گفت و گوی اختصاصی با مبتکر بجنوردی بهترین نرم افزار پزشکی
بهروز- یکی از بهترین دانش آموزان بجنوردی، اکنون کارآفرین جوانی است که نام او در دنیا به گوش همه پزشکان و طراحان و افرادی که در رشته مهندسی پزشکی دستی دارند رسیده است. «دانوش وحدت» 31 ساله و بجنوردی است و با داشتن مدرک مهندسی هوا و فضا از دانشگاه صنعتی شریف راهی آمریکا شد و اکنون در حال ادامه تحصیل در دانشگاههای هاپکینز و آکسفورد است. نرم افزاری که شرکتی که دانوش وحدت بنیان گذار آن است ساخته از سوی نمایشگاه مدیکا که برجسته ترین و بزرگترین نمایشگاه ارائه دهنده تجهیزات و نرم افزارهای پزشکی است به عنوان بهترین نرم افزار پزشکی دنیا در سال گذشته شناخته شد و شرکتی که او و همکاران جوانش آن را 5 سال قبل تأسیس کردند در انگلستان به عنوان خلاق ترین شرکت نوبنیاد انتخاب شده است. او که در دوره دانشگاه توانسته بود روبات پرنده بسازد می گوید: به دلیل این که در دوران زندگی ام بارها به همراه پدرم که پزشک متخصص داخلی است به بیمارستان های بجنورد می رفتم و با مشکلات پزشکان و بیماران آشنا بودم، فکر ابداع نرم افزاری که به وسیله آن بتوان به همه اطلاعات پزشکی بیماران دسترسی داشت و آن ها را به سرعت در اختیار پزشک قرار داد در ذهنم جرقه زد و بعد از سال ها آن را دنبال کردم. او بجنورد را دوست دارد و از سال های تحصیلش در بجنورد به عنوان بهترین سال های عمرش یاد می کند. این کار آفرین و مبتکر جوان، ادبیات را یکی از علاقمندی های خود بر می شمرد و می گوید: خیلی خوب است که روش درست حرف زدن و بیان آن چه را که در دل مان است به شیوه ای زیبا بیاموزیم. او نزدیک به 10 سال است که در آمریکا و انگلیس تحصیل و زندگی می کند و می گوید: این که به طور مرتب بتوانم به وطن و نزد خانواده ام بیایم از برنامه هایی است که نمی خواهم در آن به هیچ وجه وقفه ای ایجاد شود. وی تأسیس استان را فرصتی خوب برای رشد بجنورد می داند و می گوید: اگر توسعه شهر به شکل متوازن ادامه پیدا کند و افق توسعه هم در نظر گرفته شود، آینده خوبی در انتظار بجنورد است. وی تصریح می کند: عمران و نوسازی خوب است اما از آن چه که ساخته می شود باید به خوبی نگهداری کرد و ارزش زحمت و هزینه ای که برای آن صرف شده با نگهداری خوب جبران می شود.فرصتی دست داد تا در زمان حضور این مخترع در بجنورد با وی به گفت و گو بنشینیم که در ادامه می خوانید.
چرا یک مهندس هوا و فضا به سمت مهندسی پزشکی کشیده شده است؟
اگر چه در رشته ریاضی تحصیل کردم و مدرک مهندسی هوا و فضای خود را در دانشگاه صنعتی شریف گرفتم اما با دنیای پزشکی و مشکلات بیماران و پزشکان ناآشنا نبودم. ادامه تحصیل من در دانشگاه های جانز هاپکینز و آکسفورد آمریکا در رشته مهندسی پزشکی صورت گرفت؛ حیطه ای که با وجود کاربردی بودن آن هنوز در دنیا به خوبی شناخته نشده است. همان جا هم با سیستم های بیمارستانی آشنا شدم. پدرم پزشک است و از کودکی همراه با او به بیمارستان می رفتم، مشکلات را مشاهده می کردم و می دیدم که برای رد و بدل کردن اطلاعات بیماران از تلفن استفاده می شود و با این قضیه بزرگ شدم ولی به صورت حرفه ای و با توجه به رشته تحصیلی ام، بعدها بیشتر با آن درگیر شدم. این مشکلات در کشورهای بزرگی مانند آمریکا و انگلیس هم وجود دارد و این شباهت و سابقه ذهنی که از ایران داشتم من را واداشت تا بخواهم امکانی را فراهم کنم که مجموعه اطلاعات بیمار را بتوانیم به راحتی در دسترس پزشک معالج او در هر نقطه از جهان قرار دهیم. اعتقاد من و همکارانم در شرکتی که در آن هستیم این است که پزشکان، پرستاران و بیماران هر جا که هستند باید بتوانند از این امکان برخوردار باشند.
چه مدت روی این پروژه کار شد؟
5 سال روی این برنامه کار کردیم تا بتوانیم نرم افزاری را که دیتای بیماران با آن قابل مشاهده است، بسازیم و آن را در اختیار پزشکان قرار دهیم. این فعالیت برای رفع مشکل دسترسی نداشتن پزشک به اطلاعات بیمار است. پزشکان همیشه مجبور بودند به دنبال گردآوری پرونده پزشکی بیماران خود باشند و اکنون این امکان در این نرم افزار فراهم شده است. اکنون بیمارانی که به بیماری های سخت علاجی مانند سرطان دچار هستند، می توانند مطمئن باشند که پزشک معالج آن ها در هر نقطه و حتی در منزل حواسش به آن ها هست و هر لحظه امکان کمک وجود دارد.
آیا ظرفیت استفاده از این نوآوری در ایران هم وجود دارد؟
اگر چه هر کار جدیدی مشکلات خود را دارد اما می توان این انتظار را داشت و امیدوار بود که این نرم افزار به زودی فراگیر شود. من فکر می کنم که کشورهای در حال رشد برای استفاده از امکانات جدید مستعدتر هستند و به طور حتم این اتفاق می افتد. زمانی در روستاها تلفن هم نبود اما الان هر روستایی چند خط موبایل دارد. بیمارستان هایی داریم که به سیستم های پیچیده ای که در پیشرفته ترین بیمارستان های دنیا وجود دارد، مجهز نیستند، اما استفاده از این نرم افزار به امکانات پیچیده احتیاجی ندارد و هدف مجموعه من هم استفاده همه پزشکان دنیا از این نرم افزار است.
از دوران مدرسه چه خاطره هایی دارید؟ تنبیه بدنی هم شده اید؟
دوران مدرسه، دوران خوبی بود. یکی از بهترین دورانی بود که هیچ گاه از خاطرم نمی رود. معلمان خوبی داشتم و نمی توانم فقط از یک نفر نام ببرم همه آن ها را دوست داشتم و دارم. سعی می کردم در دوران مدرسه، بچه خوب و حرف گوش کنی باشم. اگر چه شیطنت هایی هم داشتم اما می خواستم در مدرسه و دبیرستان کاری نکنم که نام پدرم و اعتبار او به عنوان یک پزشک خدشه دار شود و این تفکر همیشه همراه من بوده است. در دوران مدرسه تنبیه بدنی نشدم ولی یک بار آن هم به علت این که یکی از دانش آموزان را می خواستند تنبیه کنند و او جا خالی داد ضربه ای که قرار بود به او بخورد به من خورد. یکی، 2 سال اول دانشگاه هم خوب بود و بعد از آن که درس ها حالت حفظی پیدا کرد، لذت دانشگاه هم کم شد.
چه تفاوتی بین آموزش و پرورش ما و غرب وجود دارد؟
فکر می کنم بحث آموزش در همه نقاط دنیا مبحث پیچیده ای است و فقط در این جا نیست که درست کار نمی کند و با مشکل برخورد می کنیم. مشکلات آموزشی عمومیت دارد و اولویت ها بر سیستماتیک کردن آموزش متمرکز است و این امر شاید با خلق و خوی انسان ها که توانایی های همسانی ندارند، متضاد باشد و شاید چون خلق و خوی آدمی متغیر است بسیاری از آدم ها با سیستم های کنونی آموزش نمی توانند کنار بیایند. در این بخش نه تنها در ایران بلکه در هیچ جای دنیا سرمایه گذاری نشده است و نمی شود در حالی که باید به آن اهمیت بیشتری داده شود.
دوست دارید باز هم ادامه تحصیل بدهید؟
به مدرک اعتقادی ندارم. لازم نیست که انسان حتماً درس بخواند و نیازی به این نیست که حتماً مدرک داشته باشد. صرفاً داشتن مدرک اگر کارایی لازم را از آن به دست نیاوریم، لازم نیست. برای خیلی ها بهتر است که از 20 سالگی وارد کارهایی شوند که به آن علاقه دارند؛ کارهایی مانند نجاری، نقاشی و هر چه دوست دارند و فکر می کنند به بهترین شکل می توانند انجام دهند. من به فلسفه، ادبیات و طراحی هم علاقه دارم. یکی از مشکلات کشورهای در حال رشد این است که در آن هاطراحی چیزهایی که انسان بتواند با آن ها ارتباط خوبی برقرار کند کم رنگ است و برای خانواده ها اهمیت دارد که دکتر و مهندس داشته باشند در حالی که درست تر این است که مهندسی داشته باشیم که چیزی که تولید می کند ارتباط احساسی با مصرف کننده پیدا کند. درست کار کردن در هر رشته ای و ارتباط برقرار کردن با مردم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اگر محصولی که تولید می کنیم به شکلی طراحی شود که با مصرف کننده ارتباط احساسی برقرار کند اثر ویژه ای در زندگی مان خواهد گذاشت. هم چنین تبادل اطلاعات از طریق خوب سخن گفتن برای من مهم است. استفاده از کلمات زیبا و شیوایی سخن چیزی است که باید به آن اهمیت داد. آن چه در فکر داریم اگر بخواهیم منتقل کنیم باید به بهترین شیوه باشد تا منظورمان را واضح و کامل برساند. البته لازم به ذکر است که در کنکور سراسری، آزمون ادبیاتم را خیلی خوب دادم و رتبه خوبی آوردم. به نظر من همان طور که چشم انسان کمک می کند تا دنیا را ببینیم ادبیات و نوشتن هم کمک می کند که دنیا ما را ببیند و فکر می کنم هنوز که هنوز است به اندازه ای که از دیدن لذت می بریم روی نوشتن وقت نمی گذاریم در حالی که نوشته ها از معدود چیزهایی هستند که همیشه می مانند و کم رنگ نمی شوند و ارزش دارند.
بجنورد را پس از مرکز استان شدن چگونه دیده اید؟
شهری است که به طور متوازن در حال رشد است. فرصتی که هر مجموعه ای که در حال رشد است دارد این است که با نگاه به آینده حرکت کند. بسیاری از سیستم های چنین شهری و ساختارهای آن شکل نگرفته است و با نگاهی بلندتر می توان آینده شهر را به خوبی رقم زد و تا حد قابل قبولی این اتفاق افتاده است و نسبت به دیگر شهرها بجنورد شهر مرتب تری است حتی از نظر خیابان بندی ها و ساختمان ها اما چیزی که مهم است این است که این حالت حفظ شود و برای این کار باید به این فکر کنیم که چیزی که به بهره برداری می رسد در واقع به اتمام نرسیده است و پس از پایان آن راه طولانی نگهداری از آن آغاز می شود. برای هر چیزی که در شهر ساخته می شود و تمام چیزهای دیگری که می سازیم، باید هزینه نگهداری هم بپردازیم.
چگونه این کار شروع شد و برای شرکتی که دارید چقدر زمان گذاشتید؟
در گام اول باید به کاری که می خواهید انجام دهید اعتقاد داشته باشید. از یک نقطه مطمئن باید شروع کرد و روی کار تمرکز داشت تا به نتیجه رسید و این تمرکز ممکن است در ابتدا سخت باشد و انسان را از بسیاری از تفریحات و کارهایی که به آن علاقه دارد دور کند اما نتیجه ای که می گیرد زیبا و خوب خواهد بود. در آغاز کار، دفتری نداشتیم و گاهی مجبور بودیم زیر میز کارمان و یا در مسجد بیمارستان هاپکینز بخوابیم و در کتابخانه و رستوران کار کنیم اما کم کم توانستیم دفتری داشته باشیم و اکنون به عنوان بزرگترین و خلاق ترین شرکت انگلیس و دنیا شناخته شده ایم.
سخن پایانی؟
خاطرات شیرینی از این شهر دارم. این جا شهر من است و بهترین روزهایم در این جا سپری شده است. بهترین معلم هایم در این جا هستند؛ معلمانی که بدون هیچ چشمداشتی واقعاً بخشنده بودند و این خصوصیت بهترین خصوصیت انسان هاست که بدون انتظار می بخشند و کمک می کنند تا دنیا بهتر شود.
اين وبلاگ براي معرفي استان خراسان شمالي به خصوص بجنوردراه اندازي شده است .مطالبي كه دروبلاگ گذاشته مي شودبه خصوص درموردتاريخ وجغرافياي استان اميدوارم نيازدانشجويان رابرآورده كند.استفاده ازمطالب حتي بدون نام نويسنده ووبلاگ آزادآزاداست.