جوک ولطیفه
*يارو رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه ميكردن!
قاضي بهش ميگه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد! يهو يكي از افراد بسيار عزيز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد ميزنه: اي كثافت بي شرف!
دوباره قاضي ميگه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چكش هم هستيد!
دوباره اون فرد محترم ميگه: اي کثافت ،احمق
قاضيه اين دفعه ديگه عصباني ميشه و ميگه: آقاي فرد محترم جامعه، ميدونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي ركيك بزنين ناچار ميشم كه از دادگاه اخراجتون كنم!
فرد محترم ميگه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله كه همسايهي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم گفته كه ما چكش نداريم!
* دختره به دوستش زنگ ميزنه ميگه , يه پسره دنبام راه افتاده , چيكار كنم؟ دوستش ميگه
خوب تندتر راه برو!! دختره ميگه من دارم تند ميرم ولي اون خاكتوسر خيلي يواش راه ميره!
.
* 2تا پيرزن تصميم مي گيرن شوهر کنن ! يه آگهي مي دن تو روزنامه:
با يکي ازدواج کن... 2 تا جايزه بگير!
* يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش
اما يک مرد دانا به يه زن ميگه:
نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشگل ميشي !!!
* زن به مرد :
عزيزم تو از چيه من بيشتر خوشت ميآد ؟
از اخلاق خوبم يا از بدن خوش فرمم !؟
مرد : از هيچکدوم عزيزم ! من از اعتماد به نفست خوشم مياد !!!
*به یارو میگن چرا باسنت اینقدر بزرگه؟ میگه: خدا بیامرز مادرم به جای اینکه پودر بچه بهم بزنه پکینگ پودر میزد.
*هالو به عنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون
*امتحان رانندگی:سرهنگ به هالو:اگه موقع رانندگی كسی وسط خیابون بود بوق میزنی یا
ترمر میكنی؟ؤ
هالو:برف پاك كن
سرهنگ:چرا ?
هالو:یعنی یا بیا این ور یا برو اون ور

