه کتاب هایی که نخوندیم بی سوادیم.
*بازامشب حق صدایم کرده است
واردمهمان سرایم کرده است
باهمه نقصی که درمن بوده است
بازهم اودعوتم بنموده است
*زنده راتازنده است بایدبه فریادش رسید
ورنه برسنگ مزارش آب پاشیدن چه سود
*نمی شودکه توباشی وشعرهم باشد
نمی شودکه توباشی ، ترانه هم باشد
نمی شودکه توباشی ،گلدان یاس هم باشد
نمی شودکه توباشی ؛بلورهم باشد
نمی شودکه توباشی ، من عاشق تونباشم
درست همین طورکه هستی
ومن هزاربار، خوب ترازاین باشم
وبازهزاربارعاشق ترنباشم
نمی شود، می دانم
نمی شودکه بهارازتوسبزترباشد.
نادرابراهیمی
*کارآفرین کسی که کاررامی آفریندودیگرکسی که کاررادرحدآفرین به پایان می رساند.
*به فکر«کار»برای بیکاران باشیم قبل ازاین که «کارازکار»بگذرد.
* «فرصت»مثل یخ با«این دست اون دست کردن»ازبین می رود.
*«دردمان»زندگی است وشایدمرگ«درمانمان».
*دررانندگی «عجله»نکن «اجل»عجله ندارد0
*گاهی آن چه در«سر»است مایه ی «دردسر»است.
*به اندازه «وسعت »نیکی کن تابه «وسعت»دل ها، حاکم شوی.
*با«سرزدن»به دیگران ،هرگلی زدی به «سرخودت»زدی.
*صبح تاشب خودمان را«می کشیم»برای «زندگی».
*گاهی «همه چیز»رازیرپامی گذاریم برای«همه چیز».
*دردستورزبان عشق
فعل رفتن
فقط برای شماصرف می شود
نوش جانتان
امیدشکیبا
*چراقبل از«باختن»خودرا«می بازیم».
*خوابیم اگرچه مردمیدان هستیم
خیرسرمان رستم دستان هستیم
وقتی به داداش «کایکو»نیازی باشیم
گوییم که نه ،ماایکیوسان هستیم
*هرازگاهی به «عقب برگرد»، «عقب گرد»هرگز.
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت
6:23 |